به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن؛ فرمول دو مرحلهای یک روانشناس کودک برای تربیت فرزندانی با اعتمادبهنفس؛ اضطراب را حذف نکنید، آن را به فرصت رشد تبدیل کنید
بسیاری از والدین تصور میکنند اضطراب فرزندشان مشکلی است که باید هرچه سریعتر از بین برود؛ اما یک روانشناس کودک معتقد است همین اضطراب، اگر بهدرستی مدیریت شود، میتواند به یکی از مهمترین عوامل شکلگیری اعتمادبهنفس، تابآوری و موفقیت کودکان تبدیل شود.
جواد آل حبیب کارشناس ارشد روانشناسی بالینی میگوید هدف درمان هرگز حذف اضطراب نیست، بلکه باید به کودکان آموخت چگونه با ترسهای خود روبهرو شوند و از آنها برای رشد فردی استفاده کنند.
اضطراب؛ احساسی طبیعی که نباید از کودک گرفت
وی است یکی از رایجترین سوءبرداشتها درباره کار روانشناسان کودک این است که والدین انتظار دارند درمانگر اضطراب را بهطور کامل از بین ببرد.
او توضیح میدهد:
«اضطراب یکی از هیجانهای بنیادی انسان است و هر زمان با موقعیتهای جدید، ناشناخته یا غیرقابل پیشبینی روبهرو میشویم، بهطور طبیعی تجربه میشود.»
به گفته این متخصص، کودکان نیز مانند بزرگسالان برای رشد سالم باید یاد بگیرند با این احساس کنار بیایند، نه اینکه همیشه از آن دور نگه داشته شوند.

فرمول دو مرحلهای برای افزایش اعتمادبهنفس کودکان
روانشناسان در جلسات درمانی خود از یک فرمول ساده اما مؤثر استفاده میکند:
اضطراب + شجاعت = اعتمادبهنفس
او میگوید زمانی که کودک بدون دخالت مستقیم والدین با ترسی که قبلاً او را نگران میکرد روبهرو میشود و متوجه میشود از پس آن برآمده است، اعتمادبهنفس واقعی در او شکل میگیرد.
این تجربه به کودک نشان میدهد که توانایی مدیریت چالشها را دارد و برای عبور از مشکلات آینده نیز به تواناییهای خود اعتماد بیشتری خواهد داشت.
والدین باید اجازه دهند فرزندشان اضطراب را تجربه کند
او تأکید میکند که واکنش طبیعی والدین، محافظت از فرزند در زمان ناراحتی یا اضطراب است؛ اما این رفتار همیشه به نفع کودک نیست.
او میگوید والدین بهصورت غریزی زمانی که فرزندشان دچار استرس میشود، تلاش میکنند فوراً مشکل را حل کنند یا او را از موقعیت دشوار خارج سازند.
اما چنین مداخلهای، هرچند با نیت حمایت انجام میشود، فرصت مهمی را از کودک میگیرد؛ فرصتی که میتوانست به او ثابت کند موقعیت آنقدرها هم خطرناک نبوده و خودش نیز توانایی مدیریت آن را داشته است.

دخالت بیش از حد، اعتماد کودک به خودش را کاهش میدهد
این روانشناس کودک هشدار میدهد که رفتارهای حمایتی افراطی ممکن است ناخواسته این پیام را به کودک منتقل کند که والدین به توانایی او برای حل مشکلات اعتماد ندارند.
به گفته وی، والدین باید همواره سه ویژگی اضطراب را به خاطر داشته باشند:
- اضطراب خطرناک نیست.
- اضطراب قابل تحمل است.
- اضطراب موقتی است.
او معتقد است عبور از این احساس، تنها زمانی ممکن میشود که کودک فرصت تجربه کردن آن را داشته باشد.
کودکان را مجبور به شجاعت نکنید
با این حال، انی روانشناس هشدار میدهد که والدین نباید در جهت مخالف نیز افراط کنند.
او میگوید شجاعت را نمیتوان به کودک تحمیل کرد.
برای مثال، اگر کودکی از شیرجه زدن از سکوی بلند استخر میترسد، هل دادن او داخل آب باعث شجاعتر شدنش نخواهد شد.
به گفته او:
«اعتمادبهنفس زمانی ساخته میشود که خود کودک تصمیم بگیرد قدمی به سمت انجام کار دشوار بردارد.»
چگونه فرصتهای شجاعت ایجاد کنیم؟
این متخصص توصیه میکند والدین شرایطی فراهم کنند که کودک بتواند بدون فشار و در محیطی امن، قدمهای کوچکی برای غلبه بر ترسهایش بردارد.
برای نمونه، اگر کودک دچار اضطراب اجتماعی است، والدین میتوانند در یک رستوران از او بخواهند در صورت تمایل سفارش دسر خانواده را ثبت کند.
چنین موقعیتهایی فشار زیادی ایجاد نمیکنند، اما به کودک فرصت میدهند تواناییهای خود را محک بزند.
والدین خودشان الگوی شجاعت باشند
این روانشناس تأکید میکند کودکان بیش از آنکه به توصیههای والدین گوش دهند، رفتار آنها را مشاهده و تقلید میکنند.
برای مثال، اگر پدر یا مادر از زنبور عسل میترسند، میتوانند در حضور کودک با آرامش زنبور را از پنجره بیرون هدایت کنند تا فرزندشان ببیند حتی افراد بزرگسال نیز با وجود ترس، میتوانند رفتار منطقی داشته باشند.
کوچکترین قدمهای کودک را تشویق کنید
یکی دیگر از توصیههای مهم این روانشناس، توجه به پیشرفتهای کوچک کودکان است.
او میگوید حتی اگر کودک تنها یک قدم کوچک به سمت رویارویی با ترس خود بردارد، همان قدم ارزش تشویق دارد.
به اعتقاد این روانشناس:
«هر قدمی که کودک به سمت انجام کار دشوار برمیدارد، باید مورد توجه و تشویق قرار گیرد؛ زیرا شجاعت، شجاعت بیشتری میآفریند.»
ترس را به یک بازی تبدیل کنید
وی پیشنهاد میکند والدین برای کاهش اضطراب، از عنصر بازی و سرگرمی استفاده کنند.
اگر کودکی به زنبورها علاقه ندارد و از آنها میترسد، میتوان این موقعیت را به یک بازی تبدیل کرد؛ مثلاً از او خواست تعداد بیشتری زنبور نسبت به خواهر یا برادرش بشمارد و برای هرکدام نامی بامزه انتخاب کند.
همچنین اگر کودک از دوستیابی در مدرسه نگران است، میتواند مانند یک پژوهشگر کوچک از همکلاسیهایش بپرسد چه کسانی برنامه تلویزیونی مورد علاقه او را تماشا میکنند.
این روشها باعث میشود تمرکز کودک از ترس به کنجکاوی و بازی منتقل شود.
این روش فقط مخصوص کودکان نیست
آل حبیب تأکید میکند استفاده از بازی، شوخطبعی و مواجهه تدریجی با ترسها محدود به دوران کودکی نیست.
به گفته او، این مجموعه مهارتها در نوجوانی، جوانی و حتی بزرگسالی نیز میتواند به افراد کمک کند تا اضطراب خود را بهتر مدیریت کنند و اعتمادبهنفس بیشتری به دست آورند.
آینده زمانی فرصت میشود که کودک یاد بگیرد با اضطراب کنار بیاید
این روانشناس کودک در پایان تأکید میکند بسیاری از مهمترین موفقیتهای زندگی تنها زمانی به دست میآیند که انسان بتواند بر ترس از شکست، ابهام و ناشناختهها غلبه کند.
او میگوید کودکانی که از سنین پایین یاد میگیرند اضطراب را مدیریت کنند، در بزرگسالی احساس توانمندی بیشتری خواهند داشت و به جای اینکه آینده را مجموعهای از تهدیدها ببینند، آن را فرصتی برای رشد و پیشرفت تلقی خواهند کرد.
به باور این روانشناس، اعتمادبهنفس واقعی زمانی شکل میگیرد که کودک تجربه کند میتواند با وجود اضطراب، قدم بردارد و از پس چالشهای زندگی برآید؛ مهارتی که سرمایهای ارزشمند برای تمام سالهای آینده او خواهد بود.
نویسنده: جواد آل حبیب | کارشناس ارشد روانشناسی بالینی
پایان/*
.