20:50 - 2025/05/11

چه چیزی از دست می رود وقتی دانش آموزان به هوش مصنوعی روی می آورند

[ad_1] در بسیاری از موارد ، آغوش نوآوری های فناوری توسط کاربران یک رویکرد کاربردی در حال حاضر پرداخت شده است. به عبارت دیگر ، نوآوری ها لزوماً با شک و تردید روبرو نشده اند که شاید آنها باشند. هوش مصنوعی به عنوان نمونه اصلی این امر عمل می ...

چه چیزی از دست می رود وقتی دانش آموزان به هوش مصنوعی روی می آورند

[ad_1]

در بسیاری از موارد ، آغوش نوآوری های فناوری توسط کاربران یک رویکرد کاربردی در حال حاضر پرداخت شده است. به عبارت دیگر ، نوآوری ها لزوماً با شک و تردید روبرو نشده اند که شاید آنها باشند. هوش مصنوعی به عنوان نمونه اصلی این امر عمل می کند.

مهمتر از سایر نگرانی های فوری برای دانشکده در آموزش عالی-که در حال حاضر یک حرفه پر استرس در حال حاضر ، با توجه به شرایط سیاسی و فرهنگی-بسیاری از ما نیز خودمان را می بینیم که وقتی کار مکتوب دانشجویان ما به هوش مصنوعی برون سپاری شده است ، با چه کاری باید انجام دهیم. به عنوان مثال ، سال گذشته ، مقاله ای در سیمی مجله گزارش داد که Turnitin ، یک شرکت تشخیص سرقت ادبی ، گزارش داد که دانشجویان بیش از 22 میلیون مقاله با محتوای تولید شده AI ارسال کرده اند.

با این حال ، روی آوردن به هوش مصنوعی برای دانشجویان در آموزش عالی محفوظ نیست. در سیمی به عنوان مثال ، این قطعه خاطرنشان كرد كه “اثری از چتكات در همسالان بررسی شده و نگارش دانشگاهی منتشر شده است.” این تعداد ممکن است حتی بالاتر از آنچه گزارش شده است ، هم از طرف دانش آموز و هم از طرف محقق باشد.

کنار گذاشتن ملاحظات اخلاقی و فکری در مورد تکیه بر این ابزارها برای نوشتن مقالات – بیشتر در مورد آن – یک نگرانی به همان اندازه قانع کننده این است که ابزارهای هوش مصنوعی به راحتی توسط توده ها پذیرفته می شوند ، با وجود این واقعیت که اغلب داده هایی که از آنها خارج می شوند کاملاً نادرست است. در واقع ، فقط این هفته ، نیویورک تایمز گزارش داد که به جای تبدیل شدن بیشتر دقیق تر با گسترده تر شدن این ابزارها و احتمالاً تصفیه شده تر – سیستم های جدید هوش مصنوعی در واقع اطلاعات را با نرخ های 79 درصد افزایش می دهند.

توهمات آیا اصطلاح مشترک محققان AI هنگام مراجعه به این پدیده از آن استفاده می کنند. در سیمی در مقاله آمده است كه “هوش مصنوعی مولد برای توهم شناخته شده است ، ایجاد حقایق خاص خود و استناد به منابع دانشگاهی كه در واقع وجود ندارد.”

به همان اندازه که این اعداد ناراحت کننده هستند این واقعیت است که سازندگان آنها واقعاً نمی توانند توضیح دهند چرا این ابزارها توهم را با نرخ های بالاتر تولید می کنند. به نظر می رسد که بسیاری از دانش آموزان برای تکمیل کارهایی که قرار است در دوره های خود انجام دهند ، به این ابزارها تکیه می کنند ، بدون اینکه در نظر بگیرند که آنچه ارسال می کنند ، علاوه بر عدم تأمل در کار اصلی ، فاقد دقت است.

البته ، همانطور که قبلاً به آن اشاره شد ، عدم دقت در هنگام مقابله با عدم اعتماد به نفس دانش آموزان بر این ابزارها فقط یک نگرانی است. نگرانی اخلاقی واضح میزان استفاده از محتوای تولید شده توسط AI نوعی تقلب است.

علاوه بر این ، همچنین نگران این است که تمایل بسیاری از دانشجویان کارشناسی (و احتمالاً فارغ التحصیل) برای روی آوردن به این ابزارها ، بیشتر نشان می دهد که نتیجه گرا به جای فرآیند گرا هستند. یک ارزش ذاتی برای کار کردن وجود دارد روند پرورش مهارت های نوشتن و یادگیری نحوه بیان خود در کاغذ در یک محیط دانشگاهی. وقتی دانش آموزان در حال برون سپاری این روند به هوش مصنوعی هستند ، چنین مهارتی به وضوح ارزشمند نیست.

من این را بخشی از روند بزرگتر می دانم که در آن فناوری جایگزین بسیاری از مهارت های انسانی می شود – اساساً تغییر آنچه در انسان بودن و نحوه تعامل با جهان است ، تغییر می دهد. در تجربه من ، مدیران اغلب اوقات دانشکده را به “پذیرش” این ابزارها ارتقا می دهند ، و این موضوع را بیان می کند که چگونه ممکن است شغل های ما را با انجام وظایف بالقوه مانند درجه بندی آسانتر کند. با این حال ، چنین ارتقاء نمی تواند تا چه اندازه این ابزارها هدف از قرار گرفتن در یک محیط دانشگاهی را تضعیف کند.

اغلب از طریق روند نوشتن ، دانش آموزان مهارت های تفکر انتقادی خود را توسعه می دهند. آنها با چالش سازماندهی افکار خود روبرو هستند ، و می دانند که چه چیزی می خواهند بیان کنند و آن را به روشی بیان می کنند که تئوری را به روش دلپذیر ، قانع کننده و جذاب به خواننده ارائه می دهد. نوشتن فرایندی است که به طور مداوم به ویرایش ، تجدید نظر و پالایش نیاز دارد.

به عبارت دیگر ، مانند بسیاری از فرآیندها ، نیاز به فداکاری و صبر دارد. هنگامی که دانش آموزان یک تکلیف مکتوب به هوش مصنوعی را برون سپاری می کنند ، آنها فقط در میانبر شرکت نمی کنند. در عوض ، آنها توانایی های خود را کوتاه می فروشند و به خود این فرصت را نمی دهند تا بفهمند که چگونه در مورد یک موضوع خاص فکر می کنند و احساس می کنند. آنها به خود این فرصت را نمی دهند تا در مورد هر موضوعی که مأمور می شدند درباره آنها بنویسند ، عمیق تر فکر کنند.

روانشناسی مدتهاست که قدرت شفابخش بالقوه نوشتن بیانگر را مشخص کرده است. با توجه به اینکه تفسیر تجربیات یکی از راه هایی است که نوشتن می تواند درمانی باشد ، همچنین به این دلیل است که چنین تفسیری حتی برای نوشتن سنتی تر دانشگاهی نیز مفید است. بنابراین ، هدف از اختصاص مقاله کتبی در یک محیط دانشگاهی فقط مربوط به محصول نهایی است که دانش آموز تولید می کند ، بلکه فرایندی است که دانش آموز را قادر می سازد تا آن ارسال را جمع کند.

از دیدگاه من در مورد طرف دیگر این فرایند ، در حالی که می تواند برای مقالات درجه ای که توسط دانش آموزانی که هنوز در نوشتن دانشگاهی کاملاً ماهر نیستند ، بسیار ناامید کننده باشد ، اما فرصتی برای راهنمایی دانش آموزان ما ، ارائه بازخورد مورد نیاز آنها و کسب اطلاعات بیشتر در مورد زندگی درونی آنها است. در حقیقت ، برخی از تحول آمیزترین تجربیاتی که من در گفتگو با دانش آموزانم داشته ام در طول درجه بندی یک اثر کتبی از آنها بوده است.

شاید با تکیه بر هوش مصنوعی ، من را قادر می سازد که یک دانش آموز “سریعتر” باشم ، اما من به بازخورد و ویرایش اعتماد دارم که می توانم بسیار بیشتر از یک ربات ارائه دهم. من همچنین تصور می کنم دانش آموزان به همان روشی که ما به عنوان دانشکده هنگام کشف محتوای تولید شده توسط AI در ارسال های خود انجام می دهیم ، احساس ناراحتی می کنند.

این تلفات کمتر آشکار از اخلاق سریع و سریع است که از ابتدای کار فناوری بزرگ را تحت تأثیر قرار داده است و اکنون تقریباً در هر موسسه قابل اعتماد در فرهنگ بزرگتر نفوذ کرده است. مهمتر از آن ، دانشجویان محتوای تولید شده AI به احتمال زیاد حتی به طور دقیق منعکس کننده موضوع انتخاب نیستند.

باید در آنجا استعاره ای در مورد وضعیت نامطلوب فرهنگ وابسته به فناوری ما وجود داشته باشد.

کپی رایت آزاده آلای 2025

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان