02:21 - 2024/09/26

رمز و راز هومر “دریای تاریک شراب”

[ad_1] لارنس آلما تادما، خواندنی از هومر، 1885. موزه هنر فیلادلفیا منبع: Wikimedia Commons هر کسی که از جزایر یونان بازدید کرده است، دنیایی درخشان را به یاد می آورد که بین آسمان آبی و دریای آبی معلق است. با این حال، در اوایل سال 1858، ویل...

رمز و راز هومر “دریای تاریک شراب”

[ad_1]

ویکی‌مدیا کامانز

لارنس آلما تادما، خواندنی از هومر، 1885. موزه هنر فیلادلفیا

منبع: Wikimedia Commons

هر کسی که از جزایر یونان بازدید کرده است، دنیایی درخشان را به یاد می آورد که بین آسمان آبی و دریای آبی معلق است. با این حال، در اوایل سال 1858، ویلیام گلادستون – سیاستمدار بریتانیایی و محقق آماتور کلاسیک – متوجه یک واقعیت قابل توجه شد: هومر (یا هر کسی که کتاب را نوشته است. ایلیاد و اودیسه) تقریباً هرگز چیزی را آبی توصیف نکرد.

عبارت مشخص شاعر «دریای تاریک شراب» است. آن طناب پنج بار در ایلیاد و دوازده بار در اودیسه. دریایی به رنگ شرابی؟ یا شاید رنگ شراب به اصطلاح سفید؟

عبارت هومر (oînops póntos) به معنای واقعی کلمه به عنوان “دریای شرابی” یا “دریای چشم شراب” ترجمه می شود. این یک اصطلاح است که مانند این چیزها غیرقابل ترجمه است. باید به معنای دریا باشد مانند شراب، اما به چه معنا؟ نظریه گلادستون این بود که یونانیان باستانی از اصطلاحات رنگی برای توصیف درخشندگی استفاده می کردند، نه رنگ. یک دریای عمیق آبی می تواند مانند شراب قرمز تیره به نظر برسد (البته نه قرمز).

هومر گفت آبی چیست؟ ابروهای زئوس! هومر از کلمه یونانی استفاده می کند کیانوس برای آن توصیف این می تواند یک شکل گفتار بازیگوش باشد، مانند “بانوی مو آبی”. با این حال، محققان فکر می کنند که احتمال بیشتری دارد که معنای کیانوس در طول زمان تغییر کرده است. در یونانی مدرن به معنای آبی است، اما در زمان هومر شاید فقط به معنای تیره بود.

مشاهدات گلدستون الهام‌بخش تحقیقات چند رشته‌ای در مورد ارتباط پرآشوب رنگ و فرهنگ بوده است. با این سوال واضح شروع کنید: یونانیان باستان چگونه می توانستند؟ نه آیا کلمه مناسبی برای آبی داشته اید؟

کسانی که وسترن لیت 101 خود را به خاطر دارند ممکن است از قبل به یک توضیح فکر کنند: هومر نابینا بود. طبیعتاً رنگ ها بخش بزرگی از تخیل شاعرانه او نبودند. وقتی هومر از رنگ دریا یا ابروهای زئوس صحبت کرد، ممکن است توصیفات او کمی نادرست باشد…

مشکل اینجاست که هومر شخصیتی نیمه اسطوره ای است و احتمالاً تنها نویسنده آثار منسوب به او نیست. در هر صورت، رمز و راز نام های رنگ باستانی فراتر از هومر و یونان است. در دهه 1960، برنت برلین و پل کی نشان دادند که زبان‌های باستانی در سراسر جهان از نظر رنگی کمبود دارند. آنها ادعا می کردند که الگوی این بود که زبان ها با اصطلاحاتی برای روشن و تاریک شروع می شدند و سپس کلمات را برای رنگ ها اضافه می کردند. اولین رنگ نامگذاری شده قرمز و به دنبال آن سایر رنگهای اصلی و ثانویه خواهد بود. اصطلاحاتی مانند قهوه ای و صورتی نسبتاً دیر در توسعه یک زبان ظاهر می شوند.

ما این الگو را در انگلیسی می بینیم. همانطور که ممکن است شنیده باشید، کلمه انگلیسی orange از مرکبات گرفته شده است و بالعکس. در انگلیسی قدیم، geoluhread (زرد-قرمز) رنگی را که ما اکنون نارنجی می نامیم را توصیف می کند. یکی از داستان‌های کانتربری چاسر، روباهی به رنگ «در میان زرد و نی» دارد.

تاجران پرتغالی در اوایل دهه 1500 پرتقال را از هند به اروپا آوردند. شکسپیر سه بار از پرتقال یاد می کند. او دو بار برای توصیف یک رنگ از “رنگ نارنجی” استفاده می کند. Tawny در آن زمان یک کلمه رایج برای قهوه ای بود، و این احتمالاً به عنوان اسمی است که یک صفت رنگ را تغییر می دهد، مانند “زرد لیمویی” یا “قرمز گوجه ای” امروزی.

تا اوایل دهه 1600 بود که نارنجی به عنوان یک نام رنگ مستقل از میوه ظاهر شد. آیزاک نیوتن در هنگام گزارش آزمایشات منشور خود در این زمینه به تقویت این کاربرد کمک کرد اپتیک ها (1704)، او هفت رنگ طیف را فهرست کرد. نارنجی یکی از آنها بود.

کار نیوتن رنگ را به عنوان یک ویژگی فیزیکی نور تثبیت کرد. این یافته بر مفهوم مدرن رنگ غالب است. رنگ سیب قرمز یک واقعیت عینی است، موضوع فوتون هایی با طول موج های خاص. قرمزی در جهان وجود دارد و نه فقط در سر ما. با این حال، این دیدگاه توسط برخی آزمایشات اخیر در درک رنگ به چالش کشیده شده است. در پست آینده بیشتر در مورد آن خواهم گفت.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان