روانشناختی رفتاری

آیاجامعه ما فرسوده است؟/”سندرم فرسودگی شغلی” بیماری مدرن معرفی شده!

بیونگ چول هان در کتاب کوتاه خود به نام «جامعه فرسودگی شغلی» می نویسد که در سنین قبل در دنیایی از «بیمارستان، دیوانه خانه، زندان» زندگی می کردیم.

روانشناسی رضایت شغلی شاد بودن در محل کار

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن، بیونگ چول هان در کتاب کوتاه خود به نام «جامعه فرسودگی شغلی» می نویسد که در سنین قبل در دنیایی از «بیمارستان، دیوانه خانه، زندان» زندگی می کردیم.برای اطلاعات بیشتر اندیشه قرن را دنبال کنید.

امتیاز کلیدی

جوامعی که سطوح بی‌سابقه فراوانی را تجربه می‌کنند، همچنان سطوح بالایی از افسردگی را تجربه می‌کنند.
تصور امروزی ما از فرسودگی شغلی استرس و خستگی ناشی از کار بیش از حد یا دلایل مرتبط است.
اگر احساس فرسودگی می کنیم، گهگاه ارزش این را دارد که بپرسیم چه ایده آل هایی را دنبال می کنیم.

جامعه فرسودگی شغلی

در این گشایش بازداشت‌کننده مقداری اغراق وجود دارد – ما هنوز زندان‌های زیادی داریم – اما مقداری از حقیقت را نیز در نظر می‌گیریم. در راهپیمایی روز گذشته، از سه استودیو یوگا رد شدم، به غیر از یک سالن بدنسازی، یک استودیوی پیلاتس، و فضایی اختصاص داده شده به تمرینات “بار” (مثل آنهایی که رقصندگان باله انجام می دهند). از نظر هان، این اتفاقی نیست. اگر در دوره‌های قبل مردم توسط مقامات خارجی تنبیه می‌شدند، امروز از ما خواسته می‌شود – حداقل اگر در دنیای نسبتاً ممتاز یوگا و استودیوهای باری زندگی می‌کنیم – خودمان را انضباط کنیم.

آیاجامعه ما فرسوده است؟/"سندرم فرسودگی شغلی" بیماری مدرن معرفی شده!

آیاجامعه ما فرسوده است؟/”سندرم فرسودگی شغلی” بیماری مدرن معرفی شده!

برای هان، این جنبه از مخمصه معاصر سرچشمه روانشناسی های متمایز آن است..

که برای او افسردگی، اختلال کمبود توجه/بیش فعالی و «سندرم فرسودگی شغلی» است. اگر فردی در جامعه‌ای زندگی می‌کند که ظاهراً همه چیز در آن امکان‌پذیر است، و خود را برای تلاش برای رسیدن به اهدافش منضبط می‌کند، و با این وجود نتواند اندازه‌گیری کند، از نظر هان، این نوعی مخمصه است که ناگزیر به افسردگی منجر می‌شود. تناقض در قلب بسیاری از کارها در مورد اقتصاد سلامت روان – اینکه جوامعی که سطوح بی سابقه ای از افسردگی را تجربه می کنند با این وجود همچنان سطوح بالایی از افسردگی را تجربه می کنند – از نظر هان به هیچ وجه یک پارادوکس نیست، بلکه یک نتیجه قابل انتظار است.

موتورها و مدارها

“فرسودگی شغلی” قبل از هر چیز یک استعاره است. در استفاده اولیه، به نظر می‌رسد که برای موتورهایی که تمام سوخت خود را مصرف می‌کنند، یا مدارهایی که بار بیش از حد بار دارند، استفاده شده است. بنابراین حتی در نظر گرفتن افراد یا کارمندان به‌عنوان موجوداتی که می‌توانند «سوزانند»، فکر می‌کنیم که می‌توانند در مقایسه با موتورها یا مدارهای الکتریکی مفید باشند.

شخصی که این استعاره را به استفاده عمومی آورد هربرت فرودنبرگر است که در مقاله ای که اکنون به طور گسترده مورد استناد قرار گرفته است به آنچه که «فرسودگی شغلی» در بین خود و همکارانش می نامد، پرداخته است.

جالب است که فرودنبرگر فرسودگی شغلی را به طور کلی جنبه ای از کار یا حتی به عنوان جنبه ای از کار در «حرفه های کمکی» مانند پزشکی و مددکاری اجتماعی نمی داند. در عوض، او آن را نشانه‌ای از نوع خاصی از کاری می‌داند که او و همکارانش به آن مشغول هستند: کار در جنبش «درمانگاه رایگان»، جنبشی که به دنبال ارائه خدمات به نیازمندان بود، تا حدودی خارج از چارچوب سیستم پزشکی سنتی او فرض می‌کند که فرسودگی شغلی نشانه‌ای از این نوع کار با انگیزه ایده‌آلیستی است که احتمالاً در «موسسات خودیاری جایگزین یا مداخله در بحران» نیز به وجود می‌آید.

به نظر نمی رسد که این ایده که فردی می تواند با کارش به عنوان مدیر محصول در یک شرکت فناوری سوخته شود، در رادار فرودنبرگر نیست. برای او، فرسودگی شغلی جنبه متمایز یک نوع متمایز مازاد بر کار است که اغلب با دستمزد کمتری انجام می‌شود. راه‌حل‌های او بر این اساس می‌تواند برای کسی که فرسودگی شغلی قرن بیست و یکم را تجربه می‌کند، عجیب باشد. او از مرخصی گرفتن، کاهش ساعات و در صورت لزوم سوگواری برای از دست دادن آرمان های خود دفاع می کند. این توصیه‌ها، به همان اندازه که برای کارمندان به داوطلبان می‌رسد، توصیه‌های معقولی هستند، اما برای بسیاری از کسانی که امروزه فرسودگی شغلی را تجربه می‌کنند، همیشه واقع‌بینانه به نظر نمی‌رسند.

 

پایان/*

اندیشه قرن را در ایتا دنبال کنید

اندیشه قرن را در تلگرام دنبال کنید

مطالب مرتبط

برنجستان