روانشناسی
صفحه اصلی  /  خبر روز  /  روانشناسی

از ایده آل برونگرا تا ارجاع خارجی

[ad_1] منبع: داریوش بشار / Unsplash ما در یک فرهنگ به شدت برونگرا زندگی می کنیم. این در درجه اول به این معنی است که برونگرایی ارزشمند است و درونگرایی اجتناب می شود. برون گرایی پردازش آن چیزی است که شما احساس می کنید، آرزو می کنید و با صدای ...

قدرت شفابخش “شاید”

[ad_1] منبع: النور/شاتراستاک “بزرگترین مانع برای زندگی امید است که به فردا معلق است و امروز را از دست می دهد. کل آینده در عدم اطمینان نهفته است: بلافاصله زندگی کنید.” – سنکا علیرغم زندگی در زمانی که «هرچه بیشتر یاد بگیریم،...

خطر و وعده فناوری

[ad_1] منبع: Unsplash/Mick Haupt سانچو پاسخ داد: «اینجا را نگاه کن، آن‌هایی که آن‌جا غول‌ها نیستند، آسیاب‌های بادی هستند، و آن‌چه که برای تو شبیه بازوها به نظر می‌رسد بادبان‌ها هستند – وقتی باد آنها را می‌چرخاند، سنگ‌های آسیاب را گرد می‌کنن...

نابودی فرهنگ سلامتی | روانشناسی امروز

[ad_1] منبع: عکس دومینیک مارتین در Unsplash ما مملو از پیام‌هایی در مورد «سلامتی» و «بهزیستی» هستیم، گویی هر محصول، خدمات یا تأثیرگذار زندگی سالم‌تر و شادتر را نوید می‌دهد. با این حال، وقتی لایه‌ها را جدا می‌کنید، بسیاری از آنچه به عنوان سل...

حقیقت بزرگ دست کم گرفته شده عشق: ترسناک است.

برخی از داستان های عاشقانه کلاسیک جهان - رومئو و ژولیت، لنسلوت و گینور، اسکارلت و رت، تارزان و جین- بر اساس این ایده ساخته شده اند که عشق چیست. موانع: اختلاف و فاصله بین دو نفر، عدم تایید خانواده‌هایشان، اینکه خانه رویایی او یک تودور در کشو...

آیا شما با منو زندگی می کنید نه غذا؟

[ad_1] من در یک تور جیپ در میان تپه های شنی صحرا در یک سرزمین خارجی بودم. ما چهار نفر در ماشین بودیم. صبح باشکوهی بود، با طلوع خورشید. منظره وسیع و همچنین خارجی بود، کاملاً ناشناخته. این پتانسیل برای یک تجربه متحول کننده، عبور از شن های بیک...

5 درسی که با برداشتن چشم بند یاد می گیرید

[ad_1] قسمت اتحاد مجدد فصل هفتم عشق کور است این هفته منتشر شد و کارهای کوچک زیادی برای انجام دادن وجود داشت. اما از تجربیات مهمانان نیز چیزهای زیادی می‌توان آموخت. بیایید علم پشت سخنان شرکت کنندگان را بررسی کنیم. در اینجا پنج درس در مورد عش...

چگونه بدانیم چه چیزی را بپذیریم و چه چیزی را به چالش بکشیم

[ad_1] یک بار در توری که داشتم دو زن نابینا بودند. تجارب بودن با آنها نمی توانست بدتر از این باشد. لی از این ناراحت بود که مسافران دیگر یا او را نادیده می‌گیرند – «هیچ‌کس در مورد چمدانم به من کمک نمی‌کند!» – یا آنها نسبت به او ا...