به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن؛ هوش مصنوعی در سال های اخیر به بخش جدایی ناپذیری از زندگی روزمره تبدیل شده است؛ از نوشتن ایمیل و خلاصه کردن متن تا تحلیل داده و حتی پیشنهاد تصمیم های شخصی. این فناوری به ما کمک می کند تا بخشی از کارهای تکراری و زمان بر را ساده تر کنیم، اما پرسش جدی اینجاست که آیا در این مسیر، فقط از آن کمک می گیریم یا به تدریج فکر کردن را هم به آن می سپاریم؟. در سال های اخیر برخی برنامه ها و اپلیکیشن ها با وعده «کاهش بار ذهنی» و «جلوگیری از فرسودگی» سعی کرده اند کارهای ذهنی مانند پیدا کردن ایده، تصمیم گیری و حتی برنامه ریزی را به هوش مصنوعی بسپارند و بگویند می شود بدون درگیر شدن با فکر کردن، به نتایج دلخواه رسید.
در همین حال، اندیشمندان و منتقدان فناوری هشدار داده اند که واگذاری بیش از حد فرآیندهای ذهنی به ماشین، می تواند به «آتروفی شناختی» منجر شود؛ وضعیتی که در آن توانایی تحلیل، حافظه فعال و تفکر انتقادی کاربران به مرور ضعیف می شود. با این حال، مطالعات نشان می دهد مغز انسان قابلیت انعطاف پذیری بالایی دارد و می تواند خود را با ابزارهای جدید سازگار کند؛ به شرطی که استفاده از هوش مصنوعی به عنوان «دستیار» و نه «جانشین» در نظر گرفته شود. به عبارت دیگر، مرز بین کمک گرفتن و وابستگی، همان جایی است که انسان باید همچنان تصمیم گیرنده نهایی و صاحب فرآیند فکر کردن باقی بماند.
هوش مصنوعی آمده تا بخشی از کارهای ما را سادهتر کند اما یک سؤال جدی وجود دارد اینکه آیا داریم از آن کمک میگیریم یا کمکم داریم فکر کردن را هم به آن میسپاریم؟ چند روز پیش از یک استاد دانشگاه پرسیدم آیا از هوش مصنوعی استفاده میکند؟ پاسخ داد فقط در موارد بسیار ضروری با این پاسخ به این فکر کردم که امروزه بسیاری از مردم برای کوچکترین موضوعات، به جای اینکه خودشان فکر کنند، از هوش مصنوعی میخواهند پاسخ آماده در اختیارشان بگذارد.
این موضوع در میان دانشآموزان و دانشجویان نگرانکنندهتر است. دانشآموز تکلیفش را به هوش مصنوعی میدهد و جواب آماده تحویل میگیرد بدون اینکه خودش مسئله را حل کرده باشد یا چیزی یاد گرفته باشد. دانشجویی که باید برای امتحان درس بخواند و مطالب را بفهمد، ممکن است هنگام امتحان غیرحضوری، سؤالها را به هوش مصنوعی بدهد و پاسخ آماده دریافت کند این موضوع کاملا ملموس است و بنده بارها در اماکن مختلف شاهد این تجربه بودم.
در چنین شرایطی شاید نمره بالا برود، اما آیا دانش هم بالا رفته است؟
از طرف دیگر، هوش مصنوعی میتواند تصاویر و فیلمهایی بسازد که گاهی تشخیص واقعی بودنشان برای یک مخاطب عادی بسیار دشوار است. حتی ممکن است یک ویدئوی ساختگی آنقدر طبیعی باشد که مخاطب تصور کند واقعاً اتفاق افتاده است و گاهی حتی رسانهها نیز ممکن است بدون بررسی کافی، آنها را منتشر کنند. برای مثال، فیلمی از یک فوران آتشفشان هفته ی گذشته ی اندونزی را در یک رسانه معتبر جهانی دیدم که کاملاً واقعی به نظر می رسید، و حتی من راکه به این موضوع حساسم و دقت میکنم تا فیلم های ساخته شده با هوش مصنوعی را استفاده نکنم را نیز به اشتباه انداخت و فیلم را در یکی از کانال های خبری بارگذاری کردم ولی کمی بعد متوجه اشتباهم شدم.
اینجا دیگر با یک سرگرمی ساده روبهرو نیستیم بلکه موضوع اعتماد به چیزی است که میبینیم و میشنویم. و حتی ممکن است با فیلم ها و عکس های جعلی، اختلافات خانوادگی نیز زیاد شود.
باید به دانشآموز یاد بدهیم که هوش مصنوعی میتواند به او در فهمیدن یک درس کمک کند، اما نباید به جای او تکلیفش را انجام دهد.
به دانشجو باید یادآوری کنیم که هوش مصنوعی میتواند ابزار یادگیری باشد، نه وسیلهای برای دور زدن امتحان.
و به همه مردم باید یاد بدهیم که هر تصویر و فیلمی که در تلفن همراهشان میبینند، حتما واقعی نیست حتی اگر در یک صفحه یا رسانه شناختهشده منتشر شده باشد.
قرار نیست با آمدن هوش مصنوعی، انسان دیگر فکر نکند، تحلیل نکند، تحقیق نکند و فقط پاسخ آماده تحویل بگیرد.
چون اگر روزی برای هر سؤال، جواب آماده داشته باشیم اما توانایی فکر کردن و تشخیص درست از غلط را از دست داده باشیم، دیگر از مهمترین توانایی انسانی خودمان استفاده نمیکنیم و آن هم قدرت فکر کردن است.
پایان/*
اندیشه قرن را در ایتا، روبیکا، پیام رسان بله و تلگرام دنبال کنید.