به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن، زمانیکه انیمیشن در بین مردم محبوبیت پیدا کرد از آن تنها به عنوان ابزاری برای تفریح کردن استفاده میشد، اما پس از گذشت سالها دیگر انیمیشن تنها یک وسیله برای سرگرمی نبود، بلکه از آن بهره برده میشد تا پیام داده شود. مخاطبان این حوزه نیز در گامهای اول، تنها کودکان بودند اما امروز بزرگسالان نیز به تماشاگران این بخش اضافه شدهاند.انیمیشن در فضای حال حاضر رسانهای و هنری ایران، یک جایگاه استراتژیک دارد. از طرفی یک نقطهای است که هنرهای دیگر را در خود جمع و تلفیق میکند و از این جهت استراتژیک به نظر میرسد.در حوزههای هنری دیگر ورود به عرصههای جهانی دشوارتر بوده اما در حوزه انیمیشن ایرانی ورود به این عرصه با مشکلات کمتری مواجه است. زیرا دارای زبان بینالمللی بوده و ایدههای جدید و جهانیتری را میتواند در خود جای دهد اما متاسفانه در کشور ما از انیمیشن برای مقاصد ملی و امنیتی آنچنان که باید بهره برده نمیشود، زیرا تنها کارهایی که وجه سرگرمی برای کودکان را دارد موضوعات مورد توجه است. در واقع به دلیل هیجان زدگی و پیشرفت تصویری و فنی که در انیمیشن ایرانی بوجود آمده از بحث ارایه محتوای ایرانی بازماندهایم. درصورتیکه کشورهای صاحب این هنر صنعت بسیاری از مقاصد خود را در این حوزه دنبال میکنند. برای مثال آمریکا از این بخش از سینما سود میبرد تا قدرت نظامی خود را به جهانیان نشان دهد به خصوص با مخاطب قرار دادن کودکان از سنین کم آنها را با این تفکر پرورش میدهد که این آمریکاست که میتواند به عنوان یک ناجی قدرتمند همیشه در خدمت بشریت باشد. این وضعیت در شرایطی است که در فرهنگ ملی و دینی ما قهرمانان بسیاری وجود دارد که هر کدام قادرند الهام بخش کارهای جذاب در حوزه انیمیشن باشند. حتی اگر این مفاهیم مذهبی به زبان انیمیشن که زبان غیرمستقیم بینالمللی است ، گفته شود تاثیر بسزایی بر مردم به ویژه کودکان و نوجوانان می گذارد،چون نوجوانان در برهه سنی شکل گیری هویت هستند و نیاز دارند بیشتر از موضوعات ملی فرهنگی و مذهبی بهره ببرند. بعد از انیمیشن موفق ” نبرد خلیج فارس ۱ و ۲ ” که صلابت ایران در یک نبرد بین ناوهای ایرانی با آمریکایی را در خلیج فارس به تصویر کشید و واکنش رسانههای غربی را نیز بدنبال داشت؛ حالا انیمیشن ” فرمانروای آب” با تلفیق مضامین ملی و میهنی با مفاهیم غنی دینی میخواهد قدرت و صلابت ایران و ایرانی را که بهره گرفته از توسل و اعتقاد او به ارزشهای والای دینی و توسل به ائمه و توکل بر خداست، به تصویر بکشد. گرچه این انیمیشن پر از صحنههای پرهیجان و لحظات حادثهای است و در قیاس با ” نبرد خلیج فارس” از لحاظ فنی همتراز است اما “فرمانروای آب” نمیتواند فیلمنامهای منسجم با شخصیت پردازی مناسب عرضه کند و گاه در ورطه شعار گویی نیز میافتد.
داستان ” فرمانروای آب”
انیمیشن ” فرمانروای آب ” که به نویسندگی و کارگردانی مجید اسماعیلی، تهیهکنندگی مجتبی امینی و با مجریگری حسین سلطانی تولید شده است، روایت آزادسازی کارشناسان سازمان ملل توسط سربازان ایرانی از دست یک گروه تکفیری سنی در سامرا است که به دنبال بهانهای برای شروع یک جنگ مذهبی در منطقه خاورمیانه میان شیعه و سنی هستند. جغرافیای داستان بیشتر در شهر سامرا میگذرد؛ جاییکه حرم مطهر امام حسن عسگری قرار دارد. این انیمیشن در سال ۹۲ ساخته شده است. اولین نمایش آن در جشنواره فجر سال ۹۵ انجام شد و مراحل پایانی مثل صداگذاری و موسیقی در سال ۹۷ تکمیل شده و بعد از حدود ۱۰ سال به روی پرده رفته است و بدلیل ایده جذاب و امروزی خود این تاخیر در اکران چندان آسیبی به اثر نزده است.
نمایش چهره خبیث آمریکا
آشکار کردن چهره پلید آمریکا از اهداف اصلی این انیمیشن میباشد بهخصوص برای نوجوانانی که تحت تأثیر پروپاگاندای رسانهای هالیوود ایالت متحده را ناجی ملتها میدانند؛ یادمان بیاید سکانس مرگ جبرین و دوستش را زمانیکه میفهمند مفتی سنی توسط خود سناتور آمریکایی ربوده شده و نه شیعیان. ” فرمانروای آب” بخوبی و با ظرافت نشان میدهد که پشت پرده بسیاری از بحرانها و درگیریهای منطقه آمریکا و در لایه پنهانی اسرائیل هستند که قصد دارند با ایجاد جنگ و تنش میان کشورهای منطقه خلیج فارس به سوء استفاده از منابع آنها پرداخته و توجیهی برای دخالت نامشروع خود در دیگر کشورها در اذهان عمومی ترسیم کنند. سکانس جدال لفظی ژنرال آمریکایی و سناتور هم از نقاط درخشان داستان میباشد که نشان میدهد حتی در میان خود نیروهای آمریکا نیز وحدت تفکر برای این دخالت نامشروع وجود ندارد.
تلفیق مفاهیم ملی با مضامین دینی
از امتیازات دیگر ” فرمانروای آب” اینست که دو مفهوم ارزشمند را همزمان و همپای هم پیش میبرد و مخاطب همزمان با دیدن قدرت دفاعی و نظامی و موشکی ایران در منطقه هم احساس غرور ملی به او دست میدهد و هم باظرافت مفاهیم آخرالزمانی و ظهور منجی مهدی موعود را به تصویر میکشد. در واقع درونمایه اصلی فیلم بر محور نورانیت وجود مقدس امام زمان (عج) است؛ وجودی که خاموشکننده آتشهای ظلم و بازگرداننده حق به جایگاه اصلی خویش است و براساس بشارت خدا در قرآن در نهایت این حق است که بر باطل پیروز خواهد شد و ایران بعنوان نماد حق که پیرو امام زمان است بر قدرتهای استکباری و ظالم باسرکردگی آمریکا و انگلیس( یادمان بیاید شخصیت جان بعنوان نماینده انگلیس فریبکار را) و اربابشان آسرایی که فرمانروای آتش در جهان هستند، پیروز خواهد شد. گرچه گفتنی است داستان گاه بدلیل دیالوگهای تکراری شخصیتهای مثبت آن در ورطه شعار میافتد و ایکاش تمامی این مضامین کاملا غیرمستقیم و در بطن داستان به مخاطب ارائه میشد.
فیلمساز با قراردادن شخصیت ماریا در داستان بعنوان یک انسان حق جو میخواهد بگوید فطرت پاک در پیروان همه ادیان وجود دارد و امثال ماریا در نهایت به حقیقت پی خواهند برد تا جاییکه گویی پردهها از جلوی چشمان آنها کنار میرود و نور حقیقت را میبینند_ آنجا که ماریا ديگر بدون سمعک و تصویر سخنان حق را میشنود_ و از طریق اعتقاد به رجعت عیسی به ظهور موعود نیز میرسند. گرچه تأثیر پذیری ماریا از شخصیت دکتر پویش میتوانست با پرداخت دقيق تر باورپذیرتر از کار دربیاید و ایکاش سکانسهای بیشتری از برخورد ماریا با دکتر پویش در داستان گنجانده میشد.
ناکام در قهرمان پردازی
باید گفت مهمترین ضعف فیلمنامه در پردازش شخصیت فرید است و داستان اصلا نمیتواند فرید را بعنوان یک قهرمان معرفی کند. مخاطب هیچ تصویری از رویایی او با پدرش نمیبیند و رابطه آنها تنها به یادآوری نصیحتهای پدر به او منحصر میشود و تکرار این جمله که” اگر برای آرزوهات تلاش نکنی، هیچ وقت بهش نمیرسی” . سیر تحول فرید نیز بعد از مفقود شدن پدرش _ دکتر پویش _ باورپذیر نیست. اینکه چرا همه در قرارگاه میدانند فرید همیشه نامنظم بوده و خواب میمانده و با نیش و کنایه مدام او را برنجانند اصلا شایسته همچین قشری نمیباشد. کل کل های مدام سعید و مسعود با فرید مخاطب را آزار میدهد، بگومگوهایی که انگار از حسادت بخصوص مسعود نشأت میگیرد و این یعنی تصویری که فیلمساز از چندجوان نخبه و نظامی نشان میدهد بسیار الکن و ناخوشایند است و این جوانان در منظر مخاطبان بویژه نوجوانان دوست داشتنی نیستند.
کلام آخر
در پایان باید گفت ” فرمانروای آب” بار دیگر نشان داد صنعت انیمیشن سازی ایران از لحاظ فنی روز به روز درحال پیشرفت میباشد، پیشرفت قابلتوجه در مدلسازی سهبعدی، نورپردازی و طراحی صحنه نسبت به تولیدات قبلی در این اثر کاملا محسوس است. میمیک صورت شخصیتها در قالب یک انیمیشن رئال بسیار طبیعی و زنده است و سکانسهای اکشن بویژه پرتاب پهبادها و موشکها بسیار هیجان انگیز از کار در آمده است اما صد افسوس که به رغم این دستاوردهای فنی و کمی بدلیل عدم دقت و ظرافت کافی، هنوز این اثر همچون بسیاری از انیمیشنهای ایرانی از ضعف فیلمنامه و عدم قهرمان پردازی رنج میبرند.
پایان/*
.