بسیاری از ما ترجیح میدهیم به این فکر نکنیم که پدر و مادرمان بزرگتر میشوند. با این حال، ما اغلب شروع به فکر کردن در مورد این واقعیت می کنیم، به خصوص زمانی که می بینیم افرادی سرزنده و پرمشغله که ما را بزرگ کرده اند شروع به کند شدن می کنند. قبلاً از فکر پیر شدن والدینم می ترسیدم، اما اخیراً اقداماتی را برای مواجهه با این ترس انجام داده ام.
منبع: Cottonbro Studio / Pexels
اعتراف به ترس
ترس از پیری مردم ما می تواند یک احساس عمیقا ناراحت کننده باشد. اغلب به صورت ترکیبی از غم، اضطراب و درماندگی ظاهر می شود. شناخت و اعتراف به وجود این احساسات اولین گام برای پرداختن به آنهاست. درک این نکته مهم است که این ترس پاسخی طبیعی به مشاهده پیر شدن افرادی است که زمانی شکست ناپذیر به نظر می رسیدند.1 با تصدیق این احساسات، به خود اجازه می دهیم آنها را پردازش کنیم و راه هایی برای مقابله پیدا کنیم.
مواجهه با این ترس مستلزم پذیرش این است که پیری بخشی از زندگی است که نمی توانیم کنترل کنیم. شما باید طرز فکر خود را از انکار به پذیرش تغییر دهید و به شما اجازه دهید صادقانه به احساسات خود بپردازید. این تصدیق میتواند دردناک و رهایی بخش باشد زیرا درها را به روی جستجوی حمایت، آموزش خود و یافتن راههای عملی برای حمایت از والدینمان با افزایش سن باز میکند.
آموزش خودم در مورد پیری
یکی از مؤثرترین راههایی که برای مقابله با ترس از پیری والدینم پیدا کردهام، غوطهور شدن در تحقیق درباره روند پیری است. من زمانی را صرف یادگیری در مورد مسائل رایج سلامت، گزینه های درمانی و بهترین راه های حمایت از عزیزان مسن کرده ام.
با این حال، درک این موضوع که پیری یک امتیاز است زیبایی وجود دارد. همانطور که بزرگتر می شوند، خرد، تجربیات و خاطراتی را حمل می کنند که شخصیت آنها را شکل می دهد. بسیاری از افراد مسن در زندگی بعدی به رشد خود ادامه می دهند و اغلب دارای سطوح بالاتری از خلاقیت و خودتنظیمی هستند.2 اکنون سعی می کنم پیری را نه به عنوان چیزی برای ترس، بلکه به عنوان یک گذار طبیعی و برازنده ببینم. این به من یادآوری می کند که برای لحظاتی که با آنها سپری می کنم ارزش قائل شوم و به قدرت و انعطاف پذیری که با افزایش سن می آید احترام بگذارم.
در سفرم برای آموزش خودم، ارزش منابع قابل اعتماد و توصیه های متخصص را کشف کرده ام. چه از طریق کتابها، وبسایتهای معتبر یا گپ زدن با متخصصان مراقبتهای بهداشتی، به دست آوردن بینش در مورد پیری باعث شده است که احساس کنم کنترل بیشتری دارم. اکنون به جای ترس، با آمادگی و اعتماد به نفس به گفتگو با والدینم درباره سلامتی آنها می پردازم. این تغییر دیدگاه برای کمک به من در مواجهه با واقعیتهای پیر شدن با رویکردی آگاهانهتر و متعادلتر، بسیار مهم بوده است.
اولویت بندی زمان کیفیت
تغییر تمرکزم از ترس از پیر شدن والدینم به قدردانی از زمانی که با هم داریم، به طرز باورنکردنی آزاد بوده است. با اولویت دادن به زمان با کیفیت، دریافتم که لحظات با هم معنادارتر و خاطره انگیزتر می شوند. گرفتار شدن در حواسپرتیهای روزمره آسان است، اما تلاش آگاهانه برای شرکت در فعالیتهایی که باعث شادی ما میشوند، روابط ما را تقویت کرده است.
با وجود اینکه والدین من لزوماً «پیر» نیستند، من آنها را تماشا کردهام که من و خواهر و برادرم را بزرگ میکنند، آشیانههای خالی میشوند و اکنون از پنج نوهشان مراقبت میکنند. این چرخه ما را مجبور می کند با این واقعیت روبرو شویم که والدین ما شکست ناپذیر نیستند. افرادی که زمانی از ما مراقبت می کردند و از ما محافظت می کردند، خودشان نیاز به مراقبت بیشتری دارند. هنگامی که ما با تغییرات اجتناب ناپذیری که با افزایش سن به وجود می آید دست و پنجه نرم می کنیم، احساس ترس و درماندگی را برمی انگیزد. شاهد بودن می تواند چالش برانگیز باشد، اما دایره زندگی است.
کارهایی که الان با پدر و مادرم انجام می دهم با زمانی که کوچکتر بودم متفاوت است. در آن زمان، آنها کسانی بودند که من را راهنمایی میکردند – مرا به تمرینات ورزشی بردند، برای گردشهای خانوادگی برنامهریزی کردند و مرکز پرانرژی همه چیز بودند. اکنون، پویایی تغییر کرده است. من اغلب کسی هستم که در انجام وظایف کمک میکنم یا فعالیتهای آرامی را پیشنهاد میکنم که متناسب با سرعت آنها باشد.
گرفتار شدن در نوستالژی کاری که قبلا انجام می دادیم آسان است، اما آموخته ام که تمرکز بر زمان حال آرامش و ارتباط بیشتری را به ارمغان می آورد. برای تغییر طرز فکرم، تکنیک های زمینه سازی مانند ذهن آگاهی و تنفس عمیق را تمرین می کنم. دم آهسته از طریق بینی برای شمارش چهار، نگه داشتن برای چهار ثانیه و بازدم از طریق دهان برای چهار ثانیه دیگر به نظر می رسد این کار را انجام دهد.
وقتی احساس میکنم تحت تأثیر تغییرات قرار گرفتهام، با قدردانی از چیزهای کوچک – خنده مشترک، یک غذای خوشمزه یا حتی راحتی با هم بودن، لحظهای روی زمان حال تمرکز میکنم. چند نمونه از زمان با کیفیت عبارتند از:
- اگر عاشق آشپزی هستند، یک بعدازظهر را صرف تهیه غذاهای خانوادگی یا پختن خوراکی های مورد علاقه خود کنید.
- بازیهای رومیزی یا کارتهای کلاسیک را برای یک شب سرگرمکننده به ارمغان بیاورید، که میتواند باعث رقابت دوستانه و خندههای فراوان شود.
- برای تغییر مناظر، یک سفر کوتاه به یک شهر، موزه یا مکان در فضای باز مجاور برنامه ریزی کنید.
ارتباط آشکار
ارتباط باز یکی دیگر از عناصر کلیدی در مواجهه با ترس من بوده است. من با والدینم در مورد آرزوهای آینده، نگرانی های سلامتی آنها و نحوه تصور آنها از سال های بعد صحبت های صادقانه ای داشته ام. این بحث ها به من کمک کرد تا نیازها و خواسته های آنها را درک کنم و روابط ما را تقویت کند.
اگر برای انجام این گفتگوها خیلی دیر صبر کنید، گفتگوی دوطرفه با آنها در مورد نگرانی هایشان دشوار می شود.3 با این حال، تصمیم گیری در مورد اینکه آیا با والدین خود در مورد ترس خود صحبت کنید یا خیر، به باز بودن احساسی آنها و پویایی روابط شما بستگی دارد. نحوه پاسخ آنها را در نظر بگیرید – برخی از والدین ممکن است از صداقت قدردانی کنند و آن را راهی برای تقویت پیوند شما بدانند، در حالی که برخی دیگر ممکن است احساس ناراحتی کنند. خلق و خوی آنها را بسنجید و لحظه ای را انتخاب کنید که بتوانید یک بحث آرام و حمایتی داشته باشید
به دنبال پشتیبانی
هیچ دلیلی برای گذراندن لحظات سخت به تنهایی وجود ندارد، زمانی که می توانید به دیگران تکیه کنید. صحبت با دوستان، پیوستن به گروه های حمایتی یا حتی صحبت با یک درمانگر می تواند مفید باشد. بسیاری از دوستانم با من در یک قایق هستند و به اشتراک گذاشتن احساساتم با کسانی که درک می کنند در چه شرایطی هستم باعث آرامش شده است.
گروههای حمایتی نیز به من کمک کردهاند تا افکارم را دوباره تنظیم کنم و به من کمک کنند تا وضعیت مثبت را در موقعیتم ببینم.4 اینکه بدانم در ترس هایم تنها نیستم و دیگران نیز احساسات مشابهی را پشت سر گذاشته اند، مایه اطمینان است.
پذیرش
پذیرش مهمترین بخش مواجهه با هر ترسی است. پذیرفتن تغییراتی که با افزایش سن به وجود می آید و تمرکز بر نکات مثبت می تواند دیدگاه من را تغییر دهد. پیری مجموعه ای از شادی ها و تجربیات جدید خود را به ارمغان می آورد و شناخت آن ها می تواند غم و اندوه و اضطراب را متعادل کند. شروع کردم به قدردانی از خرد و تجربیاتی که والدینم در زندگی ما به ارمغان می آورند، که به من کمک کرد تا پیری را به عنوان بخشی از یک سفر گسترده تر ببینم و نه فقط یک از دست دادن.
چگونه از کسانی که احساسات مشابهی دارند حمایت کنیم
اگر کسی را میشناسید که با ترس از پیری والدین خود دست و پنجه نرم میکند، ارائه حمایت میتواند تفاوت بزرگی ایجاد کند. این احساسات ممکن است طاقتفرسا به نظر برسند، اما یادآوری آنها که تنها نیستند و به اشتراک گذاشتن راههای مقابله میتواند بار آنها را کاهش دهد. در اینجا چند راه برای کمک وجود دارد:
- به آنها فضایی بدهید تا احساسات خود را بدون ارائه راه حل های فوری بیان کنند.
- با به اشتراک گذاشتن نگرانی های مشابهی که داشته اید، به آنها بفهمانید که متوجه می شوید.
- آنها را تشویق کنید تا درباره پیری بیاموزند تا با تبدیل ناشناخته ها به چیزی قابل کنترل تر، ترس خود را کاهش دهند.
- تمرینات زمینی مانند تنفس عمیق یا ژورنال را توصیه کنید.
- به آنها کمک کنید تا به جای تمرکز بر ترس ها، روی ایجاد خاطرات معنادار تمرکز کنند.
برنامه ریزی برای آینده
رویارویی با واقعیت پیری والدینمان هرگز آسان نیست، اما با برداشتن گامهای پیشگیرانه برای حمایت از آنها، میتوانیم با شفقت و لطف در این انتقال گام برداریم. چه از طریق گذراندن زمان باکیفیت بیشتر با هم یا راحتتر کردن خانهشان باشد، این تلاشهای کوچک میتواند تفاوت بزرگی ایجاد کند. در حالی که طبیعی است که در مورد آینده مضطرب باشیم، تمرکز بر آنچه اکنون می توانیم انجام دهیم به ما امکان می دهد لحظات معناداری ایجاد کنیم و پیوندها را تقویت کنیم.
برای یافتن یک درمانگر، از راهنمای درمان روانشناسی امروز دیدن کنید.