[ad_1]
خودشیفتگی معنوی به این صورت تعریف شده است: «افرادی که از معنویت یا اعتقادات مذهبی خود به عنوان وسیله ای برای کسب قدرت، کنترل و تحسین دیگران استفاده می کنند».1 این شبیه به انواع دیگر خودشیفتگی است که در درون مجموعه ای از باورها، یک ایدئولوژی معنوی تودرتو است. گاهی اوقات، رفتار آنها به دست آوردن ثروت یا منافع مادی برای گروه یا جامعه ای است که رهبری می کنند و ادعا می کنند کاری را که انجام می دهند “به نفع همه” انجام می دهند (به نام خودشیفتگی جمعی). گاهی اوقات آنها برای جلب توجه و تحسین دیگران الگوی رفتاری از خود نشان می دهند.
خودشیفتگی معنوی روزمره که از آن به عنوان عقده گورو یا برتری معنوی نیز یاد می شود، از رفتارهای یک رهبر فرقه شناخته شده مانند جیم جونز قابل تشخیص است. رفتار آنها ممکن است باعث ناراحتی شود که نام بردن از آن دشوار است و ممکن است در مکانهای روزمره کمتر تشخیص داده شود. در یک طیف، خودشیفتگی معنوی را میتوان در بسیاری از مکانها، مانند کلیساها، مدارس، گروههای مراقبه، برنامههای بهبودی، مراقبتهای بهداشتی، سازمانهای فعال، محل کار، سیاست و گروههای دوستان یافت.
در موسسه علوم رفتاری در هلند، دکتر. Vonk و Visser معیاری را طراحی کردند تا به طور تجربی سطوح برتری معنوی را در حین مطالعه پارادوکس انجام کار معنوی برای مدیریت بهتر نفس انجام دهند. آنها دریافتند که تمرینهای معنوی میتواند حس سالم خود را تقویت کند، اما همچنین میتواند برای برخی منجر به احساس خاص بودن و برتری معنوی شود. محققان از مردم پرسیدند که چقدر به چیزهایی مانند: “من از چیزهایی آگاهم که دیگران از آن آگاه نیستند” و “من از آنچه بین آسمان و زمین است بیشتر از بسیاری از مردم آگاهم” و “دنیا خواهد بود” و اگر دیگران نیز بینشهایی را که من اکنون دارم، داشته باشند، جای بهتری است.»2
در اینجا 12 نشانه دیگر از خودشیفتگی معنوی (صرف نظر از جنسیت) وجود دارد.
- نیاز دائمی به تحسین و به رسمیت شناختن به عنوان بسیار مهم است.
- احساس تهدید توسط هر کسی که ستایش می کند.
- فقدان تواضع در نحوه خدمت به دیگران، علیرغم استفاده از زبان معنوی بصیرتی.
- حسادت به روابط واقعی دیگران و تلاش برای تخصیص یا جدا کردن روابط دیگران.
- وقتی مردم از رفتارهای خودمحورانه خود ناراحت می شوند، متحیر می شوند.
- ایدههای بزرگ و اغراقآمیز دستاوردها که به اعتقاد آنها تحسین بیشتری برای آنها به همراه خواهد داشت
- تقویت وابستگی اطرافیان به این باور که به آنها در یک مکان اقتدار نیاز دارند.
- ادعاهایی مبنی بر اینکه مهارت ها یا ایده های دیگران ویژگی هایی است که خودشان دارند.
- نام بردن از کسانی که با آنها ارتباط برقرار می کنند تا اهمیت خود را نشان دهند.
- الگویی از توجیه برای دستکاری دیگران یا بی توجهی به دیگران به دلیل دید بزرگتر آنها.
- توقع عدم مسئولیت شخصی در قبال اشتباهات خود و تلاش زیاد برای مانور دادن بر روی مسئولیت پذیری.
- ناتوانی یا عدم تمایل به تشخیص احساسات یا نیازهای دیگران در حالی که تحت تأثیر قرار گرفتن آنها قرار می گیرد.
افراد دارای این ویژگی ها اغلب از ناامنی عمیق خود آگاه نیستند. آنها اطراف خود را با افرادی احاطه کرده اند که به آنها پاسخ می دهند، برای آنها بهانه می آورند و به هر قیمتی از آنها دفاع می کنند. بدون تمایل به رویارویی با عیوب خود، هیچ تغییر یا رشدی وجود ندارد. وقتی با حقایق به چالش کشیده می شود، نفس به شدت از خودپنداره شکننده خود دفاع می کند. آنها ممکن است در زمانی که احتمال شکست آنها وجود دارد عقب نشینی کنند یا با تمام قدرت حمله کنند تا کنترل دیگران را به دست آورند. آنها همچنین می توانند از نظر عاطفی ناتوان شوند و دیگران را به خیانت متهم کنند، در حالی که شکننده و زخمی به نظر می رسند. فروتنی ساختگی میتواند همراه با عدم همدلی واقعی آنها باشد و بیشتر از آنها در برابر مسئولیت محافظت کند.
شناسایی خودشیفتگی معنوی می تواند به ویژه چالش برانگیز باشد، زیرا طبیعتاً در درون یک ایدئولوژی پوشانده شده است که به خودی خود ممکن است خوب باشد. همه حرف ها گفته می شود، اما به جای قدرت بخشیدن به دیگران، از این ایدئولوژی برای تقویت عزت شخصی رهبر و محافظت از آنها در برابر مسئولیت شخصی استفاده می شود.
این سوالات می تواند به شما کمک کند خودشیفتگی معنوی را شناسایی کرده و در نتیجه خود را از آن رها کنید
- فهرست بالا را مرور کنید و با کسی که به آن اعتماد دارید در مورد آن صحبت کنید – کسی که پیرو رهبر مورد نظر نیست.
- مهمتر از آن، با خودتان چک کنید. وقتی در کنار آنها هستید چه احساسی دارید؟ آیا احساس قدرت می کنید، تشویق می شوید که خودتان فکر کنید. یا کمتر از، به اندازه کافی خوب نیست، مضطرب، کم باد، یا با این حس که باید آرزو داشته باشید مانند آنها باشید؟
- آیا رهبر مورد نظر به عقاید، نظرات و خرد ذاتی شما ارزش و اعتماد دارد؟ این را باید در رفتارشان تجربه کرد، نه فقط در گفتارشان.
- آیا آنها به گونهای رفتار میکنند که بیشتر نگران انجام بهترین کار برای هر فرد یا شهرت خود هستند؟
- آیا صدای درونی شما به شما می گوید که آنها واقعاً خودآگاه هستند یا فقط ادعا می کنند که چنین هستند؟
- آیا آنها عمیقا گوش می دهند یا به سادگی بیان می کنند که عمیقاً گوش می دهند؟
- آیا ارائه آنها برای شما منطقی است یا بیشتر شبیه یک اجرا؟
- آیا آنها مرزهای خوبی دارند، حمایت می کنند، همدلی مناسب، بلوغ روحی و عاطفی دارند؟ (ویژگیهای بزرگسالان بالغ از نظر عاطفی را که با بلوغ معنوی همپوشانی دارند، ببینید.)
[ad_2]