روانشناختی رفتاری

روان شناسی/چه کنیم تا در دید افراد جامعه مفید و سالم دیده بشیم؟

اصطلاح اجماع ارزشی به میزانی اشاره دارد که افراد در یک ساختار اجتماعی دارای ارزش های یکسانی هستند. از نظر دورکیم، یک جامعه زمانی به خوبی عمل می کند که..

روانشناسی/معنی ارزش ها در جامعه شناسی چگونه ارزیابی میشود؟

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن، اصطلاح اجماع ارزشی به میزانی اشاره دارد که افراد در یک ساختار اجتماعی دارای ارزش های یکسانی هستند. از نظر دورکیم، یک جامعه زمانی به خوبی عمل می کند که..برای اطلاعات بیشتر اندیشه قرن را دنبال کنید

ارشمندی بین افراد جامعه..

اصطلاح اجماع ارزشی به میزانی اشاره دارد که افراد در یک ساختار اجتماعی دارای ارزش های یکسانی هستند. از نظر دورکیم، یک جامعه زمانی به خوبی عمل می کند که بین افراد درون آن در مورد ساختار باورها در یک جامعه توافق وجود داشته باشد.به عبارت دیگر، اجماع ارزشی معیاری است برای توافق درون یک گروه در مورد آنچه که مثلاً فضیلت‌آمیز، شنیع یا شر تلقی می‌شود.

روان شناسی/چه کنیم تا در دید افراد جامعه مفید و سالم دیده بشیم؟

روان شناسی/چه کنیم تا در دید افراد جامعه مفید و سالم دیده بشیم؟

 

خوراکی های کلیدی

اجماع ارزشی توافقی مشترک بین گروهی از مردم در مورد آنچه مهم یا با ارزش است است. این می تواند در قالب ارزش های اخلاقی، ارزش های سیاسی، ارزش های مذهبی یا ارزش های فرهنگی باشد. اغلب به عنوان بخشی ضروری از انسجام و ثبات اجتماعی دیده می شود.
اجماع ارزشی را می توان به عنوان یک عامل الزام آور اجتماعی در نظر گرفت. مجموعه ای مشترک از باورها و اصول را فراهم می کند که افراد می توانند دور آن جمع شوند و از آنها برای هدایت رفتار خود استفاده کنند.

دیگران، مانند مرتون، نظریه کارکردگرایی دورکیم را توضیح دادند و اضافه کردند که نهادها نیز می توانند ناکارآمد باشند. با این وجود، این نظریه ها هنوز هم نظریه های اجماع هستند.اخیراً، نظریه های اجماع به کثرت گرایی و «راست جدید» تعمیم داده شده است. پلورالیسم استدلال می‌کند که گروه‌ها یا خرده فرهنگ‌های مختلف در جامعه می‌توانند هنجارها و ارزش‌های متفاوتی داشته باشند،

اما حداقل برخی از هنجارهای اصلی و مشترک اجتماعی وجود دارد.در همین حال، راست جدید تأکید می کند که چگونه فروپاشی نهادهای اجتماعی می تواند از طریق از بین بردن اجماع ارزشی به جامعه آسیب برساند. جرم شناسان نیز معمولاً از نظریه های اجماع استفاده می کنند. یکی از نمونه های قابل توجه نظریه اجماع جرم شناسی، نظریه کرنش است.

منظور کارکردگرایان از اجماع ارزشی چیست؟

اجماع ارزشی به این معناست که اکثریت جامعه با اهدافی که جامعه برای نشان دادن موفقیت تعیین می کند موافق هستند.

اجماع ارزش: نظریه کارکردگرایانه جامعه

کارکردگرایی یک نظریه ساختاری- اجماع است. این بدان معنی است که کارکردگرایان هر دو را استدلال می کنند که:یک ساختار اجتماعی وجود دارد که رفتار فردی را از طریق فرآیند اجتماعی شدن شکل می دهد.

یک جامعه موفق مبتنی بر اجماع ارزشی است، یعنی افراد بر سر مجموعه ای مشترک از هنجارها و ارزش ها به توافق می رسند که افراد را قادر می سازد برای دستیابی به اهداف مشترک همکاری و کار کنند.برای کارکردگرایانی مانند دورکیم، نظم اجتماعی با همکاری و اتحاد میان افراد جامعه حفظ می‌شود. دورکیم این اجماع را “آگاهی جمعی” نامید – شیوه ای جمعی از تفکر و عمل.

پارسونز (1939، 1951) بعداً در مورد این آگاهی جمعی توضیح داد و اصطلاح “اجماع ارزشی” را برای توصیف نیاز جوامع به داشتن باورها و اصول مشترک برای کار با آنها و در راستای آن ابداع کرد. به همین دلیل است که کارکردگرایی به عنوان یک نظریه اجماع در نظر گرفته می شود.

دیدگاه کارکردگرایی این ارزش ها را برای اداره روان جامعه ضروری می داند. آنها هدف مشترکی را برای افراد فراهم می کنند تا تلاش کنند و به آنها کمک کنند تا اطمینان حاصل شود که مردم به شیوه های قابل پیش بینی رفتار می کنند (پتریج، 1971؛ مارش، 2007).

کنترل اجتماعی غیررسمی برای حفظ اجماع ارزش از طریق آداب و رسوم، هنجارها و انتظارات عمل می کند. به عنوان مثال، نهادهای اجتماعی مانند خانواده، آموزش و مذهب نقش مهمی در ترویج و حفظ اجماع ارزشی از طریق اجتماعی شدن دارند.

جامعه پذیری فرآیندی است که در آن افراد ارزش ها و هنجارهای یک فرهنگ معین را از بدو تولد می آموزند. به عنوان مثال، در سال های اولیه زندگی، کودکان از والدین و سایر مراقبان خود در مورد رفتار مناسب برای پسران و دختران یاد می گیرند.

خانواده اغلب اولین منبع ارزش ها برای افراد است. والدین معمولاً ارزش های خود را از سنین پایین به فرزندان خود القا می کنند.همانطور که کودکان بزرگتر می شوند، ممکن است شروع به رشد ارزش های خود کنند که با ارزش های والدینشان متفاوت است.

عوامل دیگر، مانند توسعه اجتماعی-اقتصادی و گروه همسالان، می‌توانند نقشی به همان اندازه در تعیین اینکه دیدگاه‌های چه کسی مبنای اجماع ارزشی جامعه است و همچنین این ارزش‌ها چیست، ایفا کنند (شوارتز و ساگی، 2000).

کنترل اجتماعی رسمی همچنین می تواند مکانیزمی برای تضمین اجماع ارزشی در جامعه از طریق قوانین یا سایر مقررات رسمی باشد. این کنترل‌های اجتماعی صراحتاً خواستار انطباق هستند و تمایل به سرکوب و تنبیه دارند.

در حالی که دیدگاه کارکردگرا بر اهمیت جامعه‌پذیری در ایجاد اجماع ارزشی تأکید می‌کند، تصدیق می‌کند که همیشه ارزش‌هایی وجود دارند که مردم بر سر آنها توافق ندارند.در واقع، دورکیم استدلال کرد که مقدار معینی از انحراف – رفتار خلاف هنجارها – برای آزمایش و تأیید ارزش‌های یک جامعه ضروری است.

دورکیم خاطرنشان می‌کند که اجماع ارزشی همچنان در جوامع مدرن وجود دارد، اما به شکل ضعیف‌تر، زیرا صنعتی شدن منجر به دسترسی بیشتر مردم به دانش و ایده‌های متنوع‌تر، به عنوان مثال، از طریق رسانه‌های جمعی و علم شد.

چرا اجماع ارزش مهم است؟

کارکردگرایان بر این باورند که یک جامعه موفق مبتنی بر اجماع ارزشی است، افراد در مورد مجموعه ای از هنجارها و ارزش های مشترک توافق دارند.به این ترتیب، افراد می توانند نیروهای خود را در جامعه برای همکاری و کار در جهت اهداف مشترک بپیوندند (هولموود، 2005).از نظر پارسونز، اجماع ارزشی اساس نظم اجتماعی بود، زیرا افراد ناهمگون را یکپارچه می کرد و تضاد بین آنها را کاهش می داد.

اجماع ارزشی مهم است زیرا هنجارها و آداب اجتماعی را در یک فرهنگ تعیین می کند. به عنوان مثال، در فرهنگ آمریکایی، یک اجماع عمومی وجود دارد که آزادی فردی مهمتر از جمع گرایی است.این ارزش بسیاری از هنجارهای اجتماعی را در فرهنگ آمریکایی شکل می دهد، مانند تأکید بر دستاوردها و حقوق فردی، و بر مردم و سیاست گذاران تأثیر می گذارد تا موفقیت و شکست در همه عرصه ها را به ویژگی ها و شخصیت شخصی نسبت دهند (شوارتز و ساگی، 2000).

اجماع ارزشی، در سطح وسیع‌تری، برای نظام‌هایی مانند دموکراسی، حکومت‌داری و مجموعه قانون مهم است. شیوه زندگی هر کس به این هنجارها و سیستم های اجتماعی بستگی دارد.درک اجماع ارزشی در پیشبرد اهداف اجتماعی مثبت مانند افزایش ثبات اجتماعی و تشویق حل مسالمت آمیز منازعات حیاتی است.

اجماع ارزش‌ها همچنین میزان و وزن تعارض را در جامعه محدود می‌کند، زیرا پایبندی به ارزش‌های مشترک باعث ایجاد حس هویت و پذیرش اهداف مشترک و همچنین توافق بر سر هنجارهایی برای چگونگی دستیابی به این اهداف می‌شود (پارتریج، 1971).

چگونه خانواده یک اجماع ارزشی ایجاد می کند؟

خانواده ارزش های خاصی را به فرزندان خود القا می کند که منجر به انتقال آن ارزش ها از نسلی به نسل دیگر می شود.

چگونه دولت یک اجماع ارزشی ایجاد می کند؟

سیاست دولتی، به ویژه از طریق قانون، نمونه بارز کنترل اجتماعی رسمی است که نشان می دهد چه چیزی ممکن است در یک جامعه قابل قبول یا غیرقابل قبول باشد.

دولت‌ها می‌توانند با ایجاد نهادها و قوانینی که مشوق‌هایی را برای دستیابی مردم به توافق ایجاد می‌کنند، یا با استفاده از قدرت خود برای تأثیرگذاری مستقیم بر ارزش‌های شهروندان، اجماع ارزشی ایجاد کنند.

دولت‌ها همچنین می‌توانند بسترهایی را برای گفت‌وگو و مشورت، یا با سرمایه‌گذاری در آموزش و کمپین‌های آگاهی عمومی فراهم کنند. در نهایت، اقدام دولت برای ایجاد شرایطی که تحت آن اجماع ارزشی ممکن است، ضروری است (Schwartz & Sagie, 2000).

دولت ها می توانند به طور قابل توجهی زندگی روزمره شهروندان خود را برای ایجاد اجماع ارزشی تغییر دهند. به عنوان مثال افراطی، اتحاد جماهیر شوروی در دهه 1930 سیستمی را اجرا کرد که تعطیلات سنتی تعطیلات آخر هفته را در میان کارگران لغو کرد، به جای آن روزهای تعطیلی را که با هفته کاری تعیین می شد، تغییر داد.دلیل این اقدام هم تضمین فعالیت مستمر کارخانه ها و هم تضعیف نهادهای اجتماعی خارج از کار و دولت بود.

هنگامی که افراد در خانواده ها یا جوامع برای یافتن اوقات فراغت مشترک تلاش می کنند، تقویت پیوند بین افراد در این گروه ها و سازماندهی علیه دولت دشوارتر می شود. این سیاست بعداً تغییر کرد، اما پتانسیل اقدام دولت در شکل‌گیری ارزش را برجسته می‌کند (نش، 1967).

امروزه، دولت ها از هویج و چوب استفاده می کنند تا شهروندان را به سمت ارزش هایی سوق دهند که در خدمت منافع عمومی هستند. به عنوان مثال، مالیات می تواند برای جلوگیری از فعالیت هایی که برای جامعه مضر هستند، مانند سیگار کشیدن یا آلودگی استفاده شود.

روش دیگر، معافیت‌های مالیاتی می‌تواند برای تشویق و عادی‌سازی فعالیت‌هایی که مطلوب تلقی می‌شوند، مانند رانندگی یک خودروی برقی به جای خودروی بنزینی، استفاده شود.با وضع این نوع قوانین و مشوق‌ها، دولت‌ها اطمینان حاصل می‌کنند که رفتارهای سالم برای منافع خودشان عادی می‌شود و نظم ایجاد می‌کند.

اجماع ارزشی از نظر دورکیم چیست؟

به طور خلاصه، دورکیم بر این باور بود که برای اینکه یک جامعه به درستی عمل کند، اعضای آن باید تا حد معینی در مورد آنچه ارزشمند است، توافق داشته باشند.این مجموعه ارزش‌های مشترک – یا اجماع ارزشی – به افراد این امکان را می‌دهد که بدانند چگونه رفتار کنند و از دیگران چه انتظاری داشته باشند. همچنین حس معنا و هدف را در زندگی ایجاد می کند. بدون اجماع ارزشی، دورکیم فکر می کرد که آنارشی اجتماعی یا آنومی حاکم خواهد شد (مارش، 2007).

اجماع ارزشی بر اساس کارکردگرایی چیست؟

کارکردگرایان اجماع ارزشی را برای عملکرد روان جامعه ضروری می دانند.این دیدگاه بر نقش نهادها در اجتماعی کردن افراد و انتقال ارزش ها تاکید دارد. بر اساس کارکردگرایی، زمانی که یک اجماع ارزشی وجود داشته باشد، مردم می دانند که از آنها چه انتظاری می رود و می توانند برای دستیابی به اهداف مشترک با یکدیگر همکاری کنند.

پایان/*

اندیشه قرن را در ایتا دنبال کنید

اندیشه قرن را در تلگرام دنبال کنید

مطالب مرتبط

برنجستان