Und so ist der Mikrokosmos Tennis immer auch ein Makrokosmus des Lebens.
دنیای کوچک تنیس همیشه مانند جهان کلان زندگی است، بینشی کلیدی که توسط آندره آ پکوویچ در زندگینامه جدیدی که او آن را مینامد به تصویر کشیده است. خودکارسازی، بخشی از خاطرات و بخشی داستانی است که در آن او داستان هایی از زندگی خود را به عنوان یک تنیس باز و به عنوان یک انسان بازگو می کند.
پتکوویچ یک تنیس باز حرفه ای بزرگ بود که در بوسنی به دنیا آمد و در دارمشتات آلمان، درست خارج از فرانکفورت بزرگ شد. پدرش، زوران، دیویس کاپ و تنیس کالج را در دانشگاه کارولینای جنوبی بازی کرد و آندریا را در سن 6 سالگی وارد این بازی کرد.
او قبل از بازنشستگی در سال 2022 تا رتبه 9 در جهان قرار داشت. پتکوویچ تمام زندگی خود را بین وطن خانواده اش و خانه اش در آلمان گذراند. او یاد گرفت که به چهار زبان صحبت کند و انگلیسی و فرانسوی را به دو زبان دوران کودکی خود اضافه کرد.
اکتشافات او در تنیس او را به تمام جنبه های خودش نزدیک کرد. او نه تنها با پیروزی و شکست، بلکه با تنوع باورنکردنی تجربیاتی که در داخل و خارج از زمین در حین سفر به جهان اتفاق میافتد نیز سر و کار داشت. او توانست در تنیس بسیار دورتر از پدرش در دوران حرفهایاش پیش برود. بیشتر تنیس بازان هرگز به صحنه جهانی نمی رسند. و با این حال ما جذب این بازی می شویم زیرا همانطور که پتکوویچ اشاره می کند، دنیای بسیار کوچک تنیس به موازات دنیای بزرگتری است که در زندگی روزمره خود می بینیم.
تنیس در سه نسل در خانواده من اجرا می شود، و تا به امروز، ما هنوز یک تنیس باز حرفه ای یا دانشگاهی تولید نکرده ایم. اگرچه من از کودکی طرفدار تمام ورزشهای آمریکایی بودم که از تلویزیون تماشا میکردم، تابستانها را در مکزیک گذراندم، جایی که قوانین فوتبال در تلویزیون عالی بود و تنیس ورزش خانوادگی بود.
حسی که پتکوویچ نسبت به آلمان دارد، من هم نسبت به ایالات متحده احساس می کنم. ایالات متحده خانه من است و من بیشتر وقت خود را در کالیفرنیا و تگزاس زندگی کرده ام. من قطعا آمریکایی هستم. در عین حال، خانواده من مکزیکی هستند و سالهای زیادی که در دوران کودکی و نوجوانی در مکزیک گذراندم، پیوند محکمی با سرزمین اجدادم ایجاد کرد. ذهن و بدن من ممکن است آمریکایی باشد، اما چیزی در مورد مکزیک در قلب و روح من نهفته است.
کوچکترین برادر مادرم فقط دو سال از من بزرگتر بود و من و او تابستان ها را در کمپ تابستانی در فضای باز خودمان می گذراندیم. آخر هفتهها، برادران بزرگترش ما دو نفر را به تماشای بازی تنیس میکشیدند. در ابتدا برادران بزرگتر بین خودشان بازی می کردند. اما فقط مسئله زمان بود که عمویم لوئیس انریکه (به اختصار کوئیکه) را برای بازی با آنها فریب دادند.
حداقل بگویم کوئیکه ورزشکار ستاره ای بود. تاکتیک های او در زمین فوتبال بی چون و چرا بود و توانایی او در شروع زودهنگام ورزش و انجام آن به خوبی قابل توجه بود. او میتوانست مگس را با شلیک نوار لاستیکی از آن طرف اتاق بکشد. هدف او با یک تیرکمان بیشتر قابل مشاهده بود.
خانه مادربزرگم در لبه سن لوئیس پوتوسی، شهر مرکزی مکزیک بود که خانواده مادرم در هشت سالگی به آنجا نقل مکان کرده بودند. من و کوئیک اغلب از خیابان عبور میکردیم و به سمت زمین کاملاً باز در صحرای مرتفع میرفتیم. اینجاست که مهارت های تیرکمان بچه گانه او به کار آمد. از اینکه می دانستم او می تواند با هر حیوان ولگردی که ممکن است ما را در سفرهایمان تهدید کند، دفاع و حمله کند، احساس امنیت می کردم.
Quique در حدود 13 سالگی از فوتبال به تنیس تغییر مکان داد و به سرعت بازیکن بسیار خوبی شد. مهارتهای ورزشی او به او اجازه داد تا در سطح حرفهای بازی کند و در نهایت به یک حرفهای آموزش تبدیل شود. 13 سالگی، دو سال بعد، برای من هم زمان تغییر شد. من بازی بیسبال را در تیم دبیرستانم متوقف کردم.
پینگ پنگ و بسکتبال بازی کردم و در دبیرستان کلاس شنا رفتم. سپس یک روز یکی از دوستان از من خواست که تنیس بازی کنم. سالهایی که من در سایر ورزشهای زمین بازی و تیم بیسبال نوجوانانم گذرانده بودم، به تنیس تبدیل شد. من آن را با اشتیاق تازه به دست آوردم و روی بهبود آن کار کردم.
وقتی برای دیدار به مکزیک برگشتم، من و عموهایم تنیس بازی می کردیم. این یک ارتباط با خانواده مکزیکی من بود، به خصوص با کیکه که نزدیک ترین چیز به یک برادر بزرگ بود. در طول سال ها، من این شانس را داشته ام که با او تنیس بازی کنم و به فعالیت در فضای باز ادامه دهم. با این حال، مسیر من برای پیشرفت تنیس بسیار ناهموارتر بود.
برخلاف پتکوویچ، تنیس هرگز مرا به جام دیویس یا سایر نقاط جهان نبرده است. با این وجود، من هنوز احساس میکنم که بازی تنیس، مانند بسیاری از بازیهای دیگر که انسانها انجام میدهند، نشاندهنده دنیایی از مهارتسازی است که در کنار مهارتهایی که در مدرسه و سایر بخشهای زندگیمان انجام میدهیم، اجرا میشود. این بیشتر در جستجوی مادام العمر من برای یک سرویس تنیس خوب مشهود است. این داستانی است که من در کتاب جدیدم، استادی: چگونه یادگیری مغز، ذهن و بدن ما را متحول میکند، تعریف میکنم.