بی زحمت یک افسانه است | روانشناسی امروز
[ad_1] در ماه ژوئن، راجر فدرر بزرگ تنیس در کالج دارتموث سخنرانی آغاز کرد. سخنان او در عین حال متفکرانه و پرمحتوا بود. او سه “درس تنیس” در مورد زندگی ارائه کرد. اول، “بی زحمت” … یک افسانه است.” دوم، در م...
[ad_1] در ماه ژوئن، راجر فدرر بزرگ تنیس در کالج دارتموث سخنرانی آغاز کرد. سخنان او در عین حال متفکرانه و پرمحتوا بود. او سه “درس تنیس” در مورد زندگی ارائه کرد. اول، “بی زحمت” … یک افسانه است.” دوم، در م...
[ad_1]
در ماه ژوئن، راجر فدرر بزرگ تنیس در کالج دارتموث سخنرانی آغاز کرد. سخنان او در عین حال متفکرانه و پرمحتوا بود. او سه “درس تنیس” در مورد زندگی ارائه کرد. اول، “بی زحمت” … یک افسانه است.” دوم، در مواجهه با زیان های اجتناب ناپذیری که در زندگی متحمل می شوید، «سازگار شوید و رشد کنید». و سوم، از هدایای خود استفاده کنید “برای خدمت به ماموریتی که بزرگتر از خودتان است.” امتیازات معتبر، همه، و نه فقط برای دانشجویان فارغ التحصیل.
درس “بی زحمت” نظرم را جلب کرد. هنگامی که در مورد نحوه ارائه خود صحبت می کنند، دانشجویان کالج در مدارسی مانند دارتموث یا دانشگاه ویرجینیا، که من در آن تدریس می کنم، اغلب از اصطلاح “بی زحمت” استفاده می کنند.
منظورشان چیست؟
فدرر در سخنرانی خود گفت که تماشاگران در مسابقات او اغلب می گویند که “بازی او بی دردسر بود.” اما اینطور نبود. او گفت: «حقیقت این است که «من مجبور بودم خیلی سخت کار کنم» و تنها پس از آن، و در نتیجه، «آسان به نظر میرسید».
او اذعان کرد که البته استعداد خام مهم است، اما «بیشتر اوقات، این به خاطر داشتن یک هدیه نیست. این در مورد داشتن شن است.” فدرر به مخاطبان جوان خود گفت که هیچ جایگزینی برای کار و نظم و صبر وجود ندارد.
مطمئناً درست است. با این حال، هنگامی که دانش آموزان از اصطلاح “بی زحمت” استفاده می کنند، واقعاً به معنای آسان یا بدون تلاش نیستند.

منبع: Nicoleta Ionescu/Shutterstock
در کلاسی که هر سال تدریس میکنم، از دانشآموزان میخواهم که مقالهای بنویسند که در آن جهان اجتماعی خود و نوع شخصیتی که انتظار میرود باشند، منعکس شود. من از آنها می خواهم که موضع همکارم را اتخاذ کنند و در مورد هنجارهایی که آنها تابع آنها هستند به من بگویند. استانداردهای تایید اجتماعی و نهادی که آنها تحت چه شرایطی هستند؟ معیاری که آنها معتقدند خود و همتایانشان با آن سنجیده می شوند و خودشان را می سنجند چیست؟
بعد بحث می کنیم همیشه، همپوشانی قابل توجهی در خواسته هایی که احساس می کنند بر روی آنها سنگینی می کنند، وجود دارد.
پاسخ نماینده ای از دانش آموزی که فرح را صدا می کنم می آید:
“انتظارات “خوب” بودن برای یک دانشجوی دختر شامل حفظ سطح خاصی از سلامت / تناسب اندام / لاغری / زیبایی، گرفتن نمرات خوب، حفظ یک زندگی اجتماعی و عاشقانه فعال، و برتری در سرگرمی ها / فعالیت های فوق برنامه است. اما مهمتر از همه، این انتظار وجود دارد که همه اینها در نظر دیگران بی دردسر جلوه کند، گویی کاملاً طبیعی است.
در اینجا، «بی زحمت» به وضوح به چگونگی ظاهر شدن فرد اشاره دارد – و به ویژه اینکه آیا در وجود و دستیابی به همه این چیزها «کاملاً طبیعی» به نظر می رسد یا خیر.
توجه داشته باشید که فرح پیشنهاد نمیکند که این خودنمایی ایدهآل طبیعی است یا آسان است. او اعتراف کرد که تلاش برای رعایت استانداردهای زیبایی و سلامتی «به خودی خود یک شغل تمام وقت بود». او از 12 سالگی دور و رژیم گرفته بود، اما این واقعیت را از دیگران پنهان می کرد زیرا نمی خواست کسی در مورد “عادات وسواسی خوردن و ورزش که واقعا برای حفظ این عملکرد لازم است” بداند. این همان چیزی بود که دانشجوی دیگری آن را «سمت تاریک» نامید، تلاشی ناامیدانه که «هیچکس نمیخواهد نشان دهد».
هنجاری که فرح توصیف کرد در شهادت دانشآموزان دیگر مدارس انتخابی (و همچنین در بسیاری از زمینههای غیر دانشگاهی) به چشم میخورد. بر اساس گزارشی در سال 2003 از یک «ابتکار زنان» در دانشگاه دوک: «دانشجویان یک محیط اجتماعی را توصیف کردند که مشخصه آن چیزی بود که یکی از دانشآموختگان دوم آن را «کمال بدون تلاش» مینامید: انتظار اینکه فردی باهوش، موفق، متناسب، زیبا و محبوب باشد و همه اینها بدون تلاش مشهود اتفاق میافتد.»
در دانشگاه ییل، دانشآموزان از فشاری میگویند که «بیدردسر عالی به نظر میرسند». یکی از دانشجویان دانشگاه پنسیلوانیا نوشت که «عالم کوچک پن… برای بی زحمتی، یا شاید دقیق تر، به ظاهر بی زحمتی ارزش قائل است». همان پدیده در استنفورد و دانشآموزان گزارش میدهند که در دبیرستان پالو آلتو در نزدیکی آن، «سندرم اردک استنفورد» نامیده میشود – به نظر میرسد بدون زحمت روی سطح زمین میچرخد در حالی که با عصبانیت در زیر پارو میرود.
فرح تاکید کرد که یک اجرای موفق باید به دیگران به گونه ای نگاه کند که گویی “کاملاً طبیعی” است. دانش آموز دیگری به نام نوح گفت که دلیل اینکه چرا همه چیز باید آسان به نظر برسد این است که “قرار است ما به طور طبیعی این را داشته باشیم”، گویی باهوش، جذاب، با اعتماد به نفس، با استعداد و از نظر اجتماعی ماهر بودن نیازی به تلاشی ندارد، بلکه صرفاً به این فکر می کند که چه کسی چه کسی است. “ما فقط هستیم.”
کار سخت برای اطمینان لازم است. فرح توضیح داد، حتی کارهایی که برای سرگرمی انجام می شود، “شما باید به اندازه کافی جدی کار کنید تا “کنفرانس جانبی” شما باشد یا یک موقعیت رهبری داشته باشید، در غیر این صورت نیستید. واقعا در آن خوب هستید یا از زمان خود به خوبی استفاده می کنید.” اما با پارو زدن در زیر سطح، احساس برتری ذاتی یا طبیعی را ایجاد می کنید.
برای آنجلا، دانشآموزی با پیشینهی طبقهی کارگر، «آسانی عملکرد» منبع ناامیدی بود. او گفت که او مجبور بود «تقریباً در همه چیز» کار کند که سایر دانشآموزان با پیشینههای ممتاز آن را بدیهی میدانستند. و او همچنان در تلاش بود تا به آن برسد.
با این حال، پنهان کردن تلاشهای او و بیتفاوت به نظر رسیدن یک مبارزه بوده است. او معتقد بود که این معیاری است که بارها نتوانسته است به آن دست یابد: “حقیقت این است که من بسیار اهمیت می دهم، شاید بیشتر از آنچه باید.” آنجلا متوجه شد که مشکل این است که توجه آشکار به وضعیت خود، موفقیت او را از آن تضعیف می کند.
یک قیاس را در نظر بگیرید. ماکس وبر، جامعه شناس بزرگ، در مقاله خود در سال 1922 با عنوان «سوتریولوژی محرومان» استدلال کرد که در تاریخ، «ممتازان» و «مستضعفان» جایگاه اجتماعی و احساس ارزشمندی خود را به گونهای متفاوت پایهگذاری میکنند. او در سراسر جوامع می نویسد:
«بسیار ممتازترین اقشار (غیر از کشیشان) و به ویژه اشراف، احساس ارزشمندی یا حیثیت خود را مبتنی بر آگاهی از «کمال» شیوه زندگی خود به عنوان بیانی از «هستی» کیفی خود میدانند. «موجودی» که تنها به آنها بستگی دارد و فراتر از آنها نیست.»
در مقابل، در مورد محرومان، «هر احساسی که آنها نسبت به ارزش خود دارند، با «وعدهای» مرتبط است که به آنها داده شده است، و این وعده به نوبه خود با یک «کارکرد»، «ماموریت» مرتبط است. “، یا “تماس” که به آنها اختصاص داده شده است.”1
وبر در قشرهای ممتاز، موقعیتهای اجتماعی مانند اشراف با دودمان خونی را در نظر دارد. در حالی که این قیاس به راحتی بیش از حد ترسیم می شود، این تصور که هدف “بی تلاش” انتقال آن است، بسیار شبیه به تمایزی است که بر اساس “کیفیت ویژه و ذاتی” خود شخص است. در عملکرد “به گویی طبیعی” خود، نشان می دهید که در وجود کیفی شما، ارزش ذاتی دارند. در مقابل، تلاش مشهود، ادعای ممتاز بودن را بی اعتبار می کند. این نشان می دهد که شما به دنبال شناسایی ارزشی هستید که توسط آن اعطا شده است آنها.
من پیشنهاد نمی کنم که دانش آموزان لزوماً خود را نوعی برهمن تصور کنند. در مقاله های خود، دانش آموزانی که از انتظارات «بی زحمت» صحبت می کنند، اغلب این کار را به صورت انتقادی انجام می دهند، به عنوان ریاکاری یا سربار. اما خود هنجار از منطق شایسته سالاری سخن می گوید. Effortless یک روش رفتاری و نمایشی ظریف و سخت است که برای متمایز کردن افراد خاص و توجیه وضعیت آنها مفید است.
راجر فدرر درست میگفت: “بی تلاش” یک افسانه است. هم به مفهوم او و هم به هنجار فریبنده ای که بسیاری از جوانان تحت آن کار می کنند.
[ad_2]