منبع: Mark Arron Smith / Pexels
همه ما با لحظاتی روبرو می شویم که ما را از منطقه امن خود خارج می کند. برای امیلی، مدیر ارشد یک شرکت فناوری چندملیتی در حال رشد سریع، این لحظه یک سال پیش فرا رسید. این شرکت در حال تغییر ساختار بزرگ بود و تنشهای کارکنان در حال افزایش بود. امیلی که وظیفه انتقال تغییرات را بر عهده داشت، سخنرانی خود را با دقت تمرین کرده بود و هر کلمه را اصلاح می کرد. با این حال، چیز مهمی گم شده بود. سخنرانی سرد و بالینی احساس میشد، و ارتباطش با افرادی که قرار بود به آن اطمینان خاطر دهد، قطع شده بود. چالش واقعی انتقال پیام نبود، بلکه این کار با همدلی بود.
این تغییر تنها پس از پیشنهاد یکی از دوستان که مربیگری را تجربه کرده بود، رخ داد. دوست امیلی را با یک تکنیک ساده اما قدرتمند آشنا کرد: تصویرسازی. امیلی به جای اینکه فقط حرف هایش را تکرار کند، شروع به تصور دیدگاه مخاطب، احساس آنها، واکنش آنها به اخبار و احساساتشان کرد. او خود را نه تنها در حال ایراد سخنرانی، بلکه در حال گوش دادن واقعی به تصویر میکشد و با مخاطبان در سطحی عمیقتر و انسانی ارتباط برقرار میکند. وقتی او بالاخره روی صحنه رفت، همه چیز تغییر کرد. کارمندان احساس می کردند که شنیده می شود، مورد احترام و درک است، چیزی که در تمرینات قبلی او گم شده بود. این بار پیام طنین انداز شد.
این ممکن است مانند یک تغییر کوچک در آماده سازی به نظر برسد، اما چیزی بسیار عمیق تر را لمس می کند: استفاده از تصاویر برای تقویت هوش هیجانی. برای رهبران، توانایی مدیریت احساسات، هم خود و هم احساسات دیگران، کلید ایجاد اعتماد، ایجاد انگیزه در تیمها و هدایت موقعیتهای پرمخاطره است. هوش عاطفی به طور گسترده ای به عنوان یک ویژگی مهم برای رهبری موثر پذیرفته شده است، اما با کمال تعجب، قدرت تصویرسازی به عنوان ابزاری برای پرورش این مهارت اغلب نادیده گرفته می شود.
هوش هیجانی: کلید موفقیت رهبری
هوش هیجانی یا EQ (ضریب عاطفی) توسط روانشناس دانیل گولمن در دهه 1990 به عنوان مجموعه ای از مهارت های عاطفی و اجتماعی که بر نحوه مدیریت خود و تعامل ما با دیگران تأثیر می گذارد، رایج شد. گولمن استدلال کرد که EQ در تعیین اثربخشی رهبری به همان اندازه مهم است، اگر نه بیشتر از IQ. پنج رکن هوش هیجانی؛ خودآگاهی، خودتنظیمی، انگیزه، همدلی و مهارت های اجتماعی، پایه و اساس رهبری قوی هستند.
به ویژه همدلی برجسته است. پژوهشی از Businessolver State of Workplace Report همدلی (2021) نشان داد که رهبرانی که همدلی نشان میدهند از کسانی که این کار را نمیکنند بهتر عمل میکنند. در واقع، 92 درصد از کارکنان گزارش کردند که همدلی توسط سازمانهایشان کمارزش است و شرکتهایی که رهبران همدلتر دارند، نرخ جابهجایی کارکنان را 50 درصد پایینتر و رضایت شغلی 56 درصد بالاتر را گزارش میکنند. رهبرانی که می توانند به جای کارمندان خود قدم بگذارند، اعتماد، همکاری و وفاداری بیشتری را تقویت می کنند.
علیرغم آگاهی از این موضوع، رهبران اغلب برای به کارگیری این اصول در گرمای لحظه تلاش می کنند. اینجاست که تصویرسازی وارد می شود.
علم پشت تصویرسازی: چیزی فراتر از تجسم یا تمرین ذهنی
تصویرسازی فقط تجسم یا خیال پردازی نیست، بلکه نوعی آموزش ذهنی عمدی است که توسط علم پشتیبانی می شود. دانشمندان علوم اعصاب مدتهاست میدانند که وقتی به یک عمل یا سناریو با جزئیات چندحسی فکر میکنیم؛ صدا، بو، مزه، لمس، تصویر، احساس و حرکت، همان نواحی مغز فعال می شوند که زمانی که آن را به صورت فیزیکی اجرا می کنیم. به همین دلیل است که ورزشکاران، از ژیمناستهای المپیک گرفته تا بسکتبالیستهای حرفهای، برای افزایش عملکرد خود به تصویرسازی ذهنی تکیه میکنند. اگر تصویرسازی می تواند بدن و ذهن را برای آماده شدن برای اجرا آموزش دهد، چرا همدلی نکنیم؟
در یک مطالعه، شرکتکنندگانی که تمرینهای تصویرسازی را در موقعیتهای استرسزا انجام میدادند، 23 درصد پاسخهای استرس کمتری نسبت به گروه کنترل نشان دادند. تصویرسازی تنظیم عاطفی را بهبود بخشید و شرکتکنندگان در تعامل با دیگران همدلتر بودند. به طور مشابه، یک مطالعه منتشر شده در مجله علوم اعصاب شناختی نشان داد که تکنیکهای تصویرسازی تنظیم هیجانی را بهبود میبخشد، به طوری که شرکتکنندگان در نواحی مغزی مرتبط با همدلی، فعالیت بیشتری را نشان میدهند.
همین تکنیک اکنون در برنامه های توسعه رهبری به کار می رود. از رهبران خواسته می شود که نه تنها ارائه یا مذاکره بعدی خود را (یک حس) تجسم کنند، بلکه از تصویرسازی (حواس چندگانه) برای تمرین ذهنی استفاده کنند که چگونه مکالمات دشوار را هدایت می کنند یا در تیم خود اعتماد ایجاد می کنند. تاثیر؟ رهبرانی که تصویرسازی را تمرین میکنند، برای مدیریت لحظات پرفشار با تعادل عاطفی مجهزتر هستند، و هنگام تعامل با تیمهایشان، همدلتر هستند.
همدلی: ابرقدرت رهبری
بیایید یک سناریوی دیگر را در نظر بگیریم. مدیر عاملی را تصور کنید که در شرف بررسی عملکرد با یکی از اعضای تیم در حال مبارزه است. به طور سنتی، مدیر عامل ممکن است مجهز به معیارها و آماده ارائه بازخورد صرفاً بر اساس نتایج باشد. رهبر با استفاده از تصویرسازی متفاوت آماده می شود. شب قبل، آنها گفتگو را از زوایای مختلف تصور می کنند. آنها دیدگاه کارمند را اتخاذ می کنند، اینکه چگونه ممکن است به نظرات خاص واکنش نشان دهند، چگونه ممکن است در مورد عملکرد خود احساس کنند، و چگونه نقش خود را در شرکت تجربه کرده اند.
در این تمرین ذهنی، مدیر عامل هم همدلی و هم خودتنظیمی را تمرین می کند. آنها تصور می کنند که بازخورد سازنده ارائه می دهند، اما به شیوه ای حمایتی، نه تنبیهی. آنها گوش دادن فعال را تمرین میکنند، حتی اگر مکالمه دشوار شود، آرام و متعهد بمانند. وقتی لحظه واقعی فرا می رسد، مدیر عامل نه تنها با کلمات، بلکه با حضور احساسی آماده می شود.
رهبرانی که به طور فعال همدلی را تمرین می کنند، از جمله از طریق تکنیک هایی مانند تصویرسازی، احتمال بیشتری دارد که توسط همتایان و تیم های خود موثر دیده شوند. آنها همچنین به احتمال زیاد تفکر نوآورانه را در تیم خود پرورش می دهند، به طوری که رهبران همدل 61 درصد نرخ حل خلاقانه خلاقانه در میان کارمندان را مشاهده می کنند.
از همدلی تا حضور رهبری
جادوی واقعی تصویرسازی در توانایی آن برای افزایش حضور رهبری نهفته است. توانایی رهبر برای جلب توجه، القای اعتماد و ایجاد حس ارتباط. حضور رهبری فقط به خاطر کاریزما نیست. این در مورد حضور کامل در لحظه است و از احساسات خود و افراد اطراف خود آگاه هستید.
به عنوان مثال، سخنرانی در جمع را در نظر بگیرید، موقعیتی که در آن اعصاب اغلب بالاست و هوش هیجانی ضروری است. رهبرانی که از تصویرسازی برای تمرین ذهنی سخنان خود استفاده می کنند، فقط بر محتوا تمرکز نمی کنند. آنها تصور می کنند که مخاطب چگونه واکنش نشان می دهد، چگونه ارتباط چشمی را حفظ می کند و چگونه لحن خود را برای ارتباط با شنوندگان تنظیم می کند. آنها تصور می کنند که حتی اگر سؤالات یا چالش های غیرمنتظره ای پیش بیاید، آرام و مستقر می مانند. به این ترتیب، تصویرسازی به رهبران کمک می کند تا احساس آرامش را در خود پرورش دهند، که به نوبه خود حضور آنها را افزایش می دهد.
این توسط تحقیقات پشتیبانی میشود، که نشان داد افرادی که از تکنیکهای تصویرسازی قبل از موقعیتهای پرمخاطره استفاده میکردند، در مقایسه با افرادی که تصویرسازی را تمرین نمیکردند، بهبود قابلتوجهی در عملکرد نشان دادند. این تمرین ذهنی به آنها کمک کرد تا تحت فشار، یک ویژگی ضروری برای حضور رهبری، آرام بمانند.
جای تعجب نیست که بسیاری از مدیران ارشد اکنون تصاویر را در جعبه ابزار رهبری خود گنجانده اند. از مکالمات دشوار گرفته تا مذاکرات پرمخاطره، تصور این لحظات از قبل به رهبران کمک میکند تا از نظر عاطفی مستقر باشند و آمادگی بیشتری برای رهبری با همدلی و وضوح داشته باشند.
چشم انداز
رهبری اغلب با توانایی مدیریت پیچیدگی و ایجاد انگیزه در دیگران تعریف می شود و هوش هیجانی را بیش از هر زمان دیگری مهم می کند. توسعه آن به چیزی بیش از درک فکری نیاز دارد، بلکه به تمرین نیاز دارد. با استفاده از تصاویر برای اجرای عمدی مکالمات چالش برانگیز، ارائه ها و سناریوهای ایجاد همدلی، رهبران می توانند نه تنها کلمات بلکه احساسات خود را تکرار کنند، بلکه می توانند خود را آموزش دهند که تحت فشار آرام بمانند، با تیم خود ارتباط برقرار کنند و با همدلی رهبری کنند.
در قلب رهبری مؤثر، توانایی دیدن جهان از دید دیگران است. و گاهی اوقات، اولین قدم برای انجام این کار این است که آن را از طریق خودتان تصور کنید.