19:35 - 2025/05/12

هنر شفابخشی | روانشناسی امروز

[ad_1] غم و اندوه مشکلی نیست که حل شود بلکه فرایندی است که باید زندگی شود. این زندگی به اشکال مختلف وارد زندگی ما می شود – مرگ یک عزیز ، پایان یک رابطه ، یک بیماری جدی ، از دست دادن هویت یا حتی فروپاشی یک رویا. غم و اندوه تجربه داخل...

هنر شفابخشی | روانشناسی امروز

[ad_1]

غم و اندوه مشکلی نیست که حل شود بلکه فرایندی است که باید زندگی شود. این زندگی به اشکال مختلف وارد زندگی ما می شود – مرگ یک عزیز ، پایان یک رابطه ، یک بیماری جدی ، از دست دادن هویت یا حتی فروپاشی یک رویا. غم و اندوه تجربه داخلی از دست دادن است. عزاداری بیان بیرونی آن است. با هم ، آنها یک گذرگاه مقدس را از طریق درد ، بی نظمی و در نهایت تحول تشکیل می دهند.

غم و اندوه از یک مسیر واضح یا خطی پیروی نمی کند. در حالی که بسیاری با مراحل مانند انکار ، عصبانیت و پذیرش آشنا هستند ، اندوه زندگی واقعی به ندرت در چنین دسته های سازمان یافته قرار می گیرد. درعوض ، در امواج آشکار می شود ، گاهی اوقات خراشیده می شود ، گاهی اوقات ما را به آرامی به بازتاب می کشاند. بعضی روزها تقریباً طبیعی احساس می شوند. دیگران ، انگار جهان متوقف شده است. غلتک عاطفی و غیرقابل پیش بینی بودن آن نشانه ای از انجام اندوه اشتباه نیست ، بلکه ماهیت خود غم و اندوه است.

بهبودی از دست دادن مستلزم آن است که ما فراتر از ایده “رسیدن به آن” حرکت کنیم. ما بیش از ضررهای قابل توجهی کسب نمی کنیم. ما آنها را می پذیریم. ما آنها را ادغام می کنیم. ما عشق ، درد و حافظه را به عنوان بخشی از کسانی که می شویم به جلو می بریم.

ضرر را بپذیرید

اولین کار اساسی غم و اندوه ، روبرو شدن با واقعیت ضرر است. این می تواند به طرز وحشیانه ای دردناک باشد. ذهن ما ممکن است در برابر آن مقاومت کند ، و به نسخه ای از گذشته که هنوز ضرر رخ نداده است ، چسبیده است. ما ممکن است خودمان را چانه زنی کنیم ، از طریق تفکر “چه می شود” یا “اگر فقط”. اما با پذیرش واقعیت ناگوار ، شفابخشی با صداقت آغاز می شود. ما می گوییم ، “این اتفاق افتاد. این واقعی است.” انکار در ابتدا یک محافظ طبیعی است ، اما با گذشت زمان ، حقیقت پایه و اساس شفابخشی می شود.

احساس درد

بعد روند تجربه درد انجام می شود. اینجاست که بسیاری گیر می کنند یا سعی می کنند از آن عجله کنند. اما درد چیزی برای دور زدن نیست. احساس غم ، عصبانیت ، اشتیاق و بی حسی همه بخشی از قلمرو عاطفی از دست دادن است و وقتی آماده انجام این کار هستیم باید تجربه شود. اجتناب از این احساسات فقط بهبودی را به تعویق می اندازد. برای غم و اندوه خوب ، باید اجازه دهیم فضای غم و اندوه نفس بکشد.

سازگار با زندگی

بخش مهم دیگر روند بهبودی ، تنظیم زندگی بدون آنچه از دست رفته است. غم و اندوه ما را تغییر می دهد. سؤال این نیست که چگونه به زندگی برگردیم ، بلکه چگونه می توان در حین ضرر رشد کرد و به دلیل آنچه در آن گذشتیم ، زندگی معناداری داشته باشیم ، نه با وجود آن. این هم عملی و هم وجودی است. این مستلزم تغییر جهت مجدد نقش ها ، روال های ما ، اعتقادات ما و اغلب احساس خود ما است. وقتی همسر می میرد ، ما فقط شخص را غمگین نمی کنیم – هویت خود را به عنوان شریک زندگی می کنیم. هنگامی که یک کار از بین می رود ، ممکن است نه تنها درآمد بلکه احساس هدف یا وضعیت خود را غمگین کنیم. این ضررهای ثانویه می تواند به همان اندازه عمیق باشد و به عزاداری خودشان نیاز دارد.

هم افزایی ایجاد کنید

با گذشت زمان ، ما همچنین شروع به یافتن راه هایی برای ارتباط با آنچه از دست داده ایم – نه با امتناع از رها کردن ، بلکه با تعریف مجدد رابطه. هدف قطع ارتباط نیست بلکه ادغام است. این یک هم افزایی از واقعیت قدیمی ، واقعیت فعلی و آینده با هدف بزرگتر است. ما لازم نیست که فراموش کنیم یا حرکت کنیم – می توانیم با عشق به یاد بیاوریم ، آداب و رسوم ارتباط ایجاد کنیم و از تأثیر شخص یا تجربه بر زندگی خود احترام بگذاریم. صحبت با یک دوست عزیز که درگذشت ، بازدید از مکانهای معنی دار یا ادامه میراث آنها از طریق اعمال خدمات ، همه راه هایی است که ما آنها را به جلو می بریم.

معنا پیدا کردن

همانطور که اندوه تکامل می یابد ، نیاز به یافتن معنا نیز چنین می شود. در حالی که مراحل اولیه غم و اندوه اغلب با بقا مشخص می شود – فقط با گذشت روز – در نهایت زمانی فرا می رسد که سؤالات عمیق تری بپرسیم: این ضرر برای من چه معنی دارد؟ من الان کی هستم؟ چگونه می توانم این درد را حس کنم؟ معنی درد را پاک نمی کند ، اما می تواند به آن جهت دهد. بعضی اوقات ، معنی در رشد شخصی یافت می شود. بعضی اوقات ، در کمک به دیگران. بعضی اوقات ، در کشف قدردانی عمیق تر از خود زندگی.

با ذهنی جدا شود

یک قدم قدرتمند و در عین حال که غالباً سوء تفاهم در بهبودی است ، جدا شدن است – نه از عشق ، بلکه از رنج. جدا شدن به معنای فراموش کردن یا خاموش کردن احساسات نیست. این بدان معنی است که دست ما را در مورد آنچه دیگر نمی توان تغییر داد ، شل می کنیم. این عمل آزاد کردن آنچه را که ما نمی توانیم کنترل کنیم ، امکان پذیرش و آرامش درونی را فراهم می کند. این تغییر می تواند شفافیت را به ارمغان آورد و به ما کمک کند تا به جای اینکه به درد گذشته بپردازیم ، بیشتر در زمان حال زندگی کنیم.

قدردانی

حتی در اعماق غم و اندوه ، لحظات قدردانی می تواند به عنوان یک نجات باشد. قدردانی از زمانی که با کسی داشتیم ، درسهایی که آنها ارائه می دادند یا حتی راحتی های کوچک روزانه می توانند به ما در اتصال دوباره به زندگی کمک کنند. قدردانی از ضرر کم نمی کند – این ظرفیت ما را برای حفظ شادی و غم و اندوه گسترش می دهد. این عمل می تواند به آرامی تمرکز ما را از آنچه که باقی مانده است ، تغییر دهد و تعادل را در زمان آشفتگی عاطفی ارائه دهد.

عمل مثبت

مثبت بودن در غم و اندوه مربوط به لبخندهای اجباری یا انکار نیست – این در مورد انتخاب امید در هنگام آماده شدن است. این ممکن است به معنای تمرکز روی آنچه هنوز هم معنی دارد ، دیدن قدرت در خودمان یا اعتماد به این امکان پذیر است. هنگامی که ما به فضای تجدید اجازه می دهیم ، مثبت بودن به طور طبیعی بوجود می آید. این ناامیدی را نرم می کند و به ما کمک می کند تا بدون نادیده گرفتن وزن درد ، قدم های کوچکی را به سمت تمامیت بردارید.

حمایت از

پشتیبانی بخش مهمی از شفابخشی در سفر از طریق غم و اندوه است. این دوستی است که بدون تلاش برای رفع آن گوش می دهد ، یک درمانگر که فضای امن برای پردازش را ارائه می دهد ، یا یک گروه پشتیبانی که در آن داستانهای مشترک بار را کاهش می دهند ، ارتباط برای غم و اندوه است. غم و اندوه منزوی می شود ، اما شاهد شدن شروع به بهبودی می کند. منظور ما این نیست که این وزن را به تنهایی تحمل کنیم.

خود دلسوزی خود را انجام دهید

یکی از تأیید کننده ترین شیوه های زندگی در هنگام غم و اندوه ، کشت دلسوزی خود است. غم و اندوه خسته کننده است – از نظر جسمی ، ذهنی و عاطفی. ممکن است روزهایی وجود داشته باشد که بیرون آمدن از رختخواب ، لحظه های تحریک پذیری یا فراموشی یا اشک غیر منتظره در محرک های کوچک سخت باشد. با خودمان با همان مهربانی رفتار می کنیم تا یک دوست عزیز بتوانیم لبه رنج را نرم کنیم و فضای مورد نیاز برای بهبودی را ارائه دهیم.

شادی آوردن

سرانجام ، جوی دوباره وارد ورود می شود. گاهی اوقات به طور غیر منتظره ای – خنده ای که با یک دوست ، یک طلوع آفتاب زیبا ، لحظه ای از ارتباط واقعی به اشتراک گذاشته شده است. این نگاه های شادی خیانت به اندوه ما نیست بلکه نشانه های بهبودی است. آنها به ما یادآوری می کنند که حتی در ضرر ، زندگی همچنان به زیبایی می پردازد. بازپس گیری شادی از مقاومت ما تجلیل می کند و اذعان می کند که ما هنوز زنده هستیم ، هنوز هم قادر به عشق هستیم و هنوز هم شایسته خوشبختی هستیم.

وقت دادن

با گذشت زمان ، اندوه اغلب تغییر می کند. درد ناپدید نمی شود ، اما در پارچه داستان ما بافته می شود. آنچه که زمانی احساس غیرقابل تحمل می کرد به چیزی تبدیل می شود که ما با قدرت بیشتری به آن منتقل می کنیم. و گاهی اوقات ، در پی ساکت ، یک حساسیت جدید ، یک همدلی عمیق تر ، قلب وسیع تری را کشف می کنیم. ما با وجود ضرر ، بلکه به دلیل آن ، کاملاً انسانی تر می شویم.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان