به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن؛ ممکن است رزومهای چند صفحهای داشته باشید، اما چند دقیقه کافی باشد تا ارزیاب استخدام بفهمد پشت این کلمات چه چیزی وجود دارد. در مصاحبه شغلی قرار نیست فقط ثابت کنید چه چیزهایی بلد هستید؛ باید نشان دهید وقتی با یک مسئله واقعی، یک شکست، یک سؤال غیرمنتظره یا حتی یک اختلاف کاری روبهرو میشوید، چگونه فکر و رفتار میکنید. حامد طراحی، مدیر منابع انسانی و ارزیاب استخدام، در این باره راهنمایی میکند:
حامد طراحی، مدیر منابع انسانی و ارزیاب استخدام میگوید بهترین داوطلب کسی نیست که بهترین نقش را بازی میکند؛ کسی است که بتواند «بهترین روایت واقعی» از خودش ارائه دهد.رزومه را فرستادهاید، تلفن زدهاند و حالا روز مصاحبه رسیده است. احتمالاً از شب قبل چند جواب را در ذهن مرور کردهاید: نقطه قوت من چیست؟ نقطه ضعفم چیست؟ چرا این شرکت؟ چرا این کار؟ حقوق مورد انتظار چقدر است؟از نگاه یک ارزیاب حرفهای، مصاحبه خیلی زودتر از اینها شروع شده است.حامد طراحی معتقد است مصاحبه شغلی از همان لحظهای آغاز میشود که فرد تصمیم میگیرد برای یک موقعیت شغلی درخواست بدهد. بنابراین کسی که پیش از ارسال رزومه درباره شرکت، موقعیت شغلی و مسئولیتهای آن تحقیق نکرده، بخشی از فرصت خود را همان ابتدا از دست داده است.این تحقیق فقط به خواندن چند خط درباره شرکت محدود نمیشود. داوطلب باید بداند سازمان چه کاری انجام میدهد، این موقعیت شغلی چه مسئلهای را قرار است حل کند و خودش قرار است چه ارزشی به مجموعه اضافه کند. حتی بررسی سابقه افرادی که در آن سازمان کار کردهاند یا گفتوگو با کسی که تجربه حضور در آن مجموعه را دارد، میتواند تصویری بدهد که در آگهی استخدام دیده نمیشود.به بیان سادهتر، رزومه پاسخ میدهد که «چه کارهایی انجام دادهاید»، اما مصاحبهکننده میخواهد بداند «چرا برای این کار مناسب هستید».جواب حفظشده، دشمن یک مصاحبه خوبیکی از اشتباههای رایج داوطلبان این است که تصور میکنند برای موفقیت باید جواب سؤالهای مصاحبه را از قبل آماده و حتی حفظ کنند. طراحی میان «آمادگی» و «حفظ کردن جواب» تفاوت جدی میگذارد.وقتی فرد برای هر سؤال یک پاسخ از پیش ساخته در ذهن دارد، ممکن است دیگر به سؤال گوش ندهد و فقط منتظر فرصتی باشد تا همان متن آماده را تحویل دهد. این رفتار معمولاً خیلی زود خودش را نشان میدهد.برای مثال، وقتی از فرد درباره نقطه قوتش پرسیده میشود، پاسخهایی مانند «مسئولیتپذیر، خلاق، پرتلاش و اهل کار تیمی هستم» چیز زیادی درباره عملکرد واقعی او نمیگوید.
مشکل این کلمات این نیست که غلطاند؛ مشکل این است که شاهدی پشت آنها وجود ندارد.ارزیاب ترجیح میدهد داوطلب به جای معرفی خود با چند صفت، یک موقعیت واقعی را توضیح دهد: در یک پروژه چه اتفاقی افتاد، مسئولیت خودش چه بود، چه تصمیمی گرفت و نتیجه چه شد.به تعبیر طراحی، یک پاسخ خوب باید «دستگیره» داشته باشد؛ یعنی مصاحبهکننده بتواند آن را بگیرد و از دلش سؤال بعدی را بیرون بکشد.به جای شمردن صفتها، روایتی واقعی تعریف کنیددر مصاحبه حرفهای، ادعا ارزش چندانی ندارد؛ شاهد ارزش دارد.اگر بگویید «من آدم مسئولیتپذیری هستم»، هنوز معلوم نیست این مسئولیتپذیری در عمل چگونه خودش را نشان داده است. اما اگر توضیح دهید در یک پروژه زمان تحویل سه روز جلو افتاد، شما چه مسئولیتی داشتید، چه کار کردید و پروژه چگونه به نتیجه رسید، ارزیاب حالا میتواند رفتار واقعی شما را بررسی کند.اینجاست که سؤالهای رفتاری اهمیت پیدا میکنند.«از زمانی بگویید که با یک همکار اختلاف داشتید.»«پروژهای را تعریف کنید که طبق برنامه پیش نرفت.»«آخرین باری که اشتباه کردید چه زمانی بود؟»این سؤالها برای شنیدن یک داستان جذاب طراحی نشدهاند. ارزیاب میخواهد ببیند فرد در موقعیت واقعی چه کرده است.یکی از چارچوبهای شناختهشده برای پاسخ به چنین سؤالهایی، مدل STAR است: موقعیت، مسئولیت، اقدام و نتیجه. یعنی داوطلب ابتدا توضیح دهد چه اتفاقی افتاده، خودش چه مسئولیتی داشته، دقیقاً چه کاری انجام داده و در پایان چه نتیجهای حاصل شده است.این مدل یک مزیت مهم دارد: اجازه نمیدهد داوطلب پشت عبارتهای کلی پنهان شود.ارزیاب دنبال نسخه نمایشی شما نیستبعضی داوطلبان تصور میکنند باید در مصاحبه همان آدمی باشند که فکر میکنند کارفرما دوست دارد استخدام کند. اما این تلاش برای ساختن یک شخصیت ایدهآل میتواند نتیجه معکوس داشته باشد.اگر تجربه شما متوسط است، لازم نیست خودتان را متخصص همهچیز معرفی کنید.
اگر کاری را انجام ندادهاید، ادعا نکنید که انجام دادهاید. سؤال بعدی ممکن است وارد جزئیات شود و فاصله میان ادعا و تجربه واقعی خیلی زود آشکار شود.از آن طرف، کمفروشی هم اشتباه است. اگر دستاوردی داشتهاید، باید بتوانید درباره آن حرف بزنید. خود واقعی بودن البته به معنای کنار گذاشتن فیلتر حرفهای نیست. قرار نیست هر چیزی را که به ذهنتان میرسد بگویید. منظور این است که رفتار و حرف شما با سابقه واقعیتان تناقض نداشته باشد.اعتماد زمانی شکل میگیرد که این سه چیز با هم سازگار باشند: حرف شما، رفتارتان و سابقهای که در رزومه آوردهاید.زبان بدن؛ نه با فرمولهای اینستاگرامی!زبان بدن هم در مصاحبه بیاهمیت نیست، اما طراحی نسبت به نسخههای سادهانگارانه آن هشدار میدهد؛ همان توصیههایی که مثلاً میگویند اگر دستها را به شکل خاصی قرار دهید، حتماً اعتمادبهنفس بیشتری نشان میدهید.برای یک ارزیاب حرفهای، موضوع مهمتر هماهنگی کلی رفتار با حرفهای فرد است.چطور گوش میدهید؟ وقتی با سؤال سختی روبهرو میشوید چه واکنشی نشان میدهید؟ اگر با نظر مصاحبهکننده مخالف باشید، لحنتان چگونه تغییر میکند؟ آیا وسط صحبت طرف مقابل میپرید؟رفتار فرد اطلاعاتی تولید میکند که فقط از محتوای پاسخهایش به دست نمیآید.سؤال عجیب برای پیدا کردن جواب عجیب نیستگاهی در مصاحبههای شغلی سؤالهایی مطرح میشود که ظاهراً هیچ ارتباطی با شغل ندارند. مثلاً از داوطلب پرسیده میشود برای آبیاری درختهای خیابان ولیعصر تهران چند خودروی آبپاش لازم است.اما قرار نیست ارزیاب لزوماً عدد دقیق را بداند.هدف چنین سؤالاتی میتواند سنجش واکنش فرد به مسئلهای باشد که برای آن آماده نشده است. آیا دستپاچه میشود؟ آیا سؤال را به بخشهای کوچکتر تقسیم میکند؟ آیا برای رسیدن به پاسخ اطلاعات بیشتری درخواست میکند؟ آیا فرضیاتش را روشن میکند؟در چنین شرایطی حتی ممکن است جواب نهایی اشتباه باشد اما فرآیند فکر کردن، برای ارزیاب بسیار ارزشمند باشد.به همین دلیل «نمیدانم» هم لزوماً جواب بدی نیست.
مسئله زمانی ایجاد میشود که فرد برای اینکه ناآگاه به نظر نرسد، شروع به ساختن پاسخ کند.یک «نمیدانم» حرفهای میتواند ادامه داشته باشد: «در این مورد تجربه مستقیم ندارم، اما در موقعیت مشابهی با چنین مسئلهای روبهرو شدهام و این کار را انجام دادهام.»این پاسخ هم محدودیت فرد را نشان میدهد و هم نحوه مواجهه او با محدودیت را.«نقطه ضعفت شما چیست؟» هنوز سؤال مهمی استسؤال نقطهضعف برای بسیاری از داوطلبان به یک کلیشه تبدیل شده است و پاسخ معروفش هم معمولاً «کمالگرایی» است.اما اگر همین سؤال درست پاسخ داده شود، هنوز اطلاعات زیادی درباره فرد میدهد.ارزیاب نمیخواهد بشنود فرد یک ضعف به ظاهر جذاب برای خودش انتخاب کرده است؛ میخواهد ببیند آیا فرد واقعاً خودش را میشناسد و برای اصلاح یک نقطه قابل بهبود چه کرده است.مثلاً اگر کسی بگوید در پروژههای مهم بیش از اندازه روی جزئیات تمرکز میکرده و همین موضوع باعث تأخیر میشده، اما بعد برای مدیریت آن از ابتدا سطح کیفیت مورد انتظار و زمان نهایی را مشخص کرده، دیگر فقط درباره یک ضعف حرف نزده است. او همزمان خودشناسی، تحلیل و اقدام اصلاحی را نشان داده است.همین منطق درباره شکست هم صدق میکند.برای ارزیاب، مهم نیست فرد در تمام مسیر شغلیاش شکست نخورده باشد؛ مهم این است که با شکست چه میکند.اگر فردی همه تقصیرها را متوجه مدیر، همکاران یا شرایط بداند، احتمالاً سؤالهای بیشتری ایجاد میشود. اما اگر بتواند سهم خودش را ببیند، مسئله را تحلیل کند و توضیح دهد از آن تجربه چه چیزی یاد گرفته، شکست تبدیل به یک داده مثبت برای ارزیابی او میشود.مصاحبه فقط امتحان داوطلب نیستشاید یکی از مهمترین نکات این گفتوگو این باشد که داوطلب نباید مصاحبه را یک امتحان یکطرفه تصور کند.سازمان شما را ارزیابی میکند، اما شما هم باید سازمان را ارزیابی کنید.پرسشهایی مثل «بزرگترین چالش این موقعیت در سه ماه اول چیست؟»، «اگر شش ماه بعد در این شغل موفق باشم، چه چیزی باعث میشود بگویید انتخاب درستی بوده است؟» یا «ساختار تیم چگونه است؟» فقط برای باهوش جلوه کردن نیستند.شما باید بدانید قرار است وارد چه محیطی شوید.در نهایت، سؤال مهم فقط این نیست که «چطور استخدام شوم؟»؛ سؤال مهمتر این است که «آیا اصلاً باید اینجا استخدام شوم؟»برای یک نفر فرصت یادگیری مهم است، برای دیگری ثبات، برای فردی انعطافپذیری و برای دیگری مسیر روشن ارتقا. استخدام شدن در محیطی که با نیازها و ارزشهای شغلی شما سازگار نیست، الزاماً موفقیت محسوب نمیشود.حقوق؛ نه «هرچه شما صلاح بدانید»، نه یک عدد از هواوقتی صحبت به حقوق میرسد، دو اشتباه رایج دیده میشود: داوطلبی که خودش را بسیار ارزان عرضه میکند و فردی که بدون شناخت بازار عددی بسیار بالا اعلام میکند.عبارت «هرچه شما صلاح بدانید» ممکن است از نگاه داوطلب نشانه انعطاف باشد، اما میتواند این پیام را منتقل کند که او شناخت دقیقی از ارزش حرفهای خودش یا شرایط بازار ندارد.
از طرف دیگر، یک عدد بالا بدون استدلال هم قابل دفاع نیست.بهتر است داوطلب بر اساس تجربه، سطح موقعیت، میزان مسئولیت و شناخت بازار، یک بازه منطقی در ذهن داشته باشد و درباره آن گفتوگو کند. حقوق نیز باید بخشی از مذاکره باشد، نه تمام مذاکره.حتی درباره شروع به کار هم حرفهای بودن اهمیت دارد. اگر فردی در شرکت دیگری مشغول است و از او خواسته میشود از فردا کارش را شروع کند، ترک ناگهانی محل کار قبلی الزاماً نشانه تعهد به کار جدید نیست. تحویل حرفهای مسئولیتها میتواند حتی برای کارفرمای جدید نیز نشانهای مثبت باشد؛ زیرا کسی که امروز بدون توضیح محل کار قبلی را ترک میکند، ممکن است فردا همین رفتار را با سازمان جدید تکرار کند.اگر مصاحبه دارید، رزومهتان را دوباره بخوانیدپیشنهاد نهایی طراحی ساده است اما شاید از حفظ کردن دهها پاسخ آماده کاربردیتر باشد: رزومه خودتان را دوباره بخوانید و برای هر ادعایی که در آن نوشتهاید، یک مثال واقعی در ذهن داشته باشید.درباره شرکت تحقیق کنید. شرح شغل را دقیق بخوانید. سه یا چهار تجربه مهم کاریتان را مرور کنید و بدانید در هرکدام چه مسئلهای وجود داشت، مسئولیت شما چه بود، چه اقدامی انجام دادید و نتیجه چه شد.نقاط قوت و ضعف خودتان را بشناسید. بدانید چرا این شغل را میخواهید.و مهمتر از همه، نقش بازی نکنید.قرار نیست در مصاحبه بهترین نسخه خیالی خودتان را تحویل کارفرما بدهید. قرار است بهترین روایت واقعی خودتان را ارائه کنید.رزومه میگوید چه کارهایی انجام دادهاید؛ مصاحبه نشان میدهد وقتی با یک مسئله واقعی روبهرو میشوید، چگونه فکر و رفتار میکنید.استخدام موفق، جایی اتفاق میافتد که این دو تصویر با یکدیگر جور دربیایند.
پایان/*
.