14:55 - 2026/09/06

اخبار داغ سینمای ایران | نقد و بررسی فیلم سینمایی «اسکورت» ؛ وقتی امیر جدیدی میان قانون و اخلاق گیر می کند / یک اتفاق ساده به یک انتخاب اخلاقی تبدیل می شود و داستان را به چالش می کشاند

فیلم «اسکورت» به کارگردانی سعید رستمی با بازی امیر جدیدی ، الهه حصاری و سعید داخ ، داستان یک کمک ساده به یک زن گمشده در شب های سرد لندن را روایت می کند که به یک انتخاب اخلاقی و قانونی پیچیده تبدیل می شود . این فیلم که یکی از آثار قابل توج...

اخبار داغ سینمای ایران | نقد و بررسی فیلم سینمایی «اسکورت» ؛ وقتی امیر جدیدی میان قانون و اخلاق گیر می کند / یک اتفاق ساده به یک انتخاب اخلاقی تبدیل می شود و داستان را به چالش می کشاند

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن؛ فیلم سینمایی «اسکورت» به کارگردانی و نویسندگی سعید رستمی و تهیه کنندگی علی سرتیپی و حسین نمازی ، یکی از آثار قابل توجه سینمای ایران در سال ۱۴۰۵ است که با بازی امیر جدیدی ، الهه حصاری و سعید داخ ، داستان یک اتفاق ساده را به یک انتخاب اخلاقی تبدیل می کند . داستان فیلم که در خلاصه آن آمده است : «امیر در یک شب سرد زمستانی در برج لندن با یک زن تنها و گمشده روبرو می شود و تصمیم می گیرد به او کمک کند» ، با گذشت زمان ، این کمک ساده به چالش های اخلاقی و قانونی پیچیده ای تبدیل می شود و امیر جدیدی در نقش اصلی فیلم ، میان قانون و اخلاق گیر می کند . فیلم «اسکورت» توانسته است با روایت متفاوت و فضاسازی مناسب ، توجه منتقدان و مخاطبان را به خود جلب کند و به عنوان یکی از فیلم های جدید و تأثیرگذار سینمای ایران مطرح شود .

اکران فیلم سینمایی «اسکورت» به کارگردانی یوسف حاتمی‌کیا و بازی امیر جدیدی در سینماها آغاز شد. این اثر اولین بار در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد.

به گزارش فرارو، این فیلم در ظاهر یک تریلر جاده‌ای است، اما  خیلی زود نشان می‌دهد که مسئله اصلی‌اش فقط رساندن یک سوژه حساس به مقصد نیست بلکه به تدریج از یک مأموریت معمولی فاصله می‌گیرد و به مواجهه‌ای میان دو نگاه متفاوت درباره وظیفه، عشق و اخلاق تبدیل می‌شود.

فیلم «اسکورت» به سراغ شوتی‌ها می‌رود. این آدم‌ها بارهای قاچاق را جابه‌جا می‌کنند، اما حاتمی‌کیا علاقه‌ای ندارد آنها را صرفا به عنوان مجرم یا قربانی تعریف کند. مسئله فیلم پیچیده‌تر است: وقتی انتخاب‌های انسان در شرایط اقتصادی و اجتماعی دشوار شکل می‌گیرد، مرز میان قانون، بقا و اخلاق تا کجا دوام می‌آورد؟

داستان با اصلان، سربازی که برای تهیه داروی دوست بیمار خود وارد سفری ناخواسته می‌شود، شکل می‌گیرد. همراه شدن او با حلما، زن شوتی، فیلم را از یک تعقیب‌وگریز ساده به موقعیتی اخلاقی تبدیل می‌کند؛ جایی که مأمور قانون به تدریج مجبور می‌شود درباره معنای واقعی وظیفه‌اش تصمیم بگیرد. همین ایده، نقطه قوت اصلی فیلمنامه است. «اسکورت» تلاش نمی‌کند پاسخ آماده بدهد و ترجیح می‌دهد شخصیت‌هایش را در منطقه‌ای خاکستری نگه دارد.

فیلمنامه در پرده اول، بدون اتلاف وقت وارد موقعیت اصلی می‌شود. گره‌افکنی نسبتاً سریع است و فیلم اطلاعات لازم را قطره‌قطره در اختیار مخاطب می‌گذارد تا تعلیق اولیه شکل بگیرد. پرسش اصلی هم خیلی زود مطرح می‌شود: این مأموریت دقیقاً درباره چیست و دو شخصیت اصلی تا کجا حاضرند برای انجام یا متوقف کردن آن پیش بروند؟ فیلم در این بخش، بیش از آنکه به توضیح متکی باشد، از ابهام و موقعیت برای جلو بردن داستان استفاده می‌کند.

نقطه قوت «اسکورت» در پرده دوم شکل می‌گیرد؛ جایی که تقابل دو شخصیت اصلی جدی‌تر می‌شود. بخش مهمی از فیلم در فضاهای بسته می‌گذرد و همین محدودیت، به جای آنکه دست فیلم را ببندد، به ایجاد تنش کمک می‌کند. در اینجا گفت‌وگوها نقش تعیین‌کننده‌ای دارند و اختلاف میان دو شخصیت فقط یک اختلاف شخصی نیست. یک طرف، مأموری قرار دارد که انجام وظیفه و اجرای مأموریت را اصل می‌داند و طرف دیگر، شخصیتی که مدام این منطق را با پرسش‌های اخلاقی روبه‌رو می‌کند.

جایی که وظیفه با اخلاق درگیر می‌شود

همین تضاد، فیلم را از یک تریلر معمولی جدا می‌کند. «اسکورت» در بخش میانی خود به جای آنکه برای ایجاد هیجان مدام سراغ حادثه برود، تلاش می‌کند تنش را از رابطه دو شخصیت بیرون بکشد. نتیجه در بهترین لحظات، یک دوئل کلامی و فکری است که باعث می‌شود مخاطب علاوه بر دنبال کردن سرنوشت مأموریت، درگیر این پرسش شود که کدام طرف ماجرا حق دارد.

مشکل فیلم از جایی آغاز می‌شود که باید این کشمکش را به نتیجه برساند. پرده سوم در مقایسه با بخش میانی، شتاب بیشتری دارد و فیلم برای جمع‌بندی مضمون سیاسی و اخلاقی خود به اتفاقات ناگهانی و تصمیم‌های سریع متوسل می‌شود. برخی از این تصمیم‌ها به جای آنکه نتیجه طبیعی مسیری باشند که شخصیت‌ها طی کرده‌اند، بیشتر برای رساندن داستان به نقطه پایانی طراحی شده‌اند.

همین مسئله، مهم‌ترین ضعف «اسکورت» را شکل می‌دهد. فیلم در بخش میانی موفق شده مخاطب را با یک موقعیت اخلاقی پیچیده روبه‌رو کند، اما در پایان فرصت کمتری برای ادامه این پیچیدگی می‌دهد. جایی که می‌توانست یک انتخاب دشوار را پیش روی مخاطب بگذارد و قضاوت را به او واگذار کند، ترجیح می‌دهد پیام خود را روشن‌تر و مستقیم‌تر بیان کند.

با این حال، «اسکورت» در بخش قابل‌توجهی از زمان خود فیلمی کنترل‌شده است و می‌داند چگونه از یک موقعیت محدود، تنش بسازد. استفاده از فضای جاده و محیط بسته خودرو، همراه با تمرکز روی دو شخصیت اصلی، باعث شده فیلم برای ایجاد تعلیق الزاماً به اکشن و حادثه‌های پرشمار وابسته نباشد.

در مجموع، «اسکورت» ایده قابل‌توجهی دارد و در بخش میانی موفق می‌شود یک مأموریت  ساده را به بحثی درباره وظیفه و اخلاق تبدیل کند. فیلم اما در پرده پایانی، بخشی از ظرافت خود را از دست می‌دهد و برای رساندن پیام سیاسی‌اش بیش از اندازه به شوک و تصمیم‌های شتاب‌زده تکیه می‌کند. با این حال، تلاش فیلم برای ساختن یک تریلر مبتنی بر شخصیت و تقابل فکری، مهم‌ترین امتیاز آن است؛ امتیازی که اگر در پایان با همان دقت دنبال می‌شد، می‌توانست «اسکورت» را به اثری تأثیرگذارتر تبدیل کند.

پایان/*

اندیشه قرن را در ایتا، روبیکا، پیام رسان بله و تلگرام دنبال کنید.



مطالب مرتبط

برنجستان