منبع: Annie Spratt / Unsplash
ما در جامعه ای زندگی می کنیم که وسواس رشد شخصی و تسلط بر خود دارد. صنعت خودیاری که دائماً در جستجوی یک روند جدید است، به رواقیگرایی بهعنوان آخرین استراتژی برای کمک به شما کمک میکند تا از رنج وجودی انسان بالاتر بروید. اگرچه قدمت آن به فیلسوف یونان باستان Zeno of Citium برمیگردد، اما رواقیگرایی در حال تجربه یک رنسانس است زیرا بازار خودیاری مملو از کتابها و پادکستهایی است که به شما میآموزند چگونه در زندگی روزمره خود رواقیتر باشید.
رواقی گرایی در هسته خود طرفدار تمرکز بر حوزه کنترل شما و رها کردن هر چیز دیگری است. بر این تصور تأکید می کند که شما نمی توانید رویدادهای خارجی را کنترل کنید، بلکه فقط واکنش خود را به آنها کنترل می کنید. به عبارت دیگر، وقتی زندگی شما را به سمت انحنا میاندازد، به جای ناامید شدن از آن، روی برخورد با آن تمرکز کنید. طبق نظر رواقیون اولیه، عامل ایده آل هیچ عواطفی ندارد زیرا مانعی برای عقل است.1
در ظاهر، رواقی گرایی حسن نیت دارد. کنار آمدن با احساسات نه تنها می تواند دشوار باشد، بلکه می تواند هدایت عوامل استرس زا زندگی را نیز دشوارتر کند. چند بار به دلیل احساس خستگی از اقدام برای رفع مشکل اجتناب کرده اید؟ آیا می توانید تصور کنید که اگر مجبور نباشید با احساس گناه و تعهد مقابله کنید، تعیین مرزها چقدر آسان تر خواهد بود؟
تمرکز بر حوزه کنترل شما نیز مزایایی دارد. چنین رویکردی تأثیر رویدادهای خارجی بر شما را به حداقل می رساند. رها کردن این کره دستوری برای احساس درماندگی و ناتوانی است.
معایب احتمالی
رواقی گری علیرغم مزایایی که دارد، دارای معایبی بالقوه است. با تأکید بر عقل به قیمت از دست دادن احساسات، نمی تواند نقش حیاتی احساسات را در تصمیم گیری درک کند. توجه به احساسی که دارید می تواند داده های ارزشمندی را در طول زندگی در اختیار شما قرار دهد. به عنوان مثال، خشم یک پاسخ عاطفی مناسب به بی عدالتی و نشانه ای برای دفاع از خود در زمانی است که کسی از شما سوء استفاده می کند. به همین ترتیب، اضطراب سیگنالی برای اقدام در مواجهه با یک خطر بالقوه است.
علاوه بر این، رواقی گرایی تأثیر منفی کسالت، اجتناب یا سرکوب احساسات را در نظر نمی گیرد. مطمئناً، چنین رویکردی ممکن است شما را از تجربه گزند شکست یا طرد شدن محافظت کند. با این حال، شما را از تجربه شادی موفقیت یا وجد عاشق شدن نیز باز می دارد. معاوضه برای کم کردن درد پستیهایتان قربانی کردن شادی اوجهایتان است.
علاوه بر این، رواقی گرایی ارتباط انسانی را در سطح عاطفی عمیق تقویت نمی کند. همه نیاز دارند که احساس کنند دیده شده و درک شده اند. همدلی، که توانایی درک عاطفی یک انسان دیگر است، یک تجربه پیوند دهنده و شفابخش است. آیا می توانید تصور کنید که برای غم از دست دادن یکی از عزیزان خود به یک درمانگر بروید یا تجربه دشوار زندگی گذشته را پردازش کنید تا فقط توصیه هایی دریافت کنید که احساسات شما را در مورد این رویدادها دور می زند و منحصراً بر روی اقدام برای حرکت به جلو متمرکز می شود؟ شما احساس بی اعتباری و طرد شدن می کنید زیرا زمان یا فضای لازم برای بیان و تجربه احساسات خود را به شما داده نشده است. توانایی هماهنگ شدن با احساسات برای درک عاطفی آنچه که یک انسان دیگر از سر می گذراند و برقراری ارتباط با آنها ضروری است.
در نهایت، رواقی گرایی بیش از حد بر میزان کنترل شما بر احساسات خود تأکید می کند. مراحلی وجود دارد که می توانید برای تنظیم احساسات خود بردارید. برای مثال، عاقلانه است که به الگوی تفکر خود توجه کنید زیرا می تواند بر احساس شما تأثیر بگذارد. با این حال، احساسات شما تحت تأثیر عواملی هستند که خارج از کنترل شما هستند، مانند قرار گرفتن در معرض رویدادهای نامطلوب دوران کودکی، یادآوری ترومای گذشته، استعداد ژنتیکی به بیماری روانی، نوسانات قند خون، یا ابتلا به یک بیماری. همه ی ما با تجربه ی بد بیدار شدن بدون دلیل خوب و شروع روزهایمان با پای اشتباه آشنا هستیم.
اشاره به کاستی های بالقوه به این معنا نیست که رواقی گرایی جایی در سفر رشد شخصی شما ندارد. در عوض، هدف عقب راندن صنعت خودیاری است که رویکرد تقلیلگرایانه قرار دادن رواقیگرایی را بر روی پایه و نادیده گرفتن پاسخهای احساسی معتبر به عوامل استرسزای زندگی واقعی اتخاذ میکند.
تجربه احساسات
تجربه طیف گسترده ای از احساسات، اغلب به طور همزمان، پیش نیاز یک زندگی کامل است. شما نمی توانید سعادت عاشق شدن را تجربه کنید بدون اینکه خود را در برابر غم و اندوه غم انگیز یک جدایی احتمالی آسیب پذیر کنید. اگر خود را در موقعیت های ناخوشایند خارج از منطقه راحتی خود قرار ندهید، نمی توانید رشد کنید. شما می توانید خوشحال باشید که یک همکار عزیز به مراتع سرسبزتر می رود و غمگین است که دیگر بخشی از برنامه روزانه شما نخواهد بود. چنین تجربیات عاطفی به الگوی زندگی روزمره ما عمق و معنا می بخشد.
تجربه احساسات دعوتی برای کنار گذاشتن حوزه کنترل شما نیست. برعکس، زمانی که عوامل استرس زا به وجود می آیند، می توانید احساساتی داشته باشید و در حوزه کنترل خود اقدام کنید تا تأثیر آنها بر شما به حداقل برسد. این دو واقعیت متقابل نیستند.
یک رویکرد سالمتر و مفیدتر، ادغام اصول رواقی در مسیر آگاهی و تسلط عاطفی است. لحظه ای به احساسات خود توجه کنید زیرا آنها منابع اطلاعات ارزشمندی هستند. یاد بگیرید چگونه احساسات خود را پردازش کنید تا اسیر آنها نشوید. بر توانایی دفاع از خود با بیان احساس خود در مورد یک موقعیت مسلط شوید.
سرکوب احساسات ممکن است راه کمترین مقاومت باشد. این رویکرد ممکن است به طور موقت از ناراحتی یا درگیری جلوگیری کند. با این حال، سرکوب میتواند بهطور متناقضی افکار و احساسات ناخواستهای را که میخواهید از آنها دوری کنید، تشدید کند.2 شما می توانید قبل از اینکه احساسات خود را با انتقام برگردند، صرف نظر از اینکه چقدر رواقی گرایی را پذیرفته اید، فقط برای مدتی طولانی بطری یا نادیده بگیرید.