به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن، جواد آل حبیب- چگونه جذابیت عاطفی میتواند از همه چیز پیشی بگیرد؟ راستگویی، گرمی و دلسوزی همیشه ویژگیهای لازم یا مورد انتظار نبودهاند. چرا؟ تا پیش از این، ویژگیهای مثبتی مانند صداقت و همدلی بسیار مهم و ارزشمند تلقی میشدند. داشتن وجههای قابل اعتماد و باصداقت، برای ورود به عرصه سیاست امری ضروری به شمار میرفت. اما جذابیت عاطفی (Affective Appeal) توضیح میدهد که چرا این ویژگیها ممکن است امروز اهمیت کمتری پیدا کرده باشند.
روانشناسان میگویند مردم معمولاً دیگران را بر اساس ویژگیهای مثبتی مثل صداقت، گرمی و مهربانی قضاوت میکنند. بسیاری از مردم هنوز هم این ویژگیها را ارزشمند میدانند. اما در چه شرایطی ممکن است این خصوصیات دیگر آنقدر مهم نباشند؟ و چرا؟
استثناهایی بر قاعده
آیا در میان دوستان یا اعضای خانواده کسی را میشناسید که برایش احترام زیادی قائلید و ارتباط عاطفی نزدیکی با او دارید، اما او اغلب اطلاعات درستی ندارد، حرفهایش را بدون مدرک میزند و مواضعی غیرمستند میگیرد؟ کافیست شامی با اقوام در عید یا روز شکرگزاری را به یاد آورید؛ احتمالاً منظورم را درک میکنید.
این عضو خانواده، با وجود بدخلقی یا دیدگاههای تند و بدون پایه، همچنان محبوب باقی میماند. او شاید علیه سیاستمداران حرف بزند، یا درباره گروههای مختلف اجتماعی، سیاسی و قومی داوریهای کلی و منفی کند، بیآنکه واقعاً اطلاعات درستی داشته باشد. با این حال، شیوه خاص بیان او—انرژی، طنز، یا شخصیت منحصربهفردش—باعث میشود ایرادهایش نادیده گرفته شود. در واقع، آنچه میگوید به اندازه چگونگی گفتارش اهمیت ندارد؛ و اگر دیگران سخنانش را هیجانانگیز، تحریککننده یا صرفاً غیرکسلکننده بیابند، او برایشان جذاب میشود. اینجاست که نوعی جذابیت احساسی یا همان جاذبه عاطفی وارد میدان میشود.
وقتی صداقت دیگر مهم نیست
آیا تابهحال متوجه شدهاید که برخی نامزدهای سیاسی، با وجود نداشتن صداقت، گرمی یا دلسوزی، باز هم به قدرت میرسند؟ در روانشناسی اجتماعی و سیاسی، زمانی صداقت و قابلاعتماد بودن یک سیاستمدار از ویژگیهای اساسی برای جلب حمایت رأیدهندگان محسوب میشد. مردم معمولاً کسانی را انتخاب میکردند که دلسوز، محترمانه و با زبان همدلانه صحبت میکردند . اما امروزه، با نگاهی به برخی افراد صاحبمنصب در داخل و خارج از کشور، این معیارها تقریباً رؤیایی یا قدیمی به نظر میرسند.
تغییر بزرگی که در حال وقوع است
در کشورهای غربی، سیاست روزبهروز بیشتر رنگ و بوی فردی پیدا میکند . بهجای آنکه رأیدهندگان درباره مواضع سیاستمداران تحقیق کنند یا سوابقشان را بررسی نمایند، از شخصیت آنها بهعنوان نوعی میانبر استفاده میکنند. آنها تنها به یک احساس مثبت درونی نسبت به یک نامزد بسنده میکنند و بر اساس همان رأی میدهند، بدون اینکه تحلیل دقیقی انجام دهند.
علاوه بر این، برداشت مردم از ویژگیهای شخصی یک نامزد—که معمولاً توسط خود او و تیم تبلیغاتیاش طراحی و بهطور گسترده در شبکههای اجتماعی منتشر میشود —عامل مهمی در جذابیت و احتمال پیروزی اوست. امروزه، برای جلب حمایت عمومی، دیگر لازم نیست سیاستمدار مهربان یا آگاه باشد، یا حتی حقیقت را بگوید. مهمتر از آنها، نوعی جاذبه شخصی یا «کاراکتر» خاص است که بتواند احساسات مخاطب را جلب کند.
این پدیده که در آن، مرز میان حقیقت و دروغ، و واقعیت و خیال محو میشود، و شخصیت فرد از هر چیز دیگر مهمتر میگردد، موضوعی قابل توجه است. برای فهم آن، من مفهومی جدید به نام جاذبه عاطفی (Affective Appeal) تعریف کردهام. در مطلب بعدیام، درباره نحوه سنجش این مفهوم و قدرت توضیحی آن صحبت خواهم کرد.
بنابراین:
شخصیت با چاشنی احساس: وقتی جذابیت عاطفی از همه چیز مهمتر میشود
تا پیش از این، ویژگیهایی مثل صداقت، مهربانی و همدلی معیارهای اصلی برای قضاوت درباره شخصیت افراد بودند؛ در سیاست، چنین ویژگیهایی برای جلب رأی و اعتماد عمومی حیاتی به شمار میرفت. اما امروز، همهچیز فرق کرده است. پدیدهای نوظهور به نام «جاذبه عاطفی» (Affective Appeal) در حال دگرگون کردن معادلات است؛ پدیدهای که در آن، احساسات بر منطق و حقیقت غلبه میکنند.
چرا آدمهایی که همیشه درست نمیگویند، هنوز دوستداشتنیاند؟
شاید در خانواده یا میان دوستانتان فردی را بشناسید که گرچه اغلب اطلاعات نادرستی دارد و حرفهایش شواهد محکمی ندارند، اما باز هم برایتان محبوب است. شاید دلیلش صدای پرانرژی، لحن طنزآمیز، یا شخصیت خاص و «بانمکش» باشد. او مخاطب را خسته نمیکند و همین برای جلب محبت کافیست. شیوه بیان، از محتوای حرفها مهمتر میشود. این دقیقاً همان جاذبه عاطفی است: ارتباطی احساسی و غریزی که فراتر از منطق عمل میکند.

چگونه جذابیت عاطفی میتواند از صداقت و همدلی در ارتباطات اجتماعی سبقت گیرد؟ / شخصیت با چاشنی احساس: وقتی جذابیت عاطفی از همه چیز مهم تر می شود
سیاستمدارانی که احساس میفروشند، نه صداقت
در گذشته، رأیدهندگان به دنبال افرادی بودند که دلسوز، راستگو و محترم باشند. اما امروز، بسیاری از نامزدهای سیاسی با وجود نداشتن این صفات، همچنان محبوب و پیروزند. راز کار در این است که آنها با نمایشی از شخصیت خاص، زبان هیجانی و حضوری تحریککننده یا جذاب احساسات مخاطب را هدف میگیرند، نه تفکر او را.
از تحقیق تا غریزه: چگونه رأیدهندگان سادهسازی میکنند؟
در دنیای امروز، شخصیت سیاسیون بهجای برنامهها و سوابقشان تبدیل به معیار اصلی رأیدهی شده است. به جای تحقیق و بررسی، بسیاری از رأیدهندگان تنها به یک «حس خوب» درباره نامزدها بسنده میکنند. این «میانبر هیجانی» به آنها کمک میکند بدون زحمت زیاد تصمیم بگیرند.
جاذبهای که در شبکههای اجتماعی ساخته میشود
شخصیتهای سیاسی امروزی، با کمک کمپینهای دیجیتال، تصویری احساسی و اغلب جذاب از خود میسازند. در چنین فضایی، دیگر نیازی نیست صداقت یا آگاهی داشته باشند. کافیست «حس خوبی» القا کنند. مرز بین حقیقت و دروغ محو میشود و اینکه «چه کسی هستی» مهمتر از «چه میگویی» میشود.
مفهوم جدید: جذابیت عاطفی
برای توصیف این پدیده، مفهومی جدید با عنوان جاذبه عاطفی (Affective Appeal) معرفی شده است. این مفهوم به ما کمک میکند بفهمیم چرا در بسیاری از موقعیتها، احساسات به جای عقل، هدایتگر انتخابهای ما میشوند. در آینده، جزئیات بیشتری درباره نحوه سنجش و کاربرد این مفهوم ارائه خواهد شد.
پایان/*
.