23:34 - 2024/11/13

چگونه انعطاف پذیر باشیم | روانشناسی امروز

[ad_1] تاب آوری به عنوان «ظرفیت مقاومت یا بازیابی سریع از مشکلات» تعریف می شود. این چیزی است که به شما کمک می کند وقتی زندگی شما را زمین می زند بلند شوید. تاب آوری در نهایت هدف کار من هنگام درمان اضطراب است. وقتی می‌دانی می‌توانی در برابر...

چگونه انعطاف پذیر باشیم | روانشناسی امروز

[ad_1]

تاب آوری به عنوان «ظرفیت مقاومت یا بازیابی سریع از مشکلات» تعریف می شود. این چیزی است که به شما کمک می کند وقتی زندگی شما را زمین می زند بلند شوید. تاب آوری در نهایت هدف کار من هنگام درمان اضطراب است. وقتی می‌دانی می‌توانی در برابر مشکلات زندگی مقاومت کنی، اضطراب جای کمی برای تسخیر دارد.

اخیراً زندگی مرا از پا درآورده است. یا به عبارت دقیق تر، زندگی پسرم را به زمین انداخت که به نوبه خود من را زمین زد. او چند ماه پیش خبرهای پزشکی را دریافت کرد که زندگی را تغییر می‌داد. هیچ چیز تهدید کننده زندگی نیست، اما قطعا چیزی که همیشه “قبل و بعد” در زندگی او مشخص خواهد شد. و متوجه شدم که می‌پرسم راز تاب‌آوری چیست؟ دقیقاً چه چیزی باعث می‌شود که برخی افراد بتوانند مقاومت کنند و بهبود یابند، در حالی که برخی دیگر در مواجهه با چالش‌ها و آسیب‌های زندگی با مبارزه و رنج طولانی مواجه می‌شوند؟

مشاهده خودم، انگیزه های مفید و غیر مفید، و همچنین پسرم و روند او بینش هایی را ارائه داد. با عقب نشینی از تجربه شخصی خود و تأمل در مورد برخی از موضوعات جهانی که در مشتریانم شاهد بوده ام که بر سختی ها و چالش های عظیم غلبه کرده اند، و همچنین در مورد آنچه که تحقیقات به ما می گوید، می خواهم برخی از شیوه هایی را که تاب آوری را ارتقا می دهند به اشتراک بگذارم.

1. احساس و بیان طیف کامل احساسات خود: این هم به توانایی شما در احساس و بیان احساسات و هم به دیگران برای تصدیق درد شما اشاره دارد. این می تواند هم برای احساس کننده و هم برای بیننده احساسات شما چالش برانگیز باشد.

ممکن است از طریق حواس‌پرتی، مشغول نگه‌داشتن خود به گونه‌ای که زمانی برای احساس کردن وجود نداشته باشد، یا از طریق مواد یا رفتارهای اجباری (غذا خوردن، خرید آنلاین، بازی‌های ویدیویی، پیمایش در رسانه‌های اجتماعی و غیره) از احساسات خود اجتناب کنید. ممکن است ترس داشته باشید که احساساتتان بر شما غلبه کند. اما شما نمی توانید با چیزی که احساس نمی کنید کنار بیایید. این که به خودتان فضایی بدهید تا احساساتتان را احساس کنید و دیگرانی در زندگی تان داشته باشید که بتوانند حضور داشته باشند و آنها را تصدیق کنند، یک مهارت و تجربه ارتباطی مهم است.

اغلب اوقات خانواده و دوستان تلاش می کنند تا اجازه دهند طیف وسیعی از احساسات بیان شود. به عنوان یک جامعه، ما از غم، اندوه و خشم ناراحتیم و اغلب می خواهیم دردهای گذشته را به سمت شادی و تدبیر بشتابیم. انگیزه برای یافتن موارد مثبت و نشان دادن مهارت های مقابله فوری قوی و بی فایده است. چه شما فردی باشید که در حال مبارزه هستید و چه فردی که حمایت می کند، اجازه دادن به همه احساسات، از جمله احساسات دردناک، ضروری است.

اگر احساس می کنید، ببینید آیا می توانید متوجه شوید که احساسات در حال ظهور هستند و فضایی را برای آنها در نظر بگیرید. کنار گذاشتن زمان عمدی بدون حواس پرتی می تواند مفید باشد. روزنامه نگاری یا استفاده از موسیقی یا تصاویر ممکن است به شما کمک کند به احساسات خود دسترسی پیدا کنید. در مجموعه تلویزیونی «کوچک شدن»، شخصیت هریسون فورد به نوجوانی که مادرش فوت کرده است توصیه می‌کند آهنگی را پخش کند که احساسات را برمی‌انگیزد تا به او فرصت گریه بدهد.

اگر از کسی حمایت می‌کنید که چالشی را پشت سر می‌گذارد، به سادگی اذعان به احساسات او و اینکه او تنها نیست در حین انجام آن‌ها حمایت‌کننده است.

2. احساس بدبختی: این به توانایی معنا بخشیدن به چالش های زندگی، عادی سازی مبارزه و باور به اینکه چالش قابل مدیریت است اشاره دارد. این ویژگی‌ها به شما کمک می‌کنند تا سختی‌ها را به‌عنوان چیزی که همه ما با آن روبرو هستیم ببینی، که باعث می‌شود با دیگران ارتباط برقرار کنی و از شخصی‌سازی بیش از حد چالش‌هایت محافظت کنی. این چیزی است که شما را قادر می سازد حس امید را حفظ کنید، که برای انعطاف پذیری ضروری است. بدون امید، هیچ توانایی برای حرکت به جلو وجود ندارد. و توانایی درک سختی ها نیز فرصت هایی را برای چگونگی حل مشکل در اطراف آن باز می کند.

گاهی اوقات تلاش برای معنا بخشیدن به یک چالش با پیام هایی مانند “همه چیز به دلیلی اتفاق می افتد”، “خدا نقشه بزرگ تری دارد” یا سایر جملاتی از این دست ترکیب می شود که به طور کلی برای کسانی که آنها را دریافت می کنند آرامش بخش نیست. این جملات اغلب احساس نادیده انگاشتن درد فرد را دارند.

در کتاب او، تلخ و شیرین، نویسنده سوزان کین در مورد یافتن هدف در درد خود صحبت می کند، که می تواند کاتالیزوری برای خلاقیت یا توسعه شخصی باشد. اتصال هدف به درد شما همچنین باعث ایجاد شفقت و همدلی عمیق تر می شود که می تواند به ارتباطات عمیق تر با دیگران منجر شود. اغلب، زمانی که خود را به روی عشق و مراقبت دیگران باز می کنیم، می توانیم در زمان مبارزه، وابستگی قوی به دیگران ایجاد کنیم.

3. تنظیم عاطفی و خودتنظیمی: در حالی که احساس کردن احساساتتان ضروری است، داشتن مهارت هایی که به شما کمک می کند در درون آنها تنظیم شوید نیز مهم است. خودتنظیمی توانایی مدیریت احساسات و هدایت انگیزه های خود به سمت سازگاری های سالم است. تمرین‌هایی که از تنظیم هیجانی حمایت می‌کنند عبارتند از:

Resilience Essential Reads

مکث – ایجاد فاصله بین احساس احساسات خود و واکنش به آنها، به طوری که شما انتخاب کنید که چگونه به آنها پاسخ دهید.

پذیرش عدم قطعیت – این برای ما انسان ها سخت است! ما بلاتکلیفی را دوست نداریم. این امر به ویژه در مواقع استرس صادق است. به خود یادآوری کنید که هر آنچه را که در حال حاضر احساس می کنید و هر آنچه که حقیقت دارد، تنها است درست در حال حاضر، نه برای همیشه می تواند کمک کند. تمرکز خود را روی آنچه می دانید، چه چیزی است مسلم است، همچنین مفید است. در نهایت، یادآوری هر گونه پشتیبانی یا منابعی که در دسترس شماست، ممکن است به کاهش استرس ناشی از ناشناخته ها کمک کند.

دلسوزی به خود و مراقبت از خود – مهربانی با خود به شکل دلسوزی ملایم و مراقبت از خود مانند کسی که دوستش دارید.

4. اقدام متعهدانه در جهت راه حل ها: در حالی که بسیاری از مردم در برابر احساسات خود مقاومت می کنند، دیگران در احساسات خود گیر می کنند و مانع از آن می شوند که برای زندگی با این واقعیت جدید اقدام کنند. تأمل در مورد ارزش‌هایی که می‌خواهید در مواجهه با سختی‌ها نشان دهید، چگونه می‌خواهید خود را نشان دهید و چه کسی می‌خواهید در چالش باشید، می‌تواند به هدایت اقداماتی که در نهایت انجام می‌دهید کمک کند. اگر می ترسید که حرکت رو به جلو به این معنی است که شما در حال به حداقل رساندن بزرگی و درد آن چیزی هستید که اتفاق افتاده است، به کسی اجازه می دهید “از چیزی فرار کند” یا خاطره یا عشق را برای کسی که در حال غمگینی هستید بی احترامی می کنید، لطفاً این را به خاطر بسپارید. رنج شما هیچ کس را مجازات نمی کند و به هیچ کس احترام نمی گذارد.

5. یافتن جامعه: هنگامی که با یک تجربه زندگی دردناک روبرو می شوید، معمولا احساس انزوا، تنهایی و احساس می کنید که هیچ کس نمی فهمد. حقیقت این است که خانواده و دوستان، به همان اندازه که برایشان مهم است، ممکن است متوجه نشوند. ارتباط با افرادی که این کار را انجام می دهند ضروری است. با دیگرانی که چالش مشابهی را تجربه کرده اند، ارتباط برقرار کنید، چه از طریق یک گروه پشتیبانی یا افرادی که در جایی که شما بوده اند. این کار را نه تنها انجام دهید تا بتوانید با دیگرانی که می‌توانند با احساسات شما ارتباط برقرار کنند ارتباط برقرار کنید، بلکه همچنین می‌توانید امیدی داشته باشید که توسط کسانی که به طرف مقابل رسیده‌اند، به شما نشان داده شوند. ما در انزوا رنج می‌بریم و در ارتباط و اجتماع درمان می‌شویم.

این مهارت ها به عنوان مراحل خطی در نظر گرفته نشده اند. آنها را مانند حالات عاطفی و لحظاتی در نظر بگیرید که بین آنها رفت و آمد می کنید و با به وجود آمدن احساسات جدید و شرایط جدید تکرار می کنید. آنها سیال و روان هستند و سفت نیستند. آنها راهنمای شما در سفر شما به سوی تاب آوری هستند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان