[ad_1]

چرا مردم به نظریه های توطئه اعتقاد دارند – ناراحتی هایی که سعی در توضیح وقایع یا پدیده ها بدون شواهد تجربی قوی دارند؟ این باورها می توانند گیج کننده به نظر برسند ، اما تصادفی نیستند. روانشناسی بینشی در مورد آنچه باعث می شود آنها را هدایت می کند ، ارائه می دهد. متاآنالیز جدید 279 مطالعه به توضیح “چرا” در مورد تفکر توطئه کمک می کند. این امر می یابد که این اعتقادات با سه انگیزه اصلی روانشناختی مرتبط است.
1. انگیزه های معرفتی: مایل به درک جهان
انگیزه های معرفتی به نیاز ما برای درک آنچه درست است اشاره دارد. هنگامی که مردم احساس نام های نامشخص ، گیج و یا غرق در حوادث پیچیده می کنند ، ممکن است به نظریه های توطئه روی آورند تا احساس کنند که از یک حقیقت پنهان پرده برداشته اند. اعتقاد به یک طرح مخفی می تواند احساس شفافیت به مردم بدهد ، حتی اگر اعتقاد نادرست باشد. در طول مطالعات ، افرادی که احساس می کردند احساس نامشخص می کنند یا به منابع رسمی اعتماد ندارند ، بیشتر توضیحات توطئه ای را تأیید می کنند.
2. انگیزه های وجودی: خواستار کنترل و امنیت
اعتقادات توطئه نیز به احساس ناتوانی یا عدم کنترل گره خورده است. هنگامی که مردم احساس اضطراب یا آسیب پذیر (به ویژه در زمان بحران) می کنند ، ممکن است اعتقادات توطئه را به عنوان راهی برای پیش بینی جهان اتخاذ کنند. این اعتقادات می تواند نوعی دفاع روانی را ارائه دهد و به مردم کسی را مقصر یا دلیل این امر بدی می دهد که چرا اتفاقات بد رخ می دهد. این بررسی نشان داد که افرادی که نیاز به احساس امنیت یا کنترل دارند ، بیشتر احتمال دارد که اعتقادات توطئه ای را در اختیار داشته باشند.
3. انگیزه های اجتماعی: مایل به احساس خوب در مورد خود و گروه هایمان
مجموعه سوم انگیزه های اجتماعی است. بعضی اوقات مردم به نظریه های توطئه اعتقاد دارند که احساس ویژه ، برتر یا بخشی از یک گروه محکم و محکم دارند. این اعتقادات می تواند حس هویت را تقویت کند: “ما حقیقت را می دانیم ، و دیگران این کار را نمی کنند.” به ویژه ، افرادی که احساس اجتماعی می کنند و یا بی اعتمادی به افراد بیگانه اعتماد می کنند ، بیشتر مستعد تفکر توطئه هستند. تمایل به حفظ تصویر مثبت از گروه شخص ، به ویژه در مواجهه با تهدیدهای درک شده ، این نوع اعتقاد را نیز به همراه دارد. این با تحقیقات نشان می دهد که افرادی که به نظریه های توطئه اعتقاد دارند ، اغلب فرض می کنند که دوستانشان با آنها موافق هستند ، تقویت و تثبیت این عقاید.
نتیجه گیری افکار
این بررسی در مقیاس بزرگ از این ایده پشتیبانی می کند که نظریه های توطئه در خدمت عملکردهای روانشناختی هستند. آنها به افراد کمک می کنند تا احساس اطمینان بیشتری ، ایمن تر و مرتبط تر داشته باشند ، به خصوص هنگامی که این نیازها از طریق روش های دیگر برآورده نشوند. اما آسایش این اعتقادات می تواند با هزینه ای از جمله آسیب پذیری در برابر اطلاعات غلط ، افزایش بی اعتمادی و تقسیم اجتماعی بیشتر باشد. مهمترین چیز این است ادراک عدم اطمینان ، وضعیت یا پشتیبانی اجتماعی. حتی اگر کسی به طور عینی خوب عمل کند ، احساس محرومیت در این مناطق می تواند آسیب پذیری خود را نسبت به اعتقاد به دروغ ها افزایش دهد.
سرانجام ، اگرچه این یک متاآنالیز بزرگ بود ، اما اندازه اثر برای هر یافته نسبتاً اندک بود. این بدان معناست که در حالی که این عوامل به طور قابل توجهی اعتقاد به نظریه های توطئه را پیش بینی می کنند ، اما هنوز هم تنوع قابل توجهی وجود دارد و سایر تأثیرات نیز به احتمال زیاد نقش دارند. به عنوان مثال ، عوامل جمعیت شناختی می توانند با شکل دادن به انگیزه های روانشناختی به طور غیرمستقیم بر اعتقادات توطئه تأثیر بگذارند (به عنوان مثال ، SE های کم ممکن است منجر به احساس بی قدرت شود که باعث افزایش حساسیت می شود).
درک اینکه چرا مردم به تئوری های توطئه اعتقاد دارند ، اولین قدم برای یافتن راه های بهتر برای پاسخگویی ، چه از طریق آموزش و چه از طریق همدلی ، یا با پرداختن به دلایل اصلی عدم اطمینان و محرومیت است. نسخه رایگان مقاله را در اینجا بخوانید.
این پست همچنین در Misgued: The Newsletter ظاهر می شود.
[ad_2]