01:24 - 2025/05/15

همگام سازی: چیست و آیا در درمان اهمیت دارد؟

[ad_1] من به عنوان یک روانشناس عمیق و روانکاوی ، من دیده ام که چگونه رمز و راز زندگی ، سختی ، غیر منطقی بودن و پارادوکس می تواند حتی آگاهانه ترین و مقاوم ترین در بین ما را به چالش بکشد. انسان چند بعدی است و آگاه بودن سخت است و این باعث می...

همگام سازی: چیست و آیا در درمان اهمیت دارد؟

[ad_1]

من به عنوان یک روانشناس عمیق و روانکاوی ، من دیده ام که چگونه رمز و راز زندگی ، سختی ، غیر منطقی بودن و پارادوکس می تواند حتی آگاهانه ترین و مقاوم ترین در بین ما را به چالش بکشد. انسان چند بعدی است و آگاه بودن سخت است و این باعث می شود مقابله با این واقعیت های گیج کننده دشوار و ضروری باشد. افتتاح به عرفانی-آن حالات غیرقابل تحمل و حقیقت فراتر از آگاهی عادی-می تواند به ما کمک کند تا پیچیدگی های زندگی را در آغوش بگیریم.

بنابراین ، چه چیزی ممکن است در زندگی واقعی به نظر برسد؟ من بحث کردم که چگونه این ممکن است در مقاله من در مورد رویاهای پیش آگاهی که آینده را پیش بینی می کند ، ارائه شود. این تجربیات معنی دار ، که درک درک از یک دیدگاه علمی و ممکن است عرفانی تلقی شود ، در قلمرو رویاها وجود دارد. با این حال ، آنها همچنین در زندگی از خواب به صورت همگام سازی رخ می دهند.

هماهنگی زمانی است که یک واقعه در دنیای خارجی به شکلی معنی دار با دنیای داخلی افکار ، احساسات ، تصاویر ، احساسات ، خاطرات و رویاها همزمان می شود ، اما به دلایل علّی نیست. کارل یونگ هماهنگی را به عنوان “وقوع همزمان دو واقعه معنادار اما نه به طور علی مرتبط” که به دو عامل وابسته هستند تعریف می کند: “یک تصویر ناخودآگاه به طور مستقیم (به معنای واقعی کلمه) یا غیرمستقیم (به معنای واقعی کلمه) یا به صورت نمادین یا پیشنهاد شده) به شکل یک رویا ، ایده یا پیش فرض” و “یک وضعیت هدفمند با این محتوا است.” (1)

داستان معروف یونگ در مورد هماهنگی شامل یک بیمار و سوسک است. بیمار رویای یک حلقه روسری گران قیمت را داشت. یونگ به پنجره دفتر خود رفت و یک گل سرخ گل رز را گرفت ، یک سوسک به شدت شبیه یک روسری بود. یک عنصر رویای بیمار شبیه یک رویداد خارجی بود و این رویداد منجر به دستیابی به موفقیت برای بیمار شد.

یونگ پیشنهاد کرد که روان و ماده به هم وصل شده اند ، مفهومی که وی “روانی” نامیده است. وی فرض کرد که تقاطع ذهن ، ماده و روح بیان رابطه اساساً ناشناخته اما تجربه بین روان و ماده است. یک نمونه قابل اعتماد ، که توسط علم و اعتقاد مشترک پشتیبانی می شود ، ارتباط “ذهن و بدن” است. در حالی که بسیاری از ما به طور شهودی به آن اعتقاد داریم ، ممکن است در مورد پویایی و مکانیسم های اساسی زیربنای این ارتباط پیچیده مخالف باشیم.

یونگ اظهار داشت كه ناخودآگاه شامل كاركردهای “روانی” است كه نمی توانند آگاهانه تجربه كنند ، اما به طور غیرمستقیم از جمله از طریق همزمانی قابل دسترسی هستند. (1) ایده های او در مورد هماهنگی ، نظریه ای از همبستگی را بیان می كند – نوعی از ميزان عرفانی – افراد در فضا و زمان پیوند می زند. یونگ اظهار داشت که فعال سازی یک آرکتیپ به عنوان مهمترین پایه برای وقایع همزمان عمل می کند و خاطرنشان کرد که اتفاقات همزمان وابسته به “علاقه فعال” شخص و ارتباط عاطفی با تجربه است. (1)

بنابراین ، پدیده های هماهنگ ، هنگامی که ما به طور فعال به تجربیات بی نظیر انسانی با کنجکاوی و احساس می پردازیم ، بیشتر آشکار می شوند. علاوه بر این ، از آنجا که هماهنگی ها از درک عقلانی سرپیچی می کنند ، آنها نیاز به تمایل به سکوت دفاعی ما ، تأمل و تصور و باز و پذیرش دارند ، به ویژه به این دلیل که همزمان ممکن است مناطق جدا شده یا غیرقانونی خود را نشان دهد. (1)

هماهنگی ها اغلب در کار من با بیماران آشکار می شوند. به عنوان مثال ، من یک بیمار داشتم که در مورد پرنده بودن خیال می کرد. این آرزو تا حدی نشان دهنده تمایل او به یک مادر قوی (پرنده) برای تغذیه او بود. هفته بعد ، او به سمت پنجره رفت و برای اولین بار متوجه پرنده کودک در داخل لانه ای شد که برای چند هفته در یک پنجره مجاور قرار گرفته بود. در آن لحظه ، پرنده مادر برای تغذیه کرم کودک خود به لانه پرواز کرد. این رویداد به کاهش مهار وی در مورد بحث در مورد این نیازها با من کمک کرد.

یک بیمار دیگر درگیری داخلی بین هویت نوازنده و تعقیب دانشگاهی خود را توصیف کرد ، که احساس ناسازگار می کرد. او احساس کرد که باید یکی یا دیگری را انتخاب کند. در حین بیان این موضوع ، من به طور تصادفی آهنگ “هتل کالیفرنیا” را روی رایانه خود ایجاد کردم که با صدای بلند پخش شد. “هتل کالیفرنیا” به بررسی مضامین افراط گرایی ، بیگانگی و گرفتاری می پردازد که در این آهنگ توسط صنعت موسیقی نمادی است. روایت “هتل کالیفرنیا” الهام بخش از مبارزه پیرامون گزاره های پر زرق و برق ، ماندن با آشنا ، پذیرایی از هویت یکپارچه تر و در حال تحول در این درگیری است. این آهنگ منعکس کننده مبارزه بیمار بود و این تجربه لحظه ای از بینش عاطفی را ایجاد کرد که یک استعاره زنده برای درمان ما باقی مانده است.

همگام سازی ضروری است

چرا چنین حوادث هماهنگ اتفاق می افتد؟ هیچ کس با اطمینان نمی داند ، اما برخی از افراد به فیزیک کوانتومی اشاره می کنند – به ویژه ، درگیری کوانتومی ، که بیان می کند که دو ذره می توانند یک پیوند را چنان صمیمی به اشتراک بگذارند که سرنوشت آنها برای همیشه پیچیده باشد ، بدون توجه به فاصله ای که آنها را از هم جدا می کند. ایده این است که یک حوزه آگاهی یکپارچه ، همه واقعیت را تحت تأثیر قرار می دهد. به همین ترتیب ، وقایع همزمان بیان پدیده های کوانتومی در این زمینه یکپارچه است و نظم عمیق تری از جهان را نشان می دهد. یا به روش دیگری گفت ، ذهن و دنیای کوانتومی دو جنبه از یک واقعیت اساسی هستند و به طور موازی وجود دارند.

با پیشرفت در تئوری پیچیدگی ، فیزیک کوانتومی و تئوری های سیستم های پیچیده ، تحلیلگر یونگین ، جوزف کمبری ، پویایی سیستم های تطبیقی ​​پیچیده را مورد بررسی قرار داده است ، که توصیف می کند “راه هایی که ترتیب و سازماندهی آرک می تواند از طریق فرآیندهای هرج و مرج از طریق فرآیندهای خود سازماندهی ایجاد شود.”

آنها به طور طبیعی از سیستم های پیچیده ای که به روش های غیر خطی تعامل دارند ، ظهور می کنند و نتیجه می گیرند ، که به معنای غیرقابل پیش بینی در عین حال منسجم است ، به خصوص در مواقع انتقال ، تغییر و تحول. وی استدلال می کند ، “هسته اصلی کار تحلیلی است.

صرف نظر از توضیحات ، هماهنگی ما را دعوت می کند تا در مورد راه های پیچیده و غالباً شگفت آور زندگی ما با دنیای اطراف ما و یکدیگر متفکر شویم. این پیامدهای مهمی برای روان درمانی دارد.

به عبارت دیگر ، چیزی پدیدار می شود – به یک تصادف یا همزمانی معنی دار تبدیل شده است. هماهنگی از خود کوچک فراتر می رود و با جلب توجه بیمار و تهیه لنز برای کار درمانی ، قدرت دفاع از دفاع را دارد. همانطور که یونگ گفت ، “بدیهی است که چیزی کاملاً غیر منطقی مورد نیاز بود که فراتر از اختیارات من برای تولید بود.” هنگامی که غیر منطقی یا غیرممکن به نظر می رسد ، تحلیلگر می تواند به شکلی که قبلاً در نظر نگرفته بود ، پیش برود.

من این روش کار روان درمانی “آگاهانه هماهنگی” را می نامم. من از آن در تمرین خصوصی خود استفاده می کنم و آن را به دانشجویان فارغ التحصیل در دانشگاه نوتردام دو نامور آموزش می دهم. من این کار را انجام می دهم زیرا همگام سازی یک موضوع مشروع ، هرچند مشکوک ، موضوعی و رویکرد به روان درمانی و روانکاوی است. این منجر به بینش و تغییرات درمانی می شود که در غیر این صورت ممکن است در دسترس درمانگر و/یا بیمار نباشد. در پست بعدی من ، من عمیق تر به مفهوم همگام سازی می پردازم و برخی از ایده های اساسی در مورد روان درمانی آگاهانه همزمان را به اشتراک می گذارم.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان