به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن، طبق روانشناسی 10 نشانه بزرگسالی از نظر عاطفی نابالغ را در اندیشه معاصر بخوانید. گذراندن زندگی با یک شگفتی کودک مانند یک چیز است، رفتار کردن مانند یک بچه بزرگ چیز دیگری است.
وقتی فردی فاقد بلوغ عاطفی است، تمایل دارد هم به خود و هم به اطرافیانش صدمه بزند.
اندیشه معاصر نوشت: این به این دلیل است که این یک جنبه مهم از پیشرفت شخصی ما است که بر روابط، توانایی های تصمیم گیری و رفاه کلی ما تأثیر می گذارد.
وقت بزرگ شدن است!
در اینجا برخی از نشانه های بسیار مهم یک بزرگسال نابالغ عاطفی وجود دارد که باید مراقب آنها باشید.

نشانه های بسیار مهم یک بزرگسالِ نابالغ / بزرگسالانی که در کودکی خود مانده اند
نشانه های بسیار مهم یک بزرگسالِ نابالغ عاطفی
1) به نظر می رسد آنها از نحوه برخوردشان آگاهی ندارند
آنها کسانی هستند که صحنه می سازند و از وحشت تماشاگران بی شمار غافل هستند.
آنها نظر خود را بدون فکر کردن به نحوه تفسیر آن بیان می کنند.
آنها از اینکه مردم واقعاً در مورد آنها چه فکر می کنند غافل هستند.
دلیل این امر این است که آنها فاقد هرگونه خودآگاهی هستند.
قبل از اینکه بتوانیم در نظر بگیریم که دیگران چگونه رفتار ما را مشاهده می کنند، باید بتوانیم در مورد خود فکر کنیم.
این مهارتی نیست که بزرگسالان نابالغ عاطفی هنوز آن را آموخته باشند.
ما باید بدانیم که چه چیزی باعث میشود ما را تیک بزنیم و دلیل انجام برخی کارها را چه کنیم.
با این حال، آنها هنوز از احساسات خود و تأثیر آنها بر خود و اطرافیان خود بی اطلاع هستند.
همانطور که خواهیم دید، این فقدان خودآگاهی همچنین می تواند منجر به طغیان عاطفی و رفتار غیرمنطقی شود.
۲) مستعد تصمیم گیری عجولانه و انجام کارهایی هستند که بعداً پشیمان می شوند
الان اقدام کن بعد فکر کن
متأسفانه، بزرگسالان نابالغ عادت به رفتارهای تکانشی دارند.
آنها به همه چیز فکر نمی کنند. آنها نمی توانند فضای کافی در اطراف تمایلات عاطفی خود ایجاد کنند تا از آنها عقب نشینی کنند.
از بیرون، احتمالاً به نظر می رسد که آنها یک سری از انتخاب های به ظاهر احمقانه را یکی پس از دیگری انجام می دهند.
اتفاقی که می افتد این است که آنها بر اساس احساسات فوری خود بدون در نظر گرفتن پیامدهای بلندمدت عمل می کنند.
نوجوانان به خاطر این نوع حماقت مشهور هستند، چه لذت سواری، مستی نابینا یا قرار دادن خود در موقعیت های خطرناک دیگر.
اما این باید چیزی باشد که با بلوغ از آن رشد کنیم.
بزرگسالانی که هنوز این کار را انجام نداده اند هنوز تصمیمات عجولانه می گیرند و در کنترل خود مشکل دارند.
آنها ممکن است از بهانه هایی مانند: “من فقط نتوانستم جلوی خودم را بگیرم” استفاده کنند.
اما این فقط برای برجسته کردن نکته بعدی در لیست ما مفید است.
3) مسئولیت پذیری برای آنها مشکل است
یکی از بهترین بخشهای کودکی این است که چقدر از زندگی بیبار میشویم.
هنوز چیزی به دست ما نرسیده است. ما به دیگران متکی هستیم و نیازی به بالا رفتن از صفحه نداریم.
مسئولیت می تواند هم مثل یک نعمت و هم یک نفرین باشد.
مطمئنا، این می تواند به معنای استرس و فشار اضافی در شرایط خاص باشد. اما ما را نیز بر سرنوشت خود مسلط می کند.
اما ویژگی بارز عدم بلوغ عاطفی، عدم تمایل به پذیرش مسئولیت است.
در عوض، بزرگسالان از نظر عاطفی نابالغ ترجیح می دهند بزهای قربانی پیدا کنند. به این ترتیب آنها می توانند دیگران را به خاطر مشکلاتشان سرزنش کنند و از مالکیت اعمالشان امتناع کنند.
این می تواند در ذهنیت قربانی خود را نشان دهد، جایی که زندگی برای گرفتن آنها تلاش می کند.
این می تواند به این معنی باشد که آنها برای دیدن اینکه چگونه احساسات، افکار و اعمال خود به طور قابل توجهی به شرایط آنها کمک می کند تلاش می کنند.
ممکن است متوجه شوید که برخی از بزرگسالان نابالغ عاطفی برای عذرخواهی مشکل دارند.
این به این دلیل است که همانطور که در ادامه خواهیم دید، آنها برای تصاحب کاستی ها و اشتباهات خود تلاش می کنند.
4) آنها نمی توانند اشتباه را تحمل کنند
هیچ کدام از ما به خصوص از اشتباه کردن لذت نمی بریم.
اما آنهایی از ما که بزرگ شده ایم، قبول داریم که این اتفاق می افتد. وقتی اینطور شد، باید دست هایمان را بالا بگیریم.
با این حال، بزرگسالان نابالغ عاطفی کار بسیار سختی برای انجام این کار خواهند داشت.
آنها همچنین از دریافت بازخورد متنفرند، حتی زمانی که سازنده باشد.
آنها نمی توانند انتقاد را تحمل کنند زیرا نفس کودکانه خود را تحت کنترل نگرفته اند.
بنابراین آنها هر نوع پیشنهادی را شخصاً انجام می دهند، اغلب واکنش تدافعی نشان می دهند یا بیش از حد حساس می شوند.
بخش دشوار این است که انتقاد سازنده برای رشد شخصی و بهبود خود ضروری است.
بدون توانایی تصدیق اشتباهات و زمینه هایی که در آن جا برای پیشرفت داریم، نمی توانیم از آنها درس بگیریم.
5) از کلمات خود استفاده نمی کنند
دوست من در حال حاضر یک کودک نوپا دارد که همیشه ناامید می شود، همانطور که کودکان نوپا معمولی انجام می دهند.
هنگامی که او در آستانه یک عصبانیت است، دوست صبور من با عشق به او می گوید:
“سعی کنید از کلمات خود استفاده کنید”.
متأسفانه، بسیاری از بزرگسالان وجود دارند که هنوز کاملاً آن را مدیریت نکرده اند.
در نتیجه، آنها نمی توانند به طور موثر ارتباط برقرار کنند.
در عوض، ممکن است به رفتار منفعلانه-پرخاشگرانه، اجتناب یا رویارویی پرخاشگرانه متوسل شوند.
این امر شرکت در گفتگوهای باز با آنها را واقعاً چالش برانگیز می کند.
همچنین می تواند به این معنی باشد که آنها عادت به ایجاد تعارض بیشتر دارند، اما در حل آن مهارت خاصی ندارند.
اما صحبت کردن در مورد آن فقط خشم یا عصبانیت نیست، بلکه به طور کلی بیان احساسات است.
بنابراین، بیان هر احساسی برای آنها دشوار است، در عوض ترجیح می دهند آن را در بطری جمع کنند – شاید حتی به مکانیسم های مقابله ای ناسالم متوسل شوند.
فقط از طریق بلوغ عاطفی می توانیم یاد بگیریم که با آسیب پذیری، قاطعیت و صداقت صحبت کنیم.
6) خیلی راحت فیوز را منفجر می کنند
این طور نیست که ما احساس خود را پنهان کنیم. همانطور که قبلاً دیدیم، این نیز فایده ای ندارد.
اما ما نیاز داریم که بدانیم چگونه زمانی که ما را تهدید میکند، آن را درپوش نگه داریم.
این مربوط به طیف وسیعی از احساسات است که همه ما مستعد تجربه آن هستیم.
افرادی که اغلب:
فریاد بزن و فریاد بزن
خیلی زود عصبانی می شوند
برای هر چیز کوچکی گریه کن
نوسانات خلقی مکرر را تجربه کنید
نسبت به استرس های جزئی بیش از حد واکنش نشان دهید
… به طور مؤثر احساسات خود را کنترل نمی کنند، بنابراین احساسات آنها تمایل به کنترل آنها دارد.
تنظیم عاطفی یک جنبه اساسی از بلوغ عاطفی است.
7) مهم نیست چند بار توضیح می دهید، آنها نمی توانند (یا امتناع کنند) طرف شما را ببینند
وقتی کسی به نظر می رسد که نمی تواند احساس شما را درک کند، چیزی به شما می گوید:
آنها به احتمال زیاد فاقد همدلی هستند.
وقتی جوانتر هستیم، اغلب بر این تمرکز میکنیم که همه چیز بر ما تأثیر میگذارد – احساسمان، چه فکر میکنیم.
همانطور که در بلوغ رشد می کنیم، یاد می گیریم که دیگران را در معادله قرار دهیم.
بخشی از آن شامل تلاش برای درک اینکه مردم از کجا می آیند و خود را به جای آنها قرار می دهد.
اما بزرگسالان نابالغ عاطفی اغلب فاقد همدلی و تلاش برای در نظر گرفتن دیدگاه ها و احساسات اطرافیان خود هستند.
بنابراین ممکن است متوجه شوید که آنها احساسات دیگران را نادیده می گیرند یا بی اعتبار می کنند. به نظر می رسد که آنها نمی توانند آن را دریافت کنند و شما تعجب می کنید که آیا آنها حتی در تلاش هستند.
به راحتی می توان فهمید که چرا این می تواند منجر به تیرگی روابط و عدم ارتباط عاطفی با دیگران شود.
8) آنها به مرزها احترام نمی گذارند یا برای تعیین حد و مرزها مشکل دارند
آیا کسی را می شناسید که با استفاده از تاکتیک های قلدری سعی می کند راه خود را طی کند؟
اکثر ما این کار را می کنیم (متاسفانه) و بوی ناپختگی عاطفی می دهد.
حتی ممکن است آن را به عنوان یک نقطه قوت ببینند.
بازی پایانی آنها به نتیجه ای می رسد که نیاز دارند. روشی که با آن به آن دست می یابند برایشان مهم نیست.
بنابراین آنها سختگیر خواهند بود، انگشتان پا را زیر پا می گذارند، از تاکتیک های دستکاری استفاده می کنند و از مرزها عبور می کنند.
از طرف دیگر، افرادی که از نظر عاطفی نابالغ هستند نیز می توانند برای ایجاد مرزهای سالم خود تلاش کنند.
آنها که در موقعیتهای دشوار ناخوشایند هستند، ممکن است به دیگران اجازه دهند از آنها سوء استفاده کنند.
آنها هنوز ابزار احساسی را ندارند. در این موارد، آنها اغلب در نه گفتن مشکل دارند یا در تعیین محدودیت برای رفتار افراد شکست می خورند.
9) به عنوان نیازمند یا مردم پسند برخورد می کنند
قبلاً اشاره کردم که چگونه در کودکی ما مسئولیتی در قبال خود نداریم. خوب، به همین دلیل ما به دیگران نگاه می کنیم تا همه نیازهایمان را برآورده کنند.
باید اینجوری باشه نوزادان غذا، مراقبت و امنیت را منحصراً از منابع بیرونی مانند والدین خود جستجو می کنند.
اما با افزایش سن، خودکفایی بیشتری را می آموزیم – هم از نظر عملی و هم از نظر احساسی.
کسانی که هیچ استقلال عاطفی را نیاموخته اند در دام بسیار رایجی می افتند:
آنها نیاز شدیدی به اعتبارسنجی خارجی دارند.
آنها به دنبال اطمینان و تایید دائمی از دیگران هستند تا احساس اعتبار و شایستگی کنند.
اما این سالم نیست، و این اتکا به نظرات دیگران در مورد آنها منجر به کاهش عزت نفس و ناتوانی در ایجاد احساس واقعی ارزشمندی برای خود می شود.
10) نزدیک شدن بیش از حد به دیگران به آنها بدبختی می دهد
زمانی که با یک فرد نابالغ عاطفی مواجه می شوید، سندرم پیتر پن در دنیای دوستیابی رایج است.
به نظر می رسد این تمایل به بزرگ شدن به این معنی است که آنها از هر چیز واقعی دوری می کنند و به هر قیمتی از تعهد طفره می روند.
اغلب در زیر سطح چیزی که در حال وقوع است ترس از صمیمیت است.
نزدیک شدن به کسی مستلزم آسیب پذیری و اعتماد است.
بزرگسالان نابالغ عاطفی اغلب از ارتباطات عمیق عاطفی و صمیمیت اجتناب می کنند زیرا از آسیب دیدن می ترسند.
به همین دلیل آنها همیشه در روابط کم عمق با احساس جدایی عاطفی پایان می یابند.
افکار نهایی
من مطمئن نیستم که هیچ یک از ما به سادگی یک روز از خواب بیدار می شویم و احساس بزرگسالی می کنیم.
احتمالاً همه ما می توانیم بلوغ عاطفی خود را تقویت کنیم تا خودمان و روابطمان با دیگران تقویت شود.
توسعه شخصی یک سفر مادام العمر است که ما به آن متعهد هستیم.
اما با بازتاب و خودآگاهی بهتر و همچنین نگاه به افرادی که می توانند در این راه از ما حمایت کنند، می توانیم بر چالش ها غلبه کنیم و رشد عاطفی بیشتری را در آغوش بگیریم.
آیا مقاله من را دوست داشتید؟ اگر از مقاله ما خوشتان آمد با نظرات خودتون ما رو در این کار خوشحال کنید.
پایان/*
اندیشه قرن را در تلگرام دنیال کنید