فیلم زشت نتفلیکس، دیستوپیای علمی تخیلی اسکات وسترفلد را به زندگی شگفت انگیزی می آورد.
[ad_1] “تمام زندگیم می خواستم زیبا باشم.” تالی یانگ بلاد از جوی کینگ این کلمات را در آن می خواند زشت ها، درام نوجوان دیستوپیایی جدید نتفلیکس. در دنیایی آینده نگر، نوجوانان 16 ساله تحت یک عمل زیبایی قرار می گیرند تا «زیبا» شوند...
“تمام زندگیم می خواستم زیبا باشم.” تالی یانگ بلاد از جوی کینگ این کلمات را در آن می خواند زشت ها، درام نوجوان دیستوپیایی جدید نتفلیکس. در دنیایی آینده نگر، نوجوانان 16 ساله تحت یک عمل زیبایی قرار می گیرند تا «زیبا» شوند، نسخه جدیدی از خودشان که استانداردهای زیبایی جامعه را برآورده می کند.
خوشگل ها از رودخانه عبور می کنند تا در جامعه ای بدون هیچ مسئولیت یا تعهدی در میان یکدیگر زندگی کنند. بدون جراحی، افراد به عنوان “زشت” شناخته می شوند. تالی در آرزوی تبدیل شدن به یک زیبا برای همیشه بوده است. اما پس از اطلاع از دلایل شوم دولت برای این جراحی، تالی همه چیزهایی را که در مورد زندگی خود می دانسته زیر سوال می برد.
زشت ها اقتباسی از رمان 2005 نویسنده اسکات وسترفلد است. این یک پروسه طولانی و دشوار بوده است، اما ایده های وسترفلد در این کتاب در نهایت روی پرده بزرگ نمایش داده می شود. وسترفلد در مصاحبه ای با Digital Trends درباره رونق دیستوپیایی دهه 2000، خطرات استانداردهای زیبایی غیرواقعی رسانه های اجتماعی و اهمیت خود واقعی بودن صحبت کرد.
توجه: این مقاله برای طولانی بودن و وضوح ویرایش شده است.
نتفلیکس
گرایش های دیجیتال: می خواهم با احساسی که در حال حاضر دارید شروع کنم. این قطعاً یک پروسه طولانی بوده است. شما کتاب را در اواسط دهه 2000 نوشتید. حساب کنید، و تقریبا 20 سال از سال 2005 می گذرد. حتی فیلمبرداری سه سال پیش به پایان رسید. چگونه برای مدت طولانی با این پروژه صبور بودید؟
اسکات وسترفلد: خب منظورم این است که یک جورهایی خنده دار است. اول همه گیری بود و بعد اعتصاب نویسنده و بازیگر. احساس کردم همه چیز در این فیلم ریخته شده است. اما در همان زمان، یک بازیگر، یک کارگردان و نتفلیکس وجود داشت که همگی فوق العاده پشت آن بودند. یک پایگاه بزرگ از طرفداران وجود دارد که آن را می خواستند و مدام آن را می خواستند. این فقط به شما نشان می دهد که مهم نیست چقدر بدشانسی جهانی دارید، اگر مردم علاقه زیادی به ساختن آن داشته باشند، باز هم می توانید فیلمی را بسازید.
من احساس می کنم زشت ها در آغاز رونق نوجوانان جوان به وجود آمد. شما داریدهری پاتر قبل از (زشت ها) و سپس بازی های گرسنگی و واگرا بعد از آن چرا کتابهای بزرگسالان جوان و مضامین آنها همچنان بین نوجوانان محبوب هستند؟
چیزی که من همیشه در مورد نوشتن برای نوجوانان دوست داشتم این است که دامنه احساسات آنها بسیار زیاد است. مانند، بهترین روز زمانی که شما یک نوجوان هستید، شگفت انگیز و باورنکردنی است. اما یک روز بد واقعاً، واقعا بد انگار آخر دنیاست می توانید این جاروهای دراماتیک بزرگ (برای نوجوانان) را بنویسید که بزرگسالان واقعاً ندارند. ما در احساسات خود کمی منظم تر هستیم. ما در زندگی خود کمی کسل کننده تر هستیم. بنابراین خود را به درام طبیعی وامی دارد.
من فکر می کنم رونق دیستوپیایی که زشت ها تا حد زیادی در جلو بود همچنین در مورد نحوه حضور نوجوانان در جهان است. اینکه آنها تحت کنترل دیگران هستند. من همیشه می گفتم که پنج بچه کوچک در فروشگاه شما بامزه است و پنج بزرگسال در فروشگاه شما کار خوبی است، اما پنج نوجوان زمانی است که باید پلیس را صدا کنید. (می خندد) این حس وجود دارد که نوجوانان به اندازه کافی بزرگ نیستند که تحت حاکمیت قانون باشند و آنقدر جوان نیستند که بتوانند آنها را دور بزنند. آنها خطرناک هستند و فکر می کنم آنها این احساس را دارند. آنها میدانند که در قلمرو دشمن هستند، بنابراین داستانهای دیستوپیایی برایشان معنادار است.
زشت ها | تریلر رسمی | نتفلیکس
آیا هنگام تطبیق کتاب با صفحه نمایش، موارد غیرقابل مذاکره ای داشتید؟ به عنوان یک تهیه کننده اجرایی، آیا یکی دو مورد وجود داشت که شما میگفتید هر چیزی باید وارد شود؟
مهمترین چیز این بود که شبیه هر فیلم دیستوپیایی دیگر نباشد. زیرا بیشتر فیلمهای مربوط به دیستوپیا درباره مشت زدن به صورت هر روزه است. آنها طوفانبازانی با چماقهای بزرگ، سپر ضد شورش، کلاههای سیاه و چکمهها هستند. این چیزی نیست زشت ها در مورد است. این نیست که دولت به شما ظلم کند. این در مورد روشی است که شما به خود ظلم می کنید.
این در مورد روشی است که شما فریفته می شوید تا چیزی بخواهید و بخشی از خود را برای به دست آوردن آن چیز رها کنید. خیلی بیشتر شبیه دنیایی است که اکنون در آن زندگی می کنیم تا دنیایی در آینده. تلاش برای اطمینان از این که آن (محیط) شبیه یک اردوگاه بزرگ زندان نیست، واقعا برای من مهم بود. در واقع، بیشتر شبیه یک زمین بازی بزرگ و غول پیکر است و این چیزی است که در مورد آن دوست دارم.
نتفلیکس
شما به زمان بندی اشاره کردید. من نمی خواهم بگویم که این یک نعمت بود زیرا مطمئن هستم که شما دوست داشتید زشت ها زودتر منتشر شود، اما، آن (فیلم) با مضامین زیبایی و تصویر امروزی مطابقت دارد. آیا این زمان مناسب برای بیرون آمدن آن بود؟
آره من فکر می کنم اگر 20 سال پیش منتشر می شد، در مورد جراحی پلاستیک بود. در حال حاضر، این در مورد همه این چیزهای دیگر است. این در مورد رسانههای اجتماعی و روشی است که ما خودمان را بهصورت چهرهسازی میکنیم، و تغییر میکنیم و خود را به صورت آنلاین نشان میدهیم، و سعی میکنیم خودمان را هر روز شبیه به ستارههای سینما جلوه دهیم، در حالی که نیستیم. این ایده ای است که ما خودمان را هنگام تولید محتوا بیان می کنیم، اما واقعاً خود واقعی خود را بیان نمی کنیم.
گاهی اوقات، ما غمگین هستیم. گاهی اوقات، ما خسته کننده هستیم. گاهی اوقات، ما بهترین لاته دنیا را دریافت نکردیم، اما مثل خودمان وانمود می کنیم. این یاس زدایی از زندگی ما چنین تقاضایی را به خصوص برای جوانان ایجاد می کند. فکر می کنم همین است خوشگل ها در مورد الان است نه خیلی جراحی پلاستیک، بلکه جراحی دیجیتال.
حتی میبینم که سعی میکنم تا جایی که میتوانم از اینترنت دور بمانم، حتی اگر در حال حاضر این کار را انجام میدهیم. سعی می کنی کمی به خودت استراحت بدهی، اما سخت است.
نه، وحشی است. (می خندد)
نتفلیکس
من می خواهم در مورد جمله معروفی که جوی در پایان می گوید صحبت کنم. من تالی یانگ بلاد هستم. من را زیبا کن.» روشی که او آن را ارائه می دهد بسیار قدرتمند است. چگونه به آن خط رسیدید؟ آیا در اوایل فرآیند خود می دانستید که این یکی از خطوط پایانی خواهد بود؟
این جالب است. منظورم این است که خط پایانی فیلم است و خط پایانی کتاب است. واقعا خوب بود واقعاً برای من مهم بود که اینطور کار کند. یک چیز خنده دار وجود دارد که در آن آخرین خط از زشت ها زیبا است، آخرین خط از خوشگل ها خاص است و آخرین خط از ویژه زشت است (می خندد) امیدوارم بتوانیم آن چیز کوچک را حفظ کنیم زیرا آن را در آنجا قرار دادم و فکر می کردم هیچ کس متوجه آن نمی شود. و البته، مردم متوجه آن می شوند زیرا مردم متوجه همه چیز می شوند.
این (خط پایانی) در مورد این واقعیت است که هر چیزی که اتفاق می افتد به اتفاق بعدی که اتفاق می افتد مرتبط است. پایان هر داستان شروع داستان بعدی است. و من فکر می کنم زندگی اینگونه است. روندها چگونه کار می کنند و آینده چگونه کار می کند. راه حل های آخرین مشکلات ما مشکلات بعدی ماست.