هر احساسی یک «نیش عمل» همراه دارد. آن میل کنشی همراه با احساس ظاهر می شود اما از خود احساس جدا و متمایز است.
آیا تا به حال دچار فروپاشی شده اید و به گونه ای رفتار کرده اید که وقتی تحت تأثیر احساسات قرار می گیرید پشیمان شوید؟
منبع: دیوید گاریسون/پکسل
وقتی به عنوان یک مشتری از رفتار درمانی دیالکتیکی (DBT) استفاده می کردم، گاهی اوقات یک مهارت ذهنم را به هم می زد. این یکی، جدایی عاطفه و عمل، برای من انقلابی بود. فکر می کردم عصبانیت و حمله جدایی ناپذیرند. هق هق و اندوه دست به دست هم دادند. بسیاری از احساسات من با یک عصبانیت در دوش آمدند. آیا با آن ارتباط دارید؟
در تجربه من، احساس و میل به عمل به طور جدایی ناپذیری مرتبط بودند. عمل نتیجه ضروری و اجتناب ناپذیر احساسات بود.
و با این حال … شما می توانید آنها را از هم جدا کنید.
نقش احساسات
اگر قرار است روی مدیریت احساسات طاقت فرسا خود کار کنیم، ابتدا باید کمی در مورد آنها درک کنیم.
احساسات کارکردهای زیادی دارند. آنها به ما اطلاعات می دهند. با دیگران ارتباط برقرار می کنند. و ما را به عمل ترغیب می کنند. این قطعه انگیزشی بسیار مهم است.
مکثی برای انتخاب
هر احساسی را که احساس می کنیم، می توانیم مکث کنیم تا درباره کاری که قرار است انجام دهیم، تصمیم بگیریم. این به این نیست که احساسات خود را احساس نکنید یا هرگز اقدامی نکنید. گاهی اوقات، احساسات انگیزه عملی را برمی انگیزند که مناسب با موقعیت است و بسیار ماهرانه است.
با این حال، گذاشتن کمی فاصله بین احساسات و میل به عمل به شما این امکان را می دهد که چگونه می خواهید پاسخ دهید. وقتی ما بر اساس تمایلات غیر ماهرانه عمل می کنیم، واقعیت این است که این احساسات نیست که همه چیز را خراب می کند. این رفتار ماست
ایجاد آگاهی
من عاشق این درس آموخته شده در DBT هستم. مهارت های تمرکز حواس DBT آگاهی را ایجاد می کند که به شما یک مکث کوتاه اما تاریخی بین محرک و پاسخ می دهد. این یکی از راه هایی است که توجه به احساسات شما می تواند زندگی شما را تغییر دهد
تمرین هایی برای تمرین آگاهی عاطفی
تمرین 1: شناسایی نیازهای عمل
وقتی احساس خاصی میکنید، چه کار میکنید؟
برای نوشتن و تأمل کمی وقت بگذارید. این یک گام مهم در درک احساسات شماست.
منبع: Vladya Karpovich/pexels
لیستی از احساساتی که با آنها دست و پنجه نرم می کنید بنویسید. اصرارهای عملی مرتبط که شما را به دردسر می اندازد چیست؟ خاص باشید. به عنوان مثال:
- وقتی آسیب می بینید، دیگر به ارتباطات پاسخ نمی دهید.
- وقتی غمگین هستید، از ابزارهای غیر ماهرانه ای برای جلب حمایت و توجه استفاده می کنید.
- هنگامی که مضطرب هستید، از نظر ذهنی خود را مورد ضرب و شتم قرار می دهید و از انجام کارهای ضروری اجتناب می کنید.
- وقتی غرق عشق یا شادی میشوید، به دنبال محبت همه چیز را دور میاندازید.
اینها فقط مثال هستند نه اتهام.
تمرین 2: تأمل در موقعیت های عاطفی
خود را در یک موقعیت احساسی از سال گذشته تصور کنید. آیا می توانید احساسات را احضار کنید؟
حالا تصور کنید که از خودتان بیرون می روید، انگار در حال تماشای فیلمی از آن صحنه هستید. با تماشای آن صحنه از خود بپرسید:
- اصرار عمل من چه بود؟
- چه حسی داشتم؟
- چه کار کردم؟
- نتیجه چه شد؟
- ماهرانه بود؟
اکنون با تماشای صحنه، اهداف خود را در آن موقعیت در نظر بگیرید. چه چیزی موثرتر از اصرار اقدام اولیه شما بود؟
تمرین 3: هماهنگی با احساسات و اصرارها
همانطور که در طول روز خود سپری میکنید، یادآوریهایی را در تلفن خود تنظیم کنید تا آنها را تنظیم کنید:
- چه احساسی دارم؟
- اصرار عمل چیست؟
این تمرین به ساخت ماهیچه های ذهن آگاهی شما کمک می کند.
جدا کردن عاطفه و عمل
با استفاده از آگاهی ذهنآگاه، میتوانید احساسات را تشخیص دهید و سپس به دنبال انگیزه عمل باشید – همیشه به یاد داشته باشید که آنها از هم جدا هستند. متصل است، اما جدا.
این احساس در پاسخ به یک رویداد یا برخی محرکهای دیگر اتفاق میافتد. شما نمی توانید آن را کنترل کنید. با تبدیل شدن به ناظر تجربه خود، توانایی خود را در مشاهده میل عمل و تصمیم گیری ماهرانه در مورد آن افزایش خواهید داد.
یک داستان شخصی: پاسخهای مشروط یاد نگرفتن
زنی که با عصبانیت دست و پنجه نرم می کرد به اشتراک گذاشت:
منبع: RNDE STOCK IMAGE/PEXELS
مادرم به من یاد داد وقتی عصبانی میشدم بشقاب پرتاب کنم. به عنوان یک دختر بچه به گود ویل میرفتیم و بشقابهای سرامیکی قدیمی میخریدیم. با صدای بلند، مادرم واقعاً میتوانست با آن دیوار عصبانی شود. نمیتوانستم خیلی خوب خودم را کنترل کنم، اما وقتی پشت گاراژ نبودیم چیزهایی را پرت میکردم و میشکستم و اینکه کجا باید خشم را ابراز کنم، من هنوز آنقدر عصبانی می شوم که نمی دانم چگونه جلوی آن را بگیرم.
مادرش به او آموزش داده بود که پرتاب کردن یا شکستن اشیا تنها راه برای تجربه عصبانیت است. او هر بار که خشم را تجربه می کرد در یک مسیر عملی قرار می گرفت.
او را متحیر کرد که متوجه شد اینها در واقع دو چیز جداگانه هستند. خشم یک تجربه است. پرتاب کردن چیز دیگری است. عصبانیت می تواند او را به پرتاب اشیاء وادار کند. اما این نتیجه اجتناب ناپذیر ناراحتی نیست.
پاسخ های ماهرانه به احساسات
مارشا لینهان، خالق رفتار درمانی دیالکتیکی می گوید:
“افراد نیازی به تمرین رفتار بد ندارند. این ایده که باید با کوبیدن یا ضربه زدن به چیزها خشم را بیرون کنید، فقط رفتار غیر ماهرانه را تقویت می کند. هر چه بیشتر یک رفتار را تکرار کنیم، بیشتر به یک پاسخ خودکار تبدیل می شود.”
به جای تکرار رفتارهای غیر ماهرانه، پاسخ های ماهرانه را تمرین کنید:
- از مدیتیشن RAIN برای پردازش خشم استفاده کنید.
- ورزش کنید.
- یک تایم اوت بگیرید.
- از راهبردهای خودآرامبخشی استفاده کنید.
- برعکس کاری که دوست دارید انجام دهید، اگر برعکس آن موثرتر است.
بدانید که می توانید پاسخ های غریزی و شرطی را با انگیزه های عمل ماهرانه تر جایگزین کنید.
ذهن آگاهی کلید است
اما همچنین به یاد داشته باشید که گاهی اوقات تمایل شما به حمله یا پنهان شدن، بسته به موقعیت شما ماهرانه است. دلیلی وجود دارد که ما این اصرارهای عملی را داریم. نکته کلیدی این است که مراقب باشید.
DBT بسیاری از مهارت های دیگر را ارائه می دهد که از این آگاهی اساسی رشد می کند. برای آشنایی بیشتر با این وبلاگ همراه باشید.