منبع: عکس Elaine Miller-Karas (2025) با اجازه استفاده شده است.
بلایا جوامع را در سراسر جهان گرفتار کرده است. تخریب گسترده آتشسوزیهای اخیر کالیفرنیای جنوبی غیرقابل درک بوده است، زیرا ردپای تخریب توسط ساکنان شهرستان لس آنجلس و دیگران از طریق رسانههای اجتماعی و تلویزیون مشاهده میشود. به عنوان یک آنجلنو، یک “اختلال در نیرو” محسوسی وجود دارد که می توان از این عبارت استفاده کرد جنگ ستارگان، از نظر عاطفی، جسمی و روحی ساکنان را تحت تأثیر قرار می دهد. برخی از آتشسوزیها نسبتاً سالم جان سالم به در بردند، در حالی که برخی دیگر خانهها، داراییها یا دوستان، خانواده یا حیوانات خانگی مورد علاقه خود را از دست دادند. یک فکر رایج وجود دارد که زندگی هرگز مثل قبل نخواهد بود. بازماندگان بلایای دیگر واکنش های مشابهی را توصیف کرده اند.
درک گناه بازمانده
احساس گناه بازمانده پیچیده است و می تواند واکنشی طاقت فرسا باشد که با احساس غم و اندوه و اضطراب به دلیل اینکه از یک فاجعه نسبتاً سالم جان سالم به در برده است در حالی که دیگران این کار را نکرده اند، مشخص می شود. برخی از افراد واکنشهایی را گزارش میکنند که شامل بیخوابی، درد فیزیکی، و افزایش حس پاسخهای فیزیولوژیکی از جمله ضربان قلب سریع و تنفس میشود. این می تواند یک واکنش معمول به پخش مجدد رویدادها، زیر سوال بردن تصمیمات یا شرایطی باشد که به ایمنی آنها منجر شده است. “چرا خانه من زنده ماند؟” یا “چه کاری می توانستم برای کمک به خانه همسایه هایم انجام دهم؟” افکار تکرار شونده ای هستند که می توانند احساس گناه را تشدید کنند. اگر همسایهای مجروح یا فوت کرده باشد، ممکن است بازماندهای با سؤالاتی مانند “چرا قبل از ترک خانهام بررسی نکردم که فرار کردهاند یا نه؟” برخی از افراد ممکن است احساس کنند که نمی توانند میزان واقعی غم و اندوه خود را با هم در میان بگذارند، زیرا بر این باورند که باعث ناراحتی بیشتر دیگران می شوند.
تاثیر بر رفاه
احساس گناه بازمانده می تواند تأثیرات عمیقی بر رفاه داشته باشد و منجر به واکنش های اضافی مانند:
بیش از حد هوشیاری: دائماً نگران بلایای آینده یا ایمنی دیگران باشید. برای مثال، یکی از بازماندگان آتشسوزیهای جنگلی ترس خود را از این که کالیفرنیا دچار زلزله بزرگی شود، گفت که آنجلیوس چندین دهه است که درباره آن هشدار داده شده است و منجر به ویرانی و تلفات بیشتر میشود.
افسردگی: تجربه غم و اندوه مزمن با آشکار شدن بی حد و حصر خسارات. این افسردگی را می توان با درک این موضوع که زندگی که بوده است دیگر وجود ندارد. اگرچه دیگران از امید و بهبودی صحبت می کنند، فرد افسرده ممکن است تا حدی به دلیل از دست دادن همه چیزهای آشنا و قابل پیش بینی، فکر مداوم بی ارزشی داشته باشد.
استرس پس از سانحه: احیای رویداد آسیب زا از طریق فلاش بک یا کابوس می تواند منجر به بیماری های روانی مزمن مانند اختلال استرس پس از سانحه شود.
ایزوله سازی اجتماعی: وقتی محلهها تخریب میشوند، شبکههای اجتماعی که زمانی حمایت میکردند نیز تخریب میشوند. یک بازمانده ممکن است نداند برای حمایت به کجا مراجعه کند، که می تواند منجر به احساس تنهایی شود.
این علائم می تواند زندگی روزمره را مختل کند و روند بهبودی را مختل کند، و این امر ضروری است که به طور فعال به گناه بازمانده پرداخته شود.
گام هایی به سوی شفا
اگر شما یا کسی که میشناسید پس از یک فاجعه احساس گناه یا سایر احساسات شدید را تجربه میکنید، لازم است بدانید که این احساسات پاسخی طبیعی به یک رویداد خارقالعاده هستند. در اینجا چند مرحله وجود دارد که ممکن است کمک کند:
1. احساسات خود را بپذیرید. به خودتان اجازه دهید تا احساسات را بدون قضاوت احساس کنید. نوشتن در یک مجله یا اشتراک گذاری با یک دوست یا مشاور قابل اعتماد می تواند مفید باشد. در آغوش بگیرید و به اشک هایتان توجه کنید. بسیاری از سازمانها گردهماییهای حمایتی را برگزار میکنند که در آن افراد میتوانند احساسات و ناامیدیهای خود را شخصا و از طریق پلتفرمهای مجازی به اشتراک بگذارند.
2. به دنبال پشتیبانی حرفه ای باشید. درمانگرانی که در زمینه تروما و تاب آوری آموزش دیده اند می توانند به بازماندگان کمک کنند تا تجربیات خود را پردازش کنند.
3. در حمایت از جامعه شرکت کنید. داوطلب شدن برای کمک به افراد آسیب دیده از آتش سوزی می تواند احساس درماندگی را به اقدامی معنادار تبدیل کند. عضوی از یک جامعه حمایتی، ارتباط و شفای جمعی را تقویت می کند. همانطور که روند بازسازی شروع می شود، می تواند به زندگی فرد نیز معنا و هدف ببخشد.
4. مراقبت از خود را تمرین کنید. فعالیتهایی که سلامت جسمی و عاطفی را ارتقا میدهند، مانند ورزش منظم، تمرینهای تمرکز حواس یا گذراندن وقت در طبیعت، میتوانند به تنظیم استرس و افزایش انعطافپذیری کمک کنند. یک پیاده روی ساده با یک دوست می تواند انرژی فرد را تجدید کند.
5. بر زمان حال تمرکز کنید. در حالی که اندیشیدن به گذشته طبیعی است، تکنیکهای زمینهسازی – مانند توجه به مناظر، صداها و احساسات اطرافتان – میتوانند شما را به لحظه حال متصل کنند و افکار ناراحتکننده را کاهش دهند. شیوههای ذهنآگاهی مانند کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی (MBSR) و مدل تابآوری جامعه (CRM) ابزارهای عملی را برای مدیریت پریشانی و برقراری ارتباط مجدد با حس خوب فراهم میکنند.
6. در اجتماعات ایمانی شرکت کنید. بسیاری از جوامع مذهبی به خدمات خود ادامه می دهند، حتی اگر کلیسا، کنیسه یا معبد آنها ویران شده باشد. یکی از نمونه های تکان دهنده ای که در گردهمایی متحد در شفا در حمایت از بازماندگان آتش سوزی کالیفرنیای جنوبی به اشتراک گذاشته شد، مربوط به یکی از اعضای گروه کر بود که گزارش داد گروه کری که او برای آن آواز می خواند، کلیسای خود را به آتش Eaton از دست داد و سایر کلیساها درهای خود را برای استقبال از گروه کر باز کردند. برای تمرین و اجرا
7. درگیر و به اعمال سخاوتمندانه توجه کنید. انسان ها تمایل دارند در مواقع بحران دست به اعمال سخاوتمندانه بزنند. اینها می تواند شامل ارائه ساده یک وعده غذایی یا مکانی برای خواب، یا تحویل لباس، کنسرو، پوشک، یا غذای سگ به مراکز اهدا باشد. این درگیری مدارهای مغزی را فعال میکند که از رفاه حمایت میکنند، چه شاهد، چه دریافتی یا داده شده. انسان ها می توانند مهارت هایی را پرورش دهند که مستقیماً بر قدرت مدار سخاوت تأثیر می گذارد، بنابراین سعی کنید در اعمال سخاوتمندانه شرکت کنید.(1)
معنی یافتن در میان تراژدی
یافتن معنا در عواقب آن یکی از چالش برانگیزترین اما بالقوه دگرگون کننده ترین جنبه های زنده ماندن از یک فاجعه است. یافتن معنا به معنای به حداقل رساندن فقدان یا درد نیست، بلکه به دنبال راه هایی برای احترام به کسانی است که تحت تأثیر این تراژدی قرار گرفته اند. خواه از طریق حمایت، داستان سرایی، یا حمایت از تلاشهای بهبودی، یافتن هدف میتواند پادزهر قدرتمندی برای گناه بازمانده باشد.
به یاد داشته باشید: شما تنها نیستید
زنده ماندن از یک فاجعه مانند آتش سوزی یک تجربه عمیقا شخصی و اغلب منزوی است. به یاد داشته باشید که شما تنها نیستید. از طریق گروههای پشتیبانی محلی، جوامع آنلاین یا شبکههای حرفهای، با دیگرانی که درک میکنند تماس بگیرید. به اشتراک گذاشتن داستان خود و شنیدن دیگران می تواند به شما یادآوری کند که احساسات شما معتبر هستند و درمان ممکن است. در پی چنین از دست دادن عمیق، طبیعی است که بار گناه و سایر احساسات بازمانده را به دوش بکشیم. تصدیق و پرداختن به این احساسات می تواند سفر به سوی شفا را آغاز کند.