10:25 - 2025/01/21

شش مرحله روانی یک فاجعه

[ad_1] منبع: کریس تامپکینز در مطالعه تروما، اکثر متخصصان تروما را به دو دسته “ترومای T بزرگ” و “ترومای T کوچک” طبقه بندی می کنند. ترومای بزرگ T شامل خشونت خانگی، تجاوز جنسی، مرگ، جنگ یا یک بلای طبیعی است. اکثر متخص...

شش مرحله روانی یک فاجعه

[ad_1]

کریس تامپکینز

منبع: کریس تامپکینز

در مطالعه تروما، اکثر متخصصان تروما را به دو دسته “ترومای T بزرگ” و “ترومای T کوچک” طبقه بندی می کنند. ترومای بزرگ T شامل خشونت خانگی، تجاوز جنسی، مرگ، جنگ یا یک بلای طبیعی است.

اکثر متخصصان همچنین می گویند که وقتی صحبت از تروما می شود، مهم است هرگز آسیب ها را مقایسه نکنید.

از از دست دادن خانه، مجبور به تخلیه، و کار به عنوان اولین واکنش دهنده یا در یک حرفه کمکی گرفته تا مشاهده مستقیم یک فاجعه، درک تأثیر روانی پایدار یک بلایای طبیعی بخش مهمی از روند بازسازی یک جامعه است.

ترس، سردرگمی و احساس از دست دادن شدید ناشی از یک بلای طبیعی می تواند همه چیز را فراگیر کند.

با 16 سال زندگی در لس آنجلس، با هشدارهای آتش سوزی و فصل آتش سوزی بیش از حد آشنا هستم. با این حال، هرگز در زندگی ام کاری را که هفته گذشته انجام دادم تجربه نکرده ام. در حالی که من خانه ام را از دست ندادم، دوستان و همکاران زیادی که می شناسم دارند.

کسی نبوده که من در لس آنجلس با کسی برخورد کرده باشم که کسی را که مستقیماً تحت تأثیر آتش سوزی قرار گرفته است، نشناسد.

یکی از مکانیسم‌های مقابله‌ای که در مواجهه با چالش استفاده می‌کنم، تلاش برای انجام کاری است که به من احساس مفید بودن بدهد. متوجه شدم که وقتی آتش سوزی ها شروع شد چه احساسی داشتم و نیاز به “انجام کاری” را احساس کردم.

همچنین متوجه شدم که دیگران چگونه پاسخ می دهند و به این فکر کردم که آیا مانند مراحل غم و اندوه، کاری وجود دارد که ما در پاسخ به یک فاجعه انجام دهیم.

در حالی که هیچ راه “درستی” برای مقابله وجود ندارد، یک پاسخ روانشناختی مشترک وجود دارد که همه انسان ها هنگام مواجهه با یک بلای طبیعی از آن رنج می برند. خواه آتش‌سوزی‌های اخیر لس‌آنجلس، آسیب‌های فاجعه‌بار گسترده از طوفان هلن یا هر فاجعه دیگری باشد، تحقیقات نشان می‌دهد که شش مرحله روانی رایج یک فاجعه وجود دارد.

با تأمل در تجربه خودم، توانستم ببینم که چگونه این مراحل می توانند به ما کمک کنند تا روند خود را درک کنیم و پس از آن امید پیدا کنیم.

شش مرحله روانی یک فاجعه

وقتی بدانیم در زمان بحران چه انتظاری داریم، می‌توانیم واکنش عاطفی خود را بهتر درک کنیم و ببینیم که اگرچه بهبودی ممکن است کند باشد، اما می‌توانیم شفا پیدا کنیم.

1. مرحله قبل از فاجعه

را مرحله قبل از فاجعه با انتظار و اضطراب مشخص شده است. زمانی است که ما سنگینی یک تهدید نزدیک را احساس می کنیم اما هنوز بحران را تجربه نکرده ایم. ما ممکن است شروع به آماده سازی کنیم – چمدان ها را بسته بندی کنیم، مسیرهای تخلیه را بررسی کنیم، یا همانطور که من انجام دادم، برنامه هایی مانند Watch Duty را دانلود کنیم. در این مرحله، احساس عدم اطمینان یا حتی انکار طبیعی است.

اعتراف به ترس می تواند به ما کمک کند که روی زمین بمانیم و اقدامات لازم را برای مقابله انجام دهیم – چه برای تخلیه برنامه ریزی کنیم و چه صرفاً با احساسات ناراحت کننده بنشینیم.

2. فاز ضربه

را فاز ضربه زمانی رخ می دهد که فاجعه واقعی شود. یادم می آید که برای قدم زدن در محله ام رفتم و مه قرمز درخشانی را درست بالای تپه محل زندگیم دیدم. لحظه ای بود که فهمیدم آتش واقعا چقدر نزدیک است و ممکن است مجبور به تخلیه شوم.

را فاز ضربه زمانی است که ما احساس شوک و سردرگمی می کنیم و تحت تأثیر یک تهدید فوری قرار می گیریم. برای لحظه ای خود را فلج دیدم و مطمئن نبودم که بعد از آن چه کنم.

این مرحله با ترس و ناباوری مشخص می شود. ممکن است احساس کنید همه چیز خیلی سریع اتفاق می‌افتد، و فکر کردن واضح یا منطقی دشوار است. این زمان بقا است که مغز ما به حالت “جنگ یا گریز” می رود. بسته به ماهیت فاجعه و مکانیسم‌های مقابله‌ای شخصی ما، پاسخ‌ها می‌تواند بسیار متفاوت باشد.

یافتن لطف یا نوعی ابزار خودتنظیمی، مانند تنفس با جعبه یا ضربه زدن، در این مرحله مهم است، زیرا قرار نیست همه پاسخ‌ها را داشته باشیم یا بدانیم چه چیزی در آینده در راه است.

3. فاز قهرمانی

را فاز قهرمانی شوک اولیه را دنبال می کند و توضیح می دهد که چه زمانی نیاز به اقدام فوری می شود. این زمانی است که شجاعت و از خودگذشتگی ظاهر می شود و ما ممکن است موجی از آدرنالین را احساس کنیم. مردم اغلب برای کمک به یکدیگر در طول یک بحران گرد هم می آیند.

این مرحله ای است که ما با همسایگان یا دوستان خود بررسی می کنیم. این زمانی است که ما ممکن است با یک سازمان محلی داوطلب شویم. زمانی است که مردم شروع به پست کردن در رسانه‌های اجتماعی می‌کنند که کجا باید کمک مالی کنیم یا آنچه قبلاً در مورد اینکه چگونه می‌خواهم کاری انجام دهم که به من احساس «مفید» می‌دهد اشاره کردم.

افزایش آدرنالین باعث هجوم انرژی می شود، اما همچنین می تواند خسته کننده باشد. احساس هدف و حتی افزایش احساس ارتباط با دیگران معمول است. اما به محض اینکه انرژی کم شود، “بالا” اولیه نیز کم می شود.

مرحله قهرمانی برای بقا ضروری است، اما نمی تواند برای همیشه ادامه یابد. مهم است که مراقب هزینه های آن باشیم. این امر مخصوصاً برای اولین پاسخ دهندگان و افرادی که در مشاغل کمکی کار می کنند مرتبط است.

4. فاز ماه عسل (روز تا هفته بعد)

را فاز ماه عسل اوج احساسی است که به دنبال یک بحران فوری است. مردم احساس آرامش، قدردانی و خوش بینی می کنند. آن‌ها احساس می‌کنند که خوب خواهند شد و می‌توانند «با هم از این مشکل عبور کنند».

اما این خوش بینی اغلب کوتاه مدت است. همانطور که روند بهبودی شروع می شود، واقعیت چیزی که در آینده است شروع می شود. مانند ماه عسل، این مرحله موقتی است. را فاز ماه عسل مهلت ایجاد می کند، اما کار پایدار بهبودی زمان بیشتری می برد.

5. مرحله سرخوردگی (هفته تا ماه بعد)

شبیه به پایین آمدن از ارتفاع، فاز سرخوردگی پس از از بین رفتن آدرنالین شروع می شود و کار بازسازی آسیب های احساسی می گیرد. ناامیدی، خستگی، عصبانیت و خشم رایج هستند. به یاد دارم که وقتی شنیدم برخی از آتش سوزی ها ناشی از آتش سوزی بوده است، احساس خشم کردم.

خوش بینی از فاز ماه عسل آنقدر برجسته نیست، و واقعیت زندگی پس از فاجعه مانند یک مشت به شکم و مانند دنیایی است که زمانی می دانستیم به پایان رسیده است. مدت زمانی که طول می کشد تا ظاهری از حالت عادی داشته باشیم، بسیار زیاد است، و عوارض عاطفی ناشی از برخورد با عواقب آن ممکن است غیرقابل حل به نظر برسد.

این خوب و حتی طبیعی است که احساس کنید همه چیز هرگز بهبود نخواهد یافت. اما این مرحله قبل از رشد واقعی ضروری است. ما باید با واقعیت احساسی بازسازی و اینکه زندگی جدید ما چگونه خواهد بود، حساب کنیم. همچنین این جایی است که شفای واقعی آغاز می شود.

6. مرحله بازسازی یا بازیابی (ماه تا سال بعد)

را مرحله بهبودی من را به یاد مفهوم بازیابی 12 مرحله ای “پذیرش” می اندازد و در مورد پذیرش این است که شفا یک فرآیند است. این فقط در مورد بازگرداندن چیزهای از دست رفته نیست. این در مورد گرفتن چیزهایی است که از تجربه آموخته ایم، به خود اجازه می دهیم غمگین شویم، و درد را از طرف دیگران به چیزی خوب تبدیل می کنیم.

ما برای رسیدن به هدف خود نیازی به تجربه چالش نداریم. با این حال، زمانی که بتوانیم در چالش های خود هدف پیدا کنیم، تحول ایجاد می کنیم.

را مرحله بهبودی به ما کمک می کند در میان ویرانی معنا پیدا کنیم. نتیجه بهبودی ممکن است ناشناخته باشد، اما در این مرحله است که ما شروع به احساس امید می کنیم و هدفی را در روند تجدید می یابیم.

در حالی که ویرانی، تلفات و آسیب های ناشی از یک بلای طبیعی موضوعی جدی است و نام بردن از اثرات آن کار ساده ای نیست، درمان ممکن است و درک این موضوع. شش مرحله روانی یک فاجعه می تواند در هنگام پیمایش تروما بسیار مفید باشد.

سفر پیش رو ممکن است طولانی باشد، اما این سفری است که مجبور نیستیم تنها راه برویم.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان