حقایق و اسرار عید غدیر که تا به حال نشنیده اید / عید غدیر، عید انسانیّت و بشریّت و عید بیعت با ولیّ کلِ بشریّت
حقایق و اسرار عید غدیر که تا به حال نشنیده اید / عید غدیر، عید انسانیّت و بشریّت و عید بیعت با ولیّ کلِ بشریّت
حقایق و اسرار عید غدیر که تا به حال نشنیده اید / عید غدیر، عید انسانیّت و بشریّت و عید بیعت با ولیّ کلِ بشریّت
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن،حقایق و اسرار عید غدیر که تا به حال نشنیده اید را در اندیشه معاصر بخوانید. عید غدیر عید ولایت و بزرگترین عید بشریت است. در این همان مطلبی است که ما بارها و بارها شنیدیم و خواندیم که نماز بی ولایت بی نمازی است. اینکه همه شنیدیم اگر التزام به ولایت نباشد هیچ کدام از اعمال ما قبول نمی شود و شخص علی علیه السلام که امیرالمومنین است حق است و میزان قبولی اعمال. با ما در اندیشه معاصر همراه باشید.
مسئلۀ [عید غدیر] فقط به شیعه مربوط نیست؛ بلکه این عید، عید عُظمای انسانیّت و بشریّت است! عیدی است که انسان از نقطهنظر کمال روحی دیگر خاطرش جمع است
ولی در اینجا یک «امّا» دارد: امّا درصورتیکه ما خودمان را در اختیار ولایت بگذاریم! «امّا» برای اینجا است. خدا میفرماید: «مگر تو نمیخواستی که بهدنبال کمال بروی؟! خب من برایَت آوردم و پیغمبر در روز غدیر، امیرالمؤمنین را برای کمال گذاشت! مگر همین را نمیخواستی؟! اگر علی رفت، امام حسن هست! اگر او هم رفت، سیّدالشّهدا هست و بعد حضرت سجاد هست و همینطور الآن امام زمان علیهالسّلام هست!»
پس امروز متعلّق به امام زمان علیهالسّلام است و اینکه امروز را جشن میگیریم در واقع داریم با امام زمان علیه السّلام بیعت میکنیم! مقصود ما این است. امیرالمؤمنین که برای هزار و چهارصد سال قبل است و صاحب ولایت ائمه، امیرالمؤمنین علیه السّلام است و این ولایت تا به امروز منتقل شده است و امروز برای امام زمان است.
ما باید در روز غدیر با امام زمان بیعت کنیم؛ بیعت بر سر اینکه تعهّد کنیم که از این به بعد آنچه مورد نظر آن حضرت است انجام بدهیم! با خودمان شوخی نکنیم و خودمان را گول نزنیم و سر خودمان را در برف نکنیم؛ بلکه آنچه میدانیم که اگر حضرت بود آن را به ما امر و نهی میکرد، همان را انجام بدهیم!
امروز روز ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام است که آن ولایتِ رسول خدا در نفْسِ امیرالمؤمنین علیه السّلام تجلّی کرده است و امیرالمؤمنین به مرتبۀ اعلا و مرتبۀ اتمِّ خود، صاحبِ مقام ولایت شد.
یعنی امیرالمؤمنین علیهالسّلام نفْس و جان و حقیقتِ پیغمبر شد؛ دو بدن هستند که راه میروند، ولی یک حقیقت است که هر دو را راه میبرد.
..این معنای ولایت، همان چیزی است که رسول خدا میفرماید: «مَن کُنتُ مَولاهُ فهذا عَلیٌّ مَولاهُ!» من نخواستم فقط امیرالمؤمنین را نصب کنم و تاجی بر سرَش بگذارم تا دیگران بگویند: «چرا این کار را برای ما نکرد؟! اینکه روابط شد! پس ضوابط کجا رفت؟!»
رسول خدا میخواهد بفرماید که امیرالمؤمنین مراقبه و مجاهده و سعی و کوشش کرد، جلو آمد، خون دل خورد، امتحان پس داد، شب و روز و تمامِ کارهای خود را در اختیار رسول خدا قرار داد؛ نه در اختیار خود! خود را در قبال پیغمبر صفر بهحساب آورد، ارادۀ خود را سلب کرد و ارادۀ پیغمبر را بهجای ارادۀ خود نشاند و خود را وقف تمام و تامّ پیغمبر کرد
همینطور نبود که پیغمبر عمامه بر سر امیرالمؤمنین بگذارد و دستش را بالا بگیرد و «مَن کُنتُ مَولاهُ» بگوید. خیال کردید اینجا هم تشریفات و درجه و قُپّه دادن است که یکدفعه دو تا درجه به سرباز بدهند بشود ارتشبُد؟! ولایت که اعتبار نیست و این تشریفات و مسائل را ندارد!
کسی که با امیرالمؤمنین است دیگر خَسِرَ الدّنیا و الآخره¹ نیست! آخرتش که دیگر معلوم است، چون در آخرت حکومت در دست امیرالمؤمنین است! بله، شما در دنیا توانستید علی را دو روزی خانهنشین کنید؛ خب اینکه به نفعِ علیّ شد!
میرفت و مینشست و با آنها سلام علیک و خوش و بش میکرد و همین جوانها و خوشنفْسها را جذب میکرد و با آنها شروع به حرف زدن میکرد. مگر این اصحاب امیرالمؤمنین یکدفعه صبح مثل جوجه درآمدند؟!
نه آقا، امیرالمؤمنین یکییکی سراغ همین بچهها میرفت و محبّت خودش را در دل آنها میکاشت؛ وقتی که اینها بزرگ میشدند، اصحاب سیّدالشّهدا میشدند، اصحاب امام مجتبی میشدند، اصحاب امام سجاد میشدند!
امیرالمؤمنین که بیکار نمینشست؛ همین جوانها را یکییکی تربیت میکرد و آنها را مستعدّ برای تلقّی و قبول ولایت میکرد!
یا حارِ هَمدانَ مَن یَمُت یَرَنی
مِـن مُـؤمِـنٍ أو مُـنـافِـقٍ قَـبَـلا
و أنتَ عندَ الصِّراطِ تَعرفُنی
فَـلا تَـخَـف عَـثـرَهً و لا زَلَــلا
«ای حارث همْدان، هر کسی بمیرد تازه پروندهاش بهدست من میرسد؛ چه مؤمن باشد یا منافق باشد، از قبل باشد یا از بعد باشد، تفاوتی نمیکند!» …روایت داریم که هر پیغمبر به همان مقدار پیش خدا اجر داشت که به ولایت امیرالمؤمنین نزدیک بود!
«و در موقع احتضار و در موقع قبر که میشود ما را میبینی! همچنین در هنگام عبور از صراط ـ یعنی در جایی که جهنم و لهیبِ آتش است و آن کسانی که در دنیا آمدهاند و هر کاری کردهاند، حالا باید بیایند و بهشت و رضوان الهی را نگاه کنند ـ من میآیم و تو مرا میبینی و میشناسی! پس اگر ولایت ما را داری [از هیچ خطا و لغزش مَهَراس]!»
حارث هَمْدانی از شیعیان امیرالمؤمنین علیهالسّلام بود و در بستر بیماری ناراحت بود. حضرت برای عیادتش رفته بودند و در همانجا از دنیا میرود. حضرت میفرماید:
«تو که ولایت ما را داری از هیچ چیز نترس! خودم در آنجا میآیم و تو را مثل برق عبور میدهم و داخل در بهشت میکنم و تو را جلیس و همنشین خودم قرار میدهم!»
حضرت آیهالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه
پایان/*