07:00 - 2025/03/20

بهبودی شریک زندگی و بهبودی

[ad_1] متخصصان بهداشت روان با مشتریانی روبرو می شوند که با چالش های عمیقی حرکت می کنند ، اما تعداد کمی از آنها به همان اندازه پیچیده و چند جانبه هستند که با شرکای خیانت روبرو هستند. شرکای خیانت شده نمایانگر یک جمعیت درمانی تخصصی هستند که ...

بهبودی شریک زندگی و بهبودی

[ad_1]

متخصصان بهداشت روان با مشتریانی روبرو می شوند که با چالش های عمیقی حرکت می کنند ، اما تعداد کمی از آنها به همان اندازه پیچیده و چند جانبه هستند که با شرکای خیانت روبرو هستند. شرکای خیانت شده نمایانگر یک جمعیت درمانی تخصصی هستند که نیاز به مدل های درمانی خاص ، روش ها و مداخلات دارند که از معضلات منحصر به فرد ایجاد شده توسط خیانت جنسی از یک شکل دلبستگی اولیه احترام می گذارند.

ترومای خیانت شریک زندگی ، تأثیرات منفی رابطه ، عاطفی ، روانی و جنسی را که توسط افرادی که رفتارهای جنسی مخفی را کشف می کنند ، توصیف می کند که توافق نامه های روابط آنها را نقض می کند ، توصیف می کند. این رفتار می تواند از امور عاطفی یا جسمی تا الگوی رفتارهای جنسی اجباری باشد. این تأثیرات باعث از بین رفتن ویرانگر ایمنی می شود و منجر به علائم قابل توجهی مبتنی بر دلبستگی و اختلال در تنظیم عاطفی می شود.

نیاز به یک دیدگاه تازه در مورد خیانت جنسی نمی تواند بیش از حد مورد استفاده قرار گیرد. افراد و زوجین تحت تأثیر خیانت جنسی و متخصصانی که با آنها رفتار می کنند ، برای درک و پرداختن به پویایی عاطفی پیچیده و الگوهای رفتاری که بوجود می آیند ، تلاش می کنند.

مدل خیانت شریک بازیابی رابطه ای

مدل خیانت شریک Reflational Recovery ™ (مدل RRPB) ریشه در تحقیق در مورد ماهیت و نقش خیانت در تجربیات آسیب زا دارد. این نظریه به نظریه تروما و نظریه دلبستگی خیانت را به شدت جلب می کند تا معضلات منحصر به فرد و خاص رابطه ای را که ایجاد می شود وقتی که یک فرد خیانت را به دست یک شکل دلبستگی اصلی ایجاد می کند ، تقسیم ، درک و درمان کند.

خیانت جنسی یک اتصال مبتنی بر دلبستگی را به روابط معرفی می کند ، زیرا شرکا برای اتصال به آنها ناامن می شوند ، در حالی که اتصال کلید بهبودی است.

خیانت اجتماعی: قلب تروما رابطه

مدل RRPB بر اساس تحقیقات دکتر جنیفر فرید ، که تئوری خیانت تروما (BTT) را در دهه 1980 تأسیس کرد (1). BTT اساساً درک ما از تروما را تغییر داد و خیانت اجتماعی را در هسته خود قرار داد. بر خلاف مدل های تروما سنتی که بر ترس آسیب شناختی به عنوان عنصر تعیین کننده استرس آسیب زا متمرکز شده است ، BTT تأکید می کند که هرچه رابطه با خیانت کننده نزدیکتر باشد ، تأثیر آسیب زا بیشتر خواهد بود.

فرید توضیح می دهد ، “… BTT یک تئوری پاسخ روانی به تروما است که پیشنهاد می کند رمزگذاری شناختی فرد و پاسخ به تروما نه تنها به ترور یا ترس از یک رویداد خاص بستگی دارد بلکه به خیانت اجتماعی این رویداد نیز بستگی دارد.” (2)

این بینش تمرکز معناداری را از فرآیندهای صرفاً شناختی به کارهای رابطه ای تغییر می دهد. خیانت اجتماعی باعث اختلال در ارتباط با خود ، دیگران و سیستم های بزرگتر معنا ، از جمله چارچوب های معنوی می شود. در نتیجه ، ایجاد معنا به یک کار ارتباطی با محوریت یادگیری برای برقراری ارتباطات ایمن تبدیل می شود.

نقش نظریه دلبستگی در درک خیانت

مدل RRPB همچنین بر اساس تئوری دلبستگی برای ایجاد روشی جدید برای مفهوم سازی و درک تجربه خیانت شریک زندگی ایجاد می کند. نحوه واکنش شرکا نسبت به تجربه خیانت جنسی تحت تأثیر سیستم دلبستگی آنها و سبک مقابله ای که آنها برای مدیریت تجربیات قطع ارتباط یا تهدید رابطه ای از کودکی به بعد قرار دارند ، تحت تأثیر قرار می گیرد.

برای بسیاری از شرکا ، خیانت از آسیب های رابطه قبلی تکرار می کند و استراتژی های مقابله ای مبتنی بر پیوست را از قبل موجود فعال می کند. اختلال در تنظیم نتیجه ، اعتقادات مربوط به خود و دیگران را تقویت می کند و مسیر بهبودی را پیچیده می کند.

در نتیجه ، تمام علائم و راهکارهای مقابله ای که توسط افراد و زوجین در نتیجه خیانت نشان داده می شود ، توسط نیازها و اضطراب مبتنی بر دلبستگی ناشی از تجربه بدنی مبتنی بر قطع ارتباط است.

بدون شناختن این معضلات مبتنی بر دلبستگی ، ما یک عنصر اصلی را در درک اینکه چرا شرکا کارهایی را که انجام می دهند و چگونه می توانند به طور مؤثر با آنها رفتار کنند ، از دست می دهیم.

درمان مؤثر به صدمات دلبستگی می پردازد ، تقویت ارتباطات ایمن – برای اولین بار – به عنوان سنگ بنای بهبودی. اگر خیانت در یک رابطه اتفاق بیفتد ، پس از آن بهبودی و ترمیم نیز باید در یک رابطه اتفاق بیفتد.

عناصر متمایز مدل RRPB

مدل RRPB متخصصان را برای ارزیابی ، تشخیص و درمان علائم و راهکارهای مقابله ای رابطه ای ایجاد شده با نقض توافق های جنسی در روابط بزرگسالی مجهز می کند. این کار را از طریق عناصر متمایز زیر انجام می دهد:

  • این مرکز به عنوان یک جمعیت متمایز که نیاز به رویکردهای درمانی تخصصی و هدفمند دارند ، در شرکای خیانت شده قرار می گیرد.
  • این امر ثابت می کند که آسیب های رابطه ای به جای یک رویداد مفرد و تکمیل شده ، در حال انجام و در حال تحول است و چالش های درمانی منحصر به فرد این تجربه چند بعدی و پویا را برجسته می کند.
  • این امر بر از دست دادن ارتباط ایمن به یک شکل دلبستگی اصلی به عنوان اتصال اصلی خیانت ، ایجاد تحقیقات تئوری دلبستگی که به بررسی پارگی های دلبستگی اولیه در دوران کودکی و بزرگسالی می پردازد ، تمرکز دارد.
  • این پیوندهای مربوط به رابطه ، عاطفی و جنسی منحصر به فرد را که خیانت به دست چهره اصلی دلبستگی فرد ایجاد می کند ، بررسی می کند.
  • این فریب مزمن و سیستماتیک را به عنوان سوء استفاده عاطفی و روانی و یک مؤلفه اصلی صدمات ناشی از خیانت قاب می کند.
  • این انگیزه های مبتنی بر پیوست و نیازهای برآورده نشده را به عنوان محرک اصلی استراتژی های مقابله با فرد و زوج در نتیجه خیانت مشخص می کند.
  • این آسیب جنسی را به عنوان یک منطقه اصلی تأثیر آسیب زا برای افراد و روابط تعریف می کند و زبان و مفاهیم را برای شناسایی بهتر الگوهای آسیب گسترش می دهد.

تروما خیانت شریک نیاز به یک رویکرد تخصصی دارد که از معضلات منحصر به فرد تجلیل می کند و به ایجاد خیانت جنسی در روابط دلبستگی ایجاد می شود. مدل RRPB با ادغام بینش از نظریه تروما خیانت و نظریه دلبستگی ، یک چارچوب قوی برای کمک به شرکای خیانت شده در سفر شفابخش خود ارائه می دهد. با پشتیبانی متخصص ، شرکای خیانت شده می توانند زخمهای ویرانگر رابطه خیانت را به فرصت هایی برای رشد ، ارتباط ، مقاومت و احیای خود تبدیل کنند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان