به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن،یا زینب! صبر آزموده تو در فرهنگ لغات عاشورا، قشنگترین واژهها را بعد از حسین آفرید و حسین که بی طاقت از دوری تو بود، امشب، دعای تو را مستجاب کرد و این گونه بود که سفر، تو را برگزید تا بر پهلوی شکسته مادرت، مرهم شوی.
زینب آخر این شبِ تاریک را سر میکند
یاد از یاس و شقایق، یا صنوبر میکند
این وداعِ آخر و جان دادنِ بانوی عشق
عاقبت وصل حسینش را میّسر میکند
امروز فرصتی است تا چشمهایمان بگرید و در زلال خویش، روح خسته از هواهای نفسانی را از نشاط ایمان سرشار کند. امروز فرصتی است تا دلهایمان به یاد تو وغربتت تکانی بخورد، گرچه حدیث دردهای تو را هیچ قلمی برنمیتابد و هیچکس نیست که بیقراری اشکها را در مرور غمهای تو پشت پلکهایش تجربه نکند و هیچ عاطفهای نیست که شنیدن آنچه بر تو رفت، طوفانیاش نکند؛ تو که بر زلف اندیشه و سخن شانه زدی و آتش خطبه هایت خرمن یزیدیان زمان را به فنا داد. ای مادر صبر و ای اساس عفاف! به جان بی رمق مسلمانان، با گوارای کلام و عصاره پیامت، روحی تازه بخشیدی.. زینب، ای زبان علی در کام و ای استمرار ناله های زهرا در بیت الاحزان هستی! ای قهرمان داستان کربلا !تو بودی که بر تن زخمی عدالت، مرهمی نهادی و تیر نظم نوین جهانی را از پر و بال شکسته آزادی و انسانیت بیرون کشیدی. ای خواهر «تنهاترین سردار» تو همانی که آسمان دلت در کنار تنهایی حسن علیه السلام، خون گریه کرد. ای شاه بیت غزل عارفانه و عاشقانه نینوا! تو در سیمای حسین علیهالسلام آن محبوب دل آرایت، چه دیده بودی که هر لحظه جمال و جلال او را مینگریستی و حتّی در دوران کودکیات جز در آغوش او آرام نمیگرفتی؟ چه بر تو گذشت زینب که بر تپههای سوخته، ثانیههای مصیبت را تاب آوردی و از خیمههای عطشان، شعله تکاندی و سرفراز و نستوه آغوشت، خونآلود حنجری بریده شد و دلت، تکه تکه حادثه گودال.آه از نماز شب نشسته و قامت ناگهان خمیده ات ! و آه از موی سپید یک شبه ات!
تو همانی که بیهراس از ارتفاع شمشیرها، حقانیت عشق را به تفسیر نشستی و خواب راحت را از چشمان بی عدالت کفر، ربودی.میایستی؛ صبور میایستی و روشنی را در تاریکی شام، جار میزنی.وقتی شمعی سه ساله را در خرابه، روشن میگذاری و میروی، اطمینان داری که شهر از معجزه لبریز خواهد شد. دوباره، وقتی بیکسیات به شام تبعید میشود، همه فکر میکنند دیگر از تو چیزی نمانده است؛ اما هنوز هم بر آستانه معرفت ایستادهای تا به تشنگان سرگردان، جام حقیقت تعارف کنی. و در یک کلام امان از دلِ تو که اگر نبودی کربلا در کربلا میمرد و داستان جان سوز آن ظهر عطشناک عاشورا در کوچههای تاریخ به دست فراموشی سپرده میشد.
یا زینب! صبر آزموده تو در فرهنگ لغات عاشورا، قشنگترین واژهها را بعد از حسین آفرید و حسین که بی طاقت از دوری تو بود، امشب، دعای تو را مستجاب کرد و این گونه بود که سفر، تو را برگزید تا بر پهلوی شکسته مادرت، مرهم شوی. امشب، طناب اسارت جهان خاکی، از دستان تو باز خواهد شد و فرشتگان صف بسته، نوای «ارجعی الی ربّک» را برایت خواهند سرود و تو را سبک تر از بال فرشتگان و روشن تر از روز و زیباتر از نخستین سپیده دم آفرینش، به سوی آسمانیان خواهند برد. امروز، از زمین تیره و تار ظلم، قامتْ خمیده ات هجرت کرد تا در روشنایِ مطلقِ حق، آرام گیرد.
خداحافظ ای خاتون غمها، زبان ناطقه بنیهاشم، کانون وفا، حیدر ثانی، ای ام المصائب، زینب!
پایان/*
اندیشه قرن را در ایتا دنبال کنید
اندیشه قرن را در تلگرام دنبال کنید