به مناسب شب های قدر؛ چشم های روسیاه ببارید
سفر بزرگی در پیش داریم؛باید امشب فرصت را غنیمت شمرد! باید این لحظهها را قدر دانست!
سفر بزرگی در پیش داریم؛باید امشب فرصت را غنیمت شمرد! باید این لحظهها را قدر دانست!
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن، میتوان پرواز را تجربه کرد؛ فقط کافی است قدری سبک تر شویم؛ آن قدر سبک که نیروی هیچ جاذبه ای، زمین گیرمان نکند!
جادّه تقرب، قدمهای عاشقانهای میطلبد.دیگر مجال ماندن نیست! از این «مَنِ» زمینی تا «آنِ» الهی، راهی نیست.این شبها، کوتاه ترین راه رسیدن به خداست.شب قدر، ما را به بیداری میخواند و زمزمههای عاشقانه با معبود. پس قدر باید شناخت دروازههای گشوده آسمان را در شب قدر و غوطه ور باید شد در نور تابان آسمان و نفس باید کشید در نزول آیات مقدس. چشمهایمان که به اشک مینشینند، لبخندهایمان را فرشتهها مینویسند. دعاهایمان، پرندههایی میشوند و تا آسمان هفتم پرواز میکنند. امشب باید تمام دنیایمان را سراسر در آبشارهای شفاعت بشوییم تا بتوانیم لحظههای معصوم را لمس کنیم.
در این شبهاست که میتوانیم روشنتر از همه ماههای کامل، دست بر آستان الهی بساییم. اشکهایمان را به پهنای صورت غبار گرفته مان سرازیر کنیم؛ ببارید،چشم های روسیاه ما! شاید که اشکها، آبروی از دست رفته مان را باز گرداند.
ببارید! چشمهای روسیاه ! امشب، خدا مهربان تر از همیشه است! امشب، خدا به این اشک ها پاداش میدهد! این قطرههای حقیر، کارهای بزرگی میکنند! این اشکها، خاموش کننده شعلههای خشمی هستند که قرار است تنمان را به آتش بکشند!
امشب باید هر چه توان داریم در طبق «اخلاص» بگذاریم! پس اینک، دستان توبه بر آسمان باز کنید که بادهای رحمت، آوازتان را به عرش دوست برساند و باران بخشایش، قطره قطره ببارد؛ آن چنان که بشوید و سبک کند من را تو را و تمام آنان که سالی را به فراموش گذرانیده اند، سالی را کج مسیر پیموده اند. امشب تمام حرفهایمان مسجّع شدهاند؛ «اَلْغَوْث اَلْغَوْث خَلِّصْنا مِنَ النّارِ یا رَب» آهنگ بغضمان، سکوت شب را می شکند
همه پُل ها کوتاه شدهاند. آسمان، روی دست هایم، بذر امید میپاشد. صدای بال فرشتگان، در تمام فضا منتشر میشود. هوای این شب ها، عطر اجابت میدهد،این شبهای تا سحر روشن را به هیچ شب و روز و ساعتی نمیتوان داد؛ «لَیْلَهُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْر” امشب، راه میان بری ست به سوی مسیر بی معطلی. گام باید نهاد، ورنه زود خواهد بود که از ما بگذرد، تا سالی دیگر.
بسوز ای دل! بشکن ای آئینه زنگار گرفته روح، بشکن که امشب، به این شکستن نیازمندیم! تو که بشکنی، یعنی نیمی از راه را رفتهایم!
ای دل ! باید امشب بسوزی، که سوز تو کارها بکند. تو بشکنی، چشمها نیز میبارند، دل بسوزد، اشکها فوّاره میزنند. باید وقت را غنیمت شمرد، شاید هرگز به شب قدر دیگری نرسیم و آن وقت حسرت زدگانی میشویم که چارهای نخواهند داشت. پس “خدایا! ما را از نو بساز! ما را ویران کن و دوباره پدید آور! تا در این آغاز و تولد زیبا، معصومانه تر و عاشق تر، تو را دریابیم و پاک دامن تر، بندگی تو را از سر بگیریم! در این شبها و روزهای رو به راه عشق، در این لحظه های سر به آسمان، در این ماه سجاده و بوسه شکر بر آستان تو، مبادا نفس کم بیاوریم و ثانیهای از ذکر تو غافل شویم. خدایا در این شبهای قدر قدمهایی را که برایمان بر می داری بر ما آشکار کن تا در هایی را که به سویمان میگشایی ندانسته نبندیم و در هایی را که به رویمان میبندی به اصرار نگشاییم.
بیایید امشب در میان دعاها و مناجاتمان یک دعای ویژه داشته باشیم برای کسانیکه تاکنون یک ” الهی العفو” از ته دل نگفتهاند، کسانیکه این شب ها زودتر از همیشه می خوابند و در میان تمام شبهای قدر زندگیشان یک شب هم قدر دل خود و خدای خود را ندانستهاند، دعا کنیم که”خــدایا دلهای سنگ آسا را بشکن تا مگر در شکستگیها نشانی از تو بیابند.که خود فرمودهای: “انا عند المنکسرة قلوبهم.”
خدایا به حق این شبهای عزیز و باعظمت، ما را از مردمان عصر ظهور قرار بده تا با دل و جان پذیرای حضور نورانی مولا و صاحب امرمان باشیم؛ آمین یا رب العالمین”
پایان/*
.