اوتیسم: هوش های اوتیستیک به عنوان سازگاری های تکاملی / رویکردهای روان شناسی تکاملی، دیدگاه هایی مبتنی بر توانمندی برای درک اوتیسم ارائه میدهند
رویکردهای روان شناسی تکاملی، دیدگاه هایی مبتنی بر توانمندی برای درک اوتیسم ارائه میدهند
رویکردهای روان شناسی تکاملی، دیدگاه هایی مبتنی بر توانمندی برای درک اوتیسم ارائه میدهند
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن، جواد آل حبیب- اوتیسم: هوشهای اوتیستیک بهعنوان سازگاریهای تکاملی.رویکردهای روانشناسی تکاملی، دیدگاههایی مبتنی بر توانمندی برای درک اوتیسم ارائه میدهند.
برخی تواناییهای شناختی در افراد دارای اوتیسم تقویت شدهاند و به نظر میرسد که اوتیسم از نظر ژنتیکی با هوش بالا مرتبط است. ویژگیهایی مانند دقت در جزئیات، حساسیت حسی و تمرکز بر علایق خاص، از جمله صفاتی هستند که در افراد اوتیستیک دیده میشوند.
برخی از این تواناییهای اوتیستیک ممکن است در گذشته بهعنوان ویژگیهایی مفید برای بقا انتخاب شده باشند. نظریههای روانشناسی تکاملی میتوانند به ما کمک کنند تا این ویژگیها را عادیسازی کرده، به تفاوتهای فردی توجه کنیم و بیشتر بر تناسب فرد و محیط تمرکز داشته باشیم.
اخیراً من به بررسی روانشناسی تکاملی و دیدگاه آن نسبت به تفاوتهای عصبی، بهویژه اوتیسم، پرداختهام. پژوهشگرانی مانند سایمون بارون-کوهن، برنارد کرسپی و مارکو دل جودیس معتقدند که صفات اوتیستیک را نباید صرفاً بهعنوان نقص در نظر گرفت، بلکه میتوان آنها را نوعی هوشهای سازگار با شرایط زیستی خاص دانست که در طول تکامل شکل گرفتهاند.
تواناییهای شناختی خاصی در افراد طیف اوتیسم تقویتشدهاند.
بین ژنهای مرتبط با اوتیسم و هوش بالا، همپوشانیهایی وجود دارد.
ویژگیهای اوتیستیک بهطور قابل توجهی در حوزههایی مثل علوم، مهندسی و فناوری اطلاعات دیده میشوند.
از نگاه تکاملی، این یافتهها نشان میدهند که برخی ویژگیهای مرتبط با اوتیسم ممکن است بهطور مثبت انتخاب شده باشند، زیرا در محیطهای گذشته، مزیتهایی برای بقا یا تولیدمثل فراهم میکردهاند.
روانشناسان تکاملی میگویند این صفات ممکن است در فعالیتهایی مانند شکار، ابزارسازی، یا بعدها در جوامع کشاورزی، صنایع دستی و نوآوریهای فناورانه مفید بودهاند.

اوتیسم: هوش های اوتیستیک به عنوان سازگاری های تکاملی / رویکردهای روان شناسی تکاملی، دیدگاه هایی مبتنی بر توانمندی برای درک اوتیسم ارائه میدهند
دقت بالا در جزئیات
توانایی نظاممند کردن و تشخیص الگوها
حساسیت حسی
دقت ادراکی
تفکر مکانیکی
پردازش اطلاعات از پایین به بالا
دانش عمیق در حوزههای تخصصی
ایده اصلی این است که برخی نقشها یا موقعیتهای اجتماعی، بهویژه آنهایی که نیاز به دقت، نوآوری یا تمرکز عمیق دارند، این ویژگیها را ترجیح دادهاند. البته زمانی که این صفات شدت بیشازحد پیدا کنند یا با مشکلات زبانی و شناختی همراه باشند، ممکن است ناسازگار شوند.
این رویکرد به ما کمک میکند تا تفاوت بین افرادی با ویژگیهای اوتیستیک خفیف (زیرآستانهای یا سطح ۱) و کسانی با نیاز به حمایت بیشتر (سطوح ۲ یا ۳) را بهتر درک کنیم.
من اغلب در کار با مراجعان نورودیوِرجنت (با تفاوتهای عصبی)، جملهای به آنها میگویم که با این دیدگاه همراستا است:
«تو قدرتهای ویژهای داری؛ اما (همانطور که در فیلمهای مرد عنکبوتی گفته میشود) قدرت زیاد، مسئولیت زیادی هم بهدنبال دارد. مهم است که کِی، کجا و چقدر از این قدرت استفاده میکنی.»
این دیدگاه همچنین با یافتههای گستردهتر روانشناسی درباره صفات انسانی همخوان است:
اغلب ویژگیها در طیفی از شدت قرار دارند، نه صرفاً «هستند یا نیستند»، و در همه افراد – چه نوروتیپیک (عادی) و چه نورودیوِرجنت – به درجاتی وجود دارند.
هر ویژگی یک محدودهی «سازگار» دارد؛ هم کمبودن و هم زیادبودنش ممکن است مشکلساز باشد.
آنچه در یک محیط مفید است، ممکن است در محیطی دیگر آسیبزا باشد.
بهجای آسیبشمار دانستن، تفاوتهای عصبی را عادی و حتی تحسینبرانگیز بدانیم.
با دیدگاه «هوشهای چندگانه» و تمرکز بر نقاط قوت به افراد نگاه کنیم.
بیشتر بر تناسب فرد و محیط تمرکز کنیم، نه فقط تغییر دادن فرد.
هر فرد را منحصربهفرد ببینیم و حمایتهای واقعا متناسب با نیاز او ارائه دهیم.
در پستهای آینده، قصد دارم بیشتر دربارهی دیدگاه روانشناسی تکاملی نسبت به اوتیسم و سایر اشکال نورودیوِرجنت بودن بنویسم. با ما در اندیشه قرن همراه باشید!
پایان/*
.