[ad_1]

جراح عمومی ایالات متحده، Vivek H. Murthy، اخیراً توصیه ای در مورد سلامت روان و رفاه والدین صادر کرده است. مشاوره جراح عمومی در نظر گرفته شده است چالش های مهم بهداشت عمومی که نیازمند آگاهی و اقدام فوری کشور است. در حالی که من شک ندارم که والدین در این زمان تحت فشار شدیدی هستند، برچسب زدن به فرزندپروری به عنوان یک بحران بهداشت عمومی، آنچه را که به اعتقاد من جنبه هنجاری زندگی است به یک تجربه بیمارگونه تبدیل می کند. بیایید واضح بگوییم، فرزندپروری هرگز آسان نبوده است، اما آیا نسبت به بسیاری از دوره های دیگر در تاریخ اخیر (در زمان جنگ، کووید، بحران اقتصادی اوایل دهه 1980 یا دوره های دیگر) به طرز محسوسی استرس زاتر است؟
این توصیه نشان میدهد که میزان والدینی که گزارش میدهند در دهه گذشته به خوبی با استرس کنار میآیند بهطور پیوسته در حال کاهش بوده است و این دلیلی است که ما باید از نزدیک به نحوه تأثیر والدین بر مراقبان فرزندانمان نگاه کنیم. در حالی که حقیقتاً درست است، نمیتوانیم تغییرات فرهنگی در درک استرس و تمایل به نام بردن استرس سمی در زندگیمان را نادیده بگیریم که احتمالاً به افزایش اعداد کمک میکند. به طور عینی، آیا والدین نسبت به نسل قبل استرس بیشتری دارند؟ یا این مصنوع از یک تغییر فرهنگی در درک ما از استرس و این واقعیت است که کسی از والدین این سؤال را میپرسد؟
داستان واقعی در اینجا این است که والدین همیشه به طرز باورنکردنی استرس زا بوده است، اما اخیراً حمایت لازم برای مقابله با این استرس کاهش یافته است، زیرا خانوادهها تنهاتر، بیاعتمادتر شدهاند و از بافت اجتماعی جوامع خود جدا شدهاند. در حالی که همه اینها مایه تاسف است، به نظر می رسد بیش از حد آن چیزی را که جزء هنجاری زندگی خانوادگی است به عنوان یک بحران بهداشت عمومی برچسب گذاری کنیم، در حالی که در بسیاری از نقاط جهان استرس والدین به دلیل فقر باورنکردنی، طرد اجتماعی، جنگ بسیار بیشتر است. ، قحطی و ناآرامی سیاسی. گزارش جراح عمومی جوامعی را که بیشتر در معرض خطر استرس والدین هستند، نشان میدهد، اما این لحن هنوز یکی از بحرانهای عمومی است که بیشتر خانوادهها را تحت تأثیر قرار میدهد، چیزی که بیش از حد خوانده میشود.
بهعنوان یک محقق تابآوری، من اغلب خطر تعریف تجربه زندگی روزمرهمان را پر از خطر و مخاطره دیدهام. فقط به این فکر کنید که چگونه هر تجربه ناراحتی به طور معمول توسط والدین محافظ بیش از حد به عنوان اضطراب توصیف می شود، و زمانی که همه چیزهایی که ما تجربه می کنیم بخش های روتین رشد انسان و چرخه زندگی است، شروع به دیدن مشکل با پرتاب کردن برچسب های روانشناختی می کند. هذیان روانی توسط کسانی که مسئول سلامت عمومی هستند، تنها زمانی که یک بحران واقعی رخ می دهد، فراخوان بعدی را تضعیف می کند. اگر فرزندپروری را به بحران بعدی سلامت عمومی تبدیل کنیم، پس چگونه میتوانیم این استرس هنجاری را که بخشی از زندگی است از بحرانهای بسیار جدیتر بهداشت عمومی که در افق در پیش است، مانند چالشهای پیش روی کودکان واکسینه نشده که در معرض خطر مرگ ناشی از بیماریهای قابل پیشگیری هستند، متمایز کنیم. مثل سرخک و فلج اطفال؟
آیا وقتی استرس ناشی از فرزندپروری را خطری برای سلامت روان می نامیم، حسن نیت جمعی خود را برای اقدام در مورد مشکلاتی مانند خشونت با اسلحه در سطح جامعه کم می کنیم؟ البته در نقد ارائه شده توسط جراح عمومی هیچ مشکلی ذاتا وجود ندارد، اما پیام ممکن است پیامدهای ناخواسته و منفی داشته باشد اگر چالش های روزمره را به مشکلات پیچیده ای شرورانه تبدیل کند.
راه حل بهتر، و مطابق با نحوه ارتقای تاب آوری اجتماعی، این است که اذعان کنیم که والدین به حمایت نیاز دارند و شاید ما در برهه ای از تاریخ هستیم که درک بهتر و علمی تری از مداخلات متعددی داریم که می توانیم. باعث بهبود رفاه والدین و آبشار اثرات مثبتی که این امر بر سلامت کودک خواهد داشت. بر اساس پیشرفت های علمی اخیر نیاز به حمایت وجود دارد، اما فشار بر والدین همیشه وجود داشته است.
توصیههای موجود در مشاوره توصیههای خوبی هستند که مکانهای کار، دولتها و جوامع را در تغییر سیاستها و شیوهها برای کمک به خانوادهها دخیل میکنند. این همان نخ طلایی گزارش است. باید زودتر کارهای بیشتری انجام می دادیم. با این حال، من گمان می کنم که بیشتر توصیه های مربوط به مراقبت بهتر از سلامت روان برای والدین و حمایت مالی بیشتر از خانواده های جوان تا حد زیادی مورد توجه قرار نگیرد. صرف نظر از این، مردم زمانی عمل می کنند که یک بحران یا تهدید واقعی را درک کنند. این گزارش خلاصه ای روشنگرانه از فشار والدین امروزی است، اما بسیار پراکنده است، و در بسیاری از امور روزمره وجود دارد که باعث ایجاد هراس ما برای اقدام ملی نمی شود.
[ad_2]