به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن، جواد آل حبیب- پژوهشهای تازه نشان میدهند که یک نوع باکتری مفید، به نام Lactobacillus reuteri (ال. روئتری)، میتواند نقش مهمی در بهبود خلقوخو و کاهش علائم افسردگی پس از زایمان ایفا کند. این باکتری که در محصولات لبنی تخمیری مانند ماست و کفیر یافت میشود، نه تنها سلامت روده را بهبود میبخشد، بلکه با افزایش هورمون اکسیتوسین و کاهش کورتیزول، اثر آرامبخشی بر بدن دارد.
یافتههای کلیدی:
-
L. reuteri یک باکتری «سایکوبیوتیک» است که از طریق محور روده-مغز، به تعادل روانی کمک میکند.
-
در مطالعات حیوانی، مصرف این باکتری موجب بازگشت رفتارهای مادری طبیعی در موشهای دچار استرس شد.
-
موشهای مادر که تحت استرس قرار گرفته بودند، سطح کورتیزول بالاتر و سطح اکسیتوسین پایینتری داشتند، که باعث نادیده گرفتن نوزادانشان شد.
-
با مصرف L. reuteri، این رفتارهای منفی از بین رفت و رفتارهای مادری بازگشت.
-
در انسان نیز شواهدی از تأثیر مثبت این باکتری بر خلقوخو و کاهش افسردگی در مادران تازهزا مشاهده شده است.
از روده تا شیر مادر
جالب است بدانید که باکتریهای مفید مانند L. reuteri میتوانند از روده مادر وارد شیر او شده و از طریق تغذیه با شیر مادر به نوزاد منتقل شوند. این فرآیند میتواند به بهبود خلق نوزاد نیز کمک کند و اثر زنجیرهای مثبتی ایجاد نماید.
اثرات روانی و فیزیکی
این باکتری همچنین با تنظیم محور HPA (هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال)، در کاهش اضطراب و التهاب سیستمیک نقش دارد. التهاب مزمن یکی از عوامل موثر در بروز اختلالات خلقی از جمله افسردگی پس از زایمان است. افزون بر آن، مطالعات روی موشها نشان داده که مصرف L. reuteri میتواند موجب کاهش وزن نیز بشود، که خود به بهبود خلق کمک میکند.
کاربرد در انسان
در یک مطالعه ایتالیایی روی ۲۰۰ زن، ترکیب L. reuteri و Bifidobacterium breve در سه ماه اول پس از زایمان به بهبود خلقوخو کمک کرد. بنابراین، استفاده از منابع غذایی حاوی این باکتریها (مانند ماست، کفیر یا مکملهای پروبیوتیک) میتواند راهی طبیعی و ایمن برای مقابله با افسردگی پس از زایمان باشد.

آیا میکروب های روده می توانند افسردگی پس از زایمان را کاهش دهند؟
نقش مغز در حس ما نسبت به روده
روانزیستها از مسیر محور هیپوتالاموس–هیپوفیز–آدرنال (HPA axis) عمل میکنند. هیپوتالاموس مانند زبان مغز عمل میکند؛ خون را «میچشد» تا وضعیتهایی مانند گرسنگی، استرس و… را شناسایی کند.
اگر روده ما «تلخ» یا ناراحت باشد—even اگر خودمان متوجه نشویم—هیپوتالاموس آن را حس میکند و از طریق فعالسازی هیپوفیز و غدد فوقکلیوی، تولید کورتیزول را افزایش میدهد. به این ترتیب، یک ناراحتی گوارشی ساده میتواند به اضطراب منجر شود.
در صورت تداوم استرس، یک التهاب مزمن اما سطح پایین شکل میگیرد که به مرور ممکن است به کل بدن (حتی مغز) سرایت کند. در مادران تازهزایمانکرده، این روند میتواند محرکی برای بروز افسردگی پس از زایمان باشد.
اختلال در عملکرد هیپوتالاموس در افسردگی
هیپوتالاموس نقش کلیدی در تنظیم وزن، روابط اجتماعی، چرخه خواب، و پاسخ به استرس دارد—همه عواملی که در اختلالات افسردگی، از جمله PPD، مختل میشوند.
PPD همچنین با افزایش وزن نیز همراه است، که خود میتواند منجر به مشکلات متابولیکی و تشدید اضطراب و افسردگی گردد.
اما جالب اینکه، موشهایی که L. reuteri مصرف کردند، وزن کم کردند—احتمالاً به دلیل تغییرات مرتبط با افزایش اکسیتوسین.
آیا این روش برای انسانها نیز مفید است؟
اما این سوال پیش میآید: آیا این یافتهها در مورد موشها به انسانها نیز قابل تعمیم است؟
خوشبختانه، موشها و موشهای صحرایی در مطالعات روانزیستی شباهتهای قابل توجهی با انسان دارند. در مورد خاص L. reuteri، این باکتری در بدن انسان نیز به خوبی کلونیزه میشود—چه در کودکان و چه بزرگسالان. این باکتری روده را متعادل کرده و حتی میتواند تعداد و شدت اسهال را کاهش دهد.
مطالعه انسانی: تاثیر بر خلق مادر
در یک مطالعه ایتالیایی روی ۲۰۰ زن تازهمادر، مصرف ترکیبی از L. reuteri و Bifidobacterium breve در سه ماه اول پس از زایمان، منجر به بهبود خلق، کاهش خستگی، و کیفیت بهتر شیردهی شد.
از کجا L. reuteri دریافت کنیم؟
شما میتوانید L. reuteri را از مکملهای پروبیوتیکی دریافت کنید، اما همچنین میتوانید آن را خودتان در بدن رشد دهید؛ با مصرف فیبرهای پریبیوتیک مانند گالاکتو-الیگوساکارید (GOS).
همچنین، این باکتری در ماست و کفیر نیز یافت میشود—که از سادهترین روشها برای دریافت آن محسوب میشود.
انتقال باکتری مفید از مادر به کودک
میکروبهای مفید در روده مادر میتوانند توسط سلولهای دندریتیک جذب شده و از طریق سیستم لنفاوی به مجاری شیردهی منتقل شوند. از آنجا، این میکروبها وارد شیر مادر شده و به کودک میرسند—که باعث بهبود خلق نوزاد نیز میشود.
نوزاد خوشحالتر، مادری خوشحالتر خواهد داشت.
تصویر کلی افسردگی پس از زایمان
البته افسردگی پس از زایمان فقط یک عامل ندارد. ژنتیک، تغییرات هورمونی، کمخوابی، و استرس عمومی نیز نقش مهمی دارند.
با این حال، این مطالعات نشان میدهند که میکروبها نیز نقشی دارند—شاید نه در نقش اصلی، اما بدون شک بخشی از داستان هستند.
و این خبر خوبی است، چون ما میتوانیم میکروبیوم رودهمان را با رژیم غذایی بهبود دهیم. در مواجهه با افسردگی پس از زایمان، هر راهی که بتواند کمی از فشار این سندروم کم کند، ارزشمند ا
نتیجهگیری:
در حالی که ژنتیک، تغییرات هورمونی، کمخوابی و استرس، همگی از عوامل افسردگی پس از زایماناند، روده و میکروبیوم آن نیز نقش مهمی دارند. خبر خوب این است که میتوان این بخش را با تغذیه درست و مصرف مواد پروبیوتیک، تقویت کرد. برای مادران تازهزا، مشورت با پزشک درباره استفاده از ماست، کفیر یا مکملهای پروبیوتیک میتواند گامی ساده اما مؤثر برای بهبود سلامت روان باشد.
باید تحقیقات بیشتری انجام شود تا گونههای دقیق باکتریایی موثر بر خلق مادر و نوزاد شناسایی شوند.
تقریباً همه میتوانند از مصرف روزانه ماست یا کفیر سود ببرند.
اگر مادر تازهکاری هستید، با پزشکتان درباره این مواد غذایی ساده مشورت کنید.
رژیم غذایی اهرم قدرتمندی در سلامت روان است—و هرجا که بتوان کنترل داشت، باید آن را بهدست گرفت.
پایان/*
.