«این دختران اغلب به زنان موفق، مسئولیتپذیر و فوقالعاده همدل تبدیل میشوند که در تمام روابط، عادت دارند به نقش مراقبتی برگردند».
دختر والد شده فردی است که در گروه دوستان و محل کار، شخص مرجع است، اما در داخل، ممکن است با اضطراب، فرسودگی، کینه و «ترس مهلکی که اگر مراقبت را متوقف کنند، همه چیز فرو میریزد» دست و پنجه نرم کند، میافزاید کُسلوویتز. آنها ممکن است مراقبت را با ارتباط اشتباه بگیرند، میگوید گرووسف. اگر مراقب فرد دیگری از نظر عاطفی یا فیزیکی نباشند، ممکن است احساس کنند نیاز نیستند و در نتیجه، ارتباط واقعی نیست.
وسواس تقریباً کامل
دختران والد شده ممکن است متوجه شوند که مراقبت از امور، به «حفظ آرامش» در خانه کمک میکند. در نوجوانی و بزرگسالی، این موضوع ممکن است در قالب وسواس کامل در انجام وظایف مراقبتی ظاهر شود، اما در همه حوزههای زندگی آنها نیز دیده شود. «اگر همه چیز دقیقاً درست انجام شود—خانه تمیز باشد، لیست انجام شده باشد، همه مراقبت شوند—شاید کسی عصبانی نشود، چیزی فرو نریزد، و آنها سرزنش نشوند» میگوید گرووسف.
رغبت بر جلب رضایت دیگران
دختران والد شده آموزش دیدهاند که نیازهای دیگران را بر نیازهای خود ترجیح دهند و موافق بودن را تمرین کنند، و این ممکن است تبدیل به ارتباط ایمنی با خوشرفتاری با دیگران شود. در ذهنشان، اگر فقط اطرافیانشان را خوش نگه دارند، میتوانند عشق و دوستی آنها را تضمین کنند.
مشکل در درخواست کمک
آنها عادت کردهاند که در کنار دیگران حضور داشته باشند، بنابراین فکر کردن به تکیه کردن بر دیگران در زمان نیاز ممکن است بیگانه یا حتی ناامن به نظر برسد، میگوید گرووسف.
(احساس گناه) در بیان نیازهایشان
از آنجا که همیشه مجبور بودند نیازهای دیگران را بر نیازهای خود ترجیح دهند، دختران والد شده ممکن است احساس کنند نیازهایشان بار است، میگوید گرووسف. «اغلب احساس میکنند خودخواه یا احساساتی هستند وقتی نیازهای خود را بیان میکنند»، چون در گذشته اجازه اظهار آن را نداشتند.
علل والد شدن
دلایل متعددی وجود دارد که چرا والدین ممکن است به صورت عمدی یا غیرعمدی، نقش والد را بر عهده بگیرند. گاهی، این به دلیل نیازهای منطقی است؛ مثلا، یک کودک ممکن است تنها سخنگوی زبان انگلیسی در خانواده مهاجر باشد یا فرزند بزرگ در خانوادهای باشد که یکی از والدین بیماری لاعلاج دارد یا به تازگی بیوه شده است، میگوید کُسلوویتز. «در این موارد، کودک نقش مراقبتی را بر عهده میگیرد تا خانواده عملکرد بهتری داشته باشد».
در موارد دیگر، والد شدن ناشی از نارسایی عاطفی یا عدم حضور کافی والد است. «وقتی مراقب خیلی درگیر، منکوب یا فقط ناتوان در مدیریت زندگی بزرگسالی است، کودک ناخودآگاه برای پر کردن این خلأها جذب میشود»، میافزاید گرووسف. بنابراین، ممکن است در خانوادههایی که با بیماری، اعتیاد، طلاق یا استرس مالی مواجه هستند، شاهد والد بودن عاطفی باشید.
جس با وضوح خاطره است که در سن ۱۳ سالگی، صدای گریه برادر نوزادش را در اتاق والدین شنیده است. نیمههای شب بود و فردای آن روز مدرسه داشت، اما به دلیل گریه، نمیتوانست دوباره بخوابد. پس بلند شد و به اتاق والدین رفت تا او را آرام کند. او را از تختش برداشت، بطری شیر داد و او را در حالی که والدینش کنارشان خواب بودند، به خواب میبرد. آن شب خیلی خسته بود و حتی در اتاق والدینش خوابید.
جس، بزرگترین فرزند در خانوادهای که والدینش دائما دعوا میکردند، بزرگ شد و اغلب باید نقش میانجی در دعواهای آنان ایفا میکرد. در این مواقع، به عنوان حمایت عاطفی و همزمان به عنوان مراقب فیزیکی، برای برادران و خواهرانش نقش داشت، چون پدرش تمام وقت کار میکرد و مادرش از نظر جسمی در دسترس نبود.
داستان جس ممکن است منحصر به فرد باشد، اما تجربه دختر والد شده نسبتاً رایج است و بیشتر از تصور است. حدود ۱.۴ میلیون جوان در ایالات متحده این وضعیت را تجربه میکنند، اغلب به خاطر بیماریهای والدین، محدودیتهای فیزیکی، زندگی در خانوادههای تکوالدی، یا داشتن والدینی با بلوغ عاطفی ناکامل.
برای درک معنای بودن یک دختر والد شده و پیامدهای سلامت روانی آن، دو کارشناس در زمینه سلامت روان و تربیت کودکان را پیدا کردم. در این متن، هر آنچه باید درباره والد شدن دختران بدانید، همراه با راهکارهای بهبود و ترمیم در صورت تجربه شما یا کسی که میشناسید این وضعیت، آورده شده است.
درک مفهوم والد شدن دختران
«والد شدن دختران زمانی روی میدهد که کودک نقش مراقبتی ایفا میکند که با سن و مرحله رشد او سازگار نیست—چه از نظر فیزیکی، چه عاطفی یا هر دو»، میگوید رابین کوتلوویتز، دکترای روانشناس کودک و نویسنده کتاب «والد بودن پس از تجربههای تراژیک: چرخه را بشکنید و والد موردنظر خود باشید». این وضعیت نوعی تغییر نقش است که در آن کودک باید نیازهای والد را برآورده کند، زیرا والد نمیتواند یا نمیخواهد نقش مراقب بودن را بر عهده گیرد، اضافه میکند شولزکاف، رواندرمانگر خانواده و متاهل در لس آنجلس.
دو نوع والد شدن وجود دارد: ابزارین و عاطفی.
والد شدن ابزاری به زمانی اشاره دارد که کودک وظایف مراقبتی فیزیکی یا لجستیکی دارد—مانند پختن dinner یا آمادهسازی خواهر و برادران برای رفتن به مدرسه، میگوید کوتلوویتز.
در مقابل، والد شدن عاطفی به زمانی اشاره دارد که کودک حمایت روانی از والد را بر عهده میگیرد و نقش نوعی میانجی یا درمانگر را بازی میکند، او اضافه میکند.
در حالی که والد شدن ابزاری بیشتر قابل تشخیص است، والد شدن عاطفی بسیار مخربتر است. کودک والد شده، به نوعی محفظه احساسات بزرگسالان میشود که میتواند بر حس خودآگاهی و رشد او تأثیر منفی بگذارد، میگوید کوتلوویتز.
نشانههای دختر والد شده
در حالی که تمام جنسها ممکن است والد شوند، این پدیده بیشتر در دختران رخ میدهد به دلیل انتظارات فرهنگی و آموزشهای نهادینهشده، میگویند کارشناسان.
در بسیاری خانوادهها، وظایف عاطفی و ابزارین بر عهده دختران است، چون دختران اغلب تربیت میشوند تا مراقب و کمککننده باشند، میافزاید گروسکوف. «نه چون بهتر از پسرها در این کارها هستند، بلکه چون زودتر آموزش میبینند که کمک، بیقیدی و آگاهی عاطفی ویژگیهای خوبی هستند.» در خانوادههای نشاندار از تروما، ناکارآمدی و بیثباتی، این بار سنگین بیشتر میشود، و دختران جوان معمولاً احساس میکنند که کمک کردن امنیت و محبت را برایشان به ارمغان میآورد.
در ادامه، چند نشانه رایج والد شدن در دختران والد شده آمده است:
شخصیت بسیار آرام و سنجیده
کودک والد شده اغلب ظاهری بالغ و آرام دارد، اما این ویژگیها اغلب ریشه در انطباق مداوم و فشار روانی دارد، میگوید گروسکوف. آنها زود یاد میگیرند محیط اطرافشان را زیر نظر بگیرند، حالات روحی دیگران را بررسی کنند و رفتار خود را بر همین اساس تنظیم کنند، که ممکن است منجر به اجتناب از درگیری و خودسوزاندن شود، توضیح میدهد.
او به عنوان یک منبع برای برادران و خواهرانش گهگاهی نقش دارد، اما یاد گرفته است که زمان، شادی و دوران کودکی خود را پس بگیرد، و با زندگی برای خودش، نه دیگران، به حق خود برسد.
مراحل و راهکارهای مقابله و ترمیم
در ابتدا، اگر تجربه والد شدن دارید و در شکلدهی ذهن و یافتن روشهای سالم مقابله دچار مشکل هستید، بدانید که مشکلی ندارید—فقط تمرین زیادی کردهاید، تأیید میکند کوتلوویتز. «میتوانید یک سناریوی جدید انتخاب کنید.»
در ادامه، چند راهکار برای ترمیم و تغییر دیدگاه آورده شده است:
شناخت ترامتان
با شناسایی راهبرد بقا که ذهن شما بر پایه آن عمل میکند، شروع کنید، میگوید کوتلوویتز. برای بعضی ممکن است وسواس کامل بودن باشد، و برای دیگران، جلب رضایت دیگران. «آگاهی اولین قدم برای پسگرفتن قدرت است.»
پذیرش کمک بدون سیاست بازگشت
«وقتی کسی حمایت یا مهربانی ارایه میدهد، اجازه دهید بدون کماهمیت شمردن، توضیح یا درخواست چیزی در مقابل آن، آن را بپذیرید»، مشورت میدهد گرووسف.
پسگرفتن فضای عاطفیتان
اگر میخواهید رابطههای متقابل و صمیمی را تجربه کنید، مهم است که دیگر فقط محفظهای برای نیازهای والدین نباشید، میگوید کوتلوویتز. ممکن است گفتن این کار آسان نباشد، اما شایستهاید که فضای عاطفی برای خودتان نگه دارید.
یک درمانگر مورد اعتماد میتواند در شناسایی نیازهایتان، ابراز احساسات عاطفی بیشتر با شریک، و رها کردن guilt یا شرمساری برای خواستن مراقبت، راهنمایی کند.
قبل از کمک کردن، توقف کنید
«وقتی احساس میکنید باید چیزی را حل کنید یا کسی را مراقبت کنید، متوقف شده و بپرسید آیا واقعاً مسئولیت شما است»، میگوید گرووسف. آیا این مسئلهای است که یک دوست میتواند با چند کلمه از راهنمایی حل کند؟ اگر بله، نیازی نیست بیش از حد وارد شوید، مخصوصاً چون نقش والد بودن در مسئولیت نگهداشتن دوستانتان نیست.
وقتی درخواست دیگران را رد میکنید یا محدودیتی قائل میشوید، یاد بگیرید که «نه» بگویید بدون نیاز به توضیح بیش از حد یا عذرخواهی، میافزاید گرووسف. مهم است که به خودتان اولویت بدهید—این چیزی نیست که باید بابتش عذرخواهی کنید.
بازطراحی روابطتان
از خود بپرسید: در این رابطه، من کجا نقش حلکننده مشکلات را بر عهده دارم؟ در چه زمینههایی ممکن است در حال والد کردن دوستان یا شریکم باشم؟
به نحوهی افراط در احساس مسئولیت در روابط و نادیده گرفتن نیازهای خود توجه کنید. «نیازی نیست این روابط را ترک کنید—اما باید از وظایف بیشازحد بر عهده گرفتن در آنها دست بردارید»، میگوید کوتلوویتز.
به کودک درونتان اجازه بازی بدهید
«اگر هرگز فرصت نداشتید کودک باشید، حالا آن تجربیات را خودتان ایجاد کنید»، میگوید کوتلوویتز. برای مثال، ثبتنام در کلاس باله یا پیوستن به تیم فوتبال محلی، زیرا در دوران کودکی فرصت شرکت در فعالیتهای فوقبرنامه را نداشتید چون خیلی درگیر مسئولیتهای بزرگسالی بودید.
«لذت را غیرقابل معامله کنید»، توصیه میکند کوتلوویتز. «درمان فقط از طریق پردازش درد نیست بلکه از طریق انتخاب شادی نیز حاصل میشود.»
در نهایت،
با سپاس از هفت سال درمان و وجود همراهی همسر حمایتی، جس توانست بسیاری از ویژگیهای مخرب ناشی از والد شدن، مثل اولویت دادن به دیگران بر خود و احساس خشم یا بیتفاوتی نسبت به نیازهای شریکش، را کنار بگذارد. «اکنون از مراقبت از شریکم لذت میبرم چون او از من مراقبت میکند»، او میگوید. و هرچند احساس گناه زیادی بابت مراقبت شریکش داشت و فکر میکرد باید دهبرابر آن را جبران کند، او به او آموخت که پذیرش مراقبت اشکالی ندارد و او به خاطر عشق ورزیدن به او، از او محبت یا لطفی نمیخواهد.
شاخصهایی که نشان میدهد شما دختر والد شدهایدعلاوه بر آن، نکات تایید شده توسط کارشناسان برای درمان و بازیابی دوران کودکی شما
*دختر والد شده در مقابل سندرم دختر بزرگتراشان
مطابق تحقیقات، فرزند بزرگ خانواده بیشتر در معرض والد شدن است،2
درایال، اسان. کودکان به عنوان بزرگسالان: پژوهشی پدیدارشناسانه درباره فرآیند والد شدن. پایاننامه و رسالههای الکترونیکی دانشگاه تگزاس در تنسی، 2014.
به راحتی میتوان رابطه بین دختر والد شده و سندرم دختر بزرگتراشان، که عبارتی است برای توصیف مسؤولیتها و فشارهای منحصر به فرد دختر بزرگ در خانواده، برقرار کرد—اما این دو پدیده لزوماً همپوشانی ندارند.
«والد شدن نوعی الگوی خاص مبتنی بر ترومای است که در آن کودک مجبور میشود نقش والد را بر عهده بگیرد»، میگوید کوتلوویتز. سندرم دختر بزرگتراشان، اما، مفهومی کلیتر است و میتواند شامل نقش مدل نمونه بودن برای خواهر و برادران کوچکتر و نقش سازماندهنده در روابط خانواده سالم باشد، او توضیح میدهد. «همه دختران بزرگتراشان والد نیستند، اما بسیاری از دخترانی که والد شدهاند، دختر بزرگ خانواده هستند.»
خلاصهی کوتاه
دختران بزرگتراشان و دختران والد شده ممکن است وظایف مشابهی در خانه بر عهده داشته باشند، اما تفاوت اصلی در شدت مسؤولیتهای عاطفی و عملی است.
در حالی که دختر بزرگ ممکن است مسؤولیتهای بیشتری نسبت به خواهر و برادران کوچکتر خود داشته باشد، در مورد سندرم دختر بزرگتراشان، والد هنوز نقش والد را ایفا میکند، میگوید گرووسفکوف. «کودک ممکن است بیش از حد توان خود مسئولیت بر عهده بگیرد، اما ساختار اصلی رابطه حفظ میشود.»
«اگر دختر واقعا توانمند و حمایت شده باشد، این دیگر والد شدن نیست»، میافزاید کوتلوویتز. «اما اگر نقشهای بزرگسالی را برای تنظیم احساسات مراقبین ناپایدار بر عهده بگیرد، این والد شدن است—و هزینه روانی قابل توجهی دارد.»
همه دختران بزرگتراشان والد نیستند، اما بسیاری از دختران والد شده دختر بزرگ خانواده هستند. — رابین کوتلوویتز، دکتری
تأثیر والد شدن بر سلامت روان
مشکل زمانی بروز میکند که انتظار بر عهده گرفتن مسؤولیتهای بزرگسالی در کودکی باشد، چون سبب میشود فرد دائماً در حالت هشیاری بالا و فشار درونی نگه داشته شود، چون باید همیشه نیازهای والد را پیشبینی کند، توضیح میدهد گرووسفکوف. در بلندمدت، این وضعیت میتواند به احساس اضطراب، افسردگی، فرسودگی، هموابستگی و خستگی عاطفی منجر شود.
علاوه بر تبعات عاطفی والد شدن، تحقیقات نشان میدهد کودکانی که والد شدهاند، نسبت به دیگران، مصرف مواد مخدر و اعتیاد، بیکاری و زیرکاری، سلامت فیزیکی ضعیفتر و دستاورد تحصیلی پایینتری دارند. این افراد همچنین بیشتر مستعد توسعه روابط ناسالم هستند.
برخی دیگر از پیامدهای سلامت روانی والد شدن شامل موارد زیر است:
– مشکل در مرزگذاری و حد و مرز مشخص کردن
– همشناسی بیش از حد با نقش مراقبتی
– احساس گناه هنگام اولویت دادن به نیازهای خود
– زودهنگام دچار فرسودگی و خستگی
– جذب شریکهای عاطفی غیرقابلاطمینان یا نیازمند
– نگرانی مداوم و/یا افسردگی
– مشکل در کنترل کمالگرایی
– استقلال افراطی (هومر-ایندیپندنس)
– تمایل به رضایت دیگران
– مشکل در شناسایی نیازهای شخصی
در حالی که بسیاری از دختران والد شده بزرگ میشوند و فردی منظم، قابل اعتماد و آگاه عاطفی هستند، این ویژگیها غالباً پنهانکننده احساساتی مانند اضطراب، احساس گناه مداوم و دشواری در احساس امنیت در روابطی که نیاز به مراقبت ندارند، است، میگوید گرووسفکوف.
برای کودکان والد شده، سیستم عصبیشان در حالت عملکرد باقی میماند، توضیح میدهد گرووسفکوف. بنابراین، حتی در بزرگسالی، استراحت میتواند ناامن به نظر برسد، دریافت حمایت ممکن است به عنوان ضعف تلقی شود و نزدیکی بدون مراقبت اغلب احساس ناشناخته یا نالازم بودن را ایجاد میکند، اضافه میکند.
چطور والد شدن بر روابط تأثیر میگذارد
اگر فرصت نداشته باشید در کودکی تنها بدون تعهد و شرط و شروط مراقبت شدن را تجربه کنید، ممکن است در آینده احساس امنیت در روابط عاطفی کم شود و resentment (کینه و خشم درونی) در شما رشد کند، میگوید گرووسفکوف.
علاوه بر آن، درخواست حمایت از شریک زندگی ممکن است غیرممکن به نظر برسد، اضافه میکند. «ترس دارید که دیگران را باری از درد و رنج خود بکنید چون یاد گرفتید که درد، مسری است و بچهها باید آن را جذب کنند، نه به اشتراک بگذارند»، میگوید کوتلوویتز. در نتیجه، «کار عاطفی به حالت پیشفرض درمیآید»، میگوید گرووسفکوف.
شما ممکن است از باری که بر دیگران وارد میکنید، بترسید، چون آموختهاید که درد، مسری است و بچهها…