به عنوان بزرگسالان ، ما چندین نقش بازی می کنیم: به عنوان دوستان ، خواهر و برادران ، شرکای عاشقانه ، کارمندان ، کارفرمایان یا حتی والدین. هر یک از این نقش ها زمان ، تلاش و پهنای باند عاطفی ما را می طلبد. اما چه اتفاقی می افتد که خطوط محو شوند؟ هنگامی که یک دامنه به دیگری می ریزد ، ما را بیش از حد غرق می کند تا واقعاً در هر یک از آنها شرکت کنیم؟
با افزایش کار از راه دور ، تلفن های هوشمند و اتصال مداوم ، مرزهای بین این نقش ها به طور فزاینده ای متخلخل شده اند. ما در طول شام به ایمیل ها پاسخ می دهیم. ما از نظر ذهنی لیست مواد غذایی فردا را در وسط یک جلسه بزرگنمایی برنامه ریزی می کنیم. ما در طول یک پیک نیک خانوادگی تماس های کاری انجام می دهیم. این همه به نام “کارآمد” بودن است ، اما هزینه عاطفی پنهان وجود دارد.
این پدیده “نقش تار” نامیده می شود و طبق یک مطالعه 2024 از 191 زوج منتشر شده در مجله زناشویی و خانواده درمانی، این خطوط مبهم ممکن است بی سر و صدا روابط شما را از درون از بین ببرد.
نقش تار شدن موذی است ، به خصوص به دلیل اینکه بسیار عادی شده است. محققان دریافتند که نقش تاری به ویژه بر زنان تأثیر می گذارد. هنگامی که آنها از نظر روحی یا عاطفی از مسئولیت های خانه و خانواده در هنگام کار مشغول به کار هستند ، مانند پیام کوتاه با معلم فرزندشان در طول جلسه (الگویی به نام تار شدن نقش زندگی) ، این باعث افزایش چشمگیر پریشانی روانی ، از جمله علائم اضطراب و افسردگی می شود.
با گذشت زمان ، این پریشانی به روابط آنها می افتد و شروع به دور شدن از هر دو احساس رضایت از روابط و ارتباط شرکا می کند.
چگونه نقش تار بر ازدواج شما تأثیر می گذارد
وقتی از نظر ذهنی بین کارهای خانه و کار می پرید – حتی اگر فقط در ذهن شما باشد – مغز شما دائماً چرخ دنده ها را تعویض می کند. این می تواند به آنچه که به عنوان اضافه بار شناختی شناخته می شود ، منجر شود ، جایی که ظرفیت شما برای تمرکز ، تنظیم احساسات و ارتباط معنادار با دیگران از بین می رود.
محققان پیشنهاد می کنند که دقیقاً همانطور که نقش های شخصی و حرفه ای از بین می رود ، استرس یک شریک زندگی بر دیگری نیز انجام می شود. وقتی یکی مضطرب باشد ، دیگری اغلب آن را احساس می کند – چه از نظر عاطفی و چه از نظر رفتاری. و اثر موج دار می تواند باعث تضعیف ارتباط و افزایش درگیری شود و با کاهش رضایت از روابط برای هر دو همسر همراه است.
محققان توضیح می دهند: “با پریشانی بیشتر ، افراد می توانند رضایت روابط کمتری را تجربه کنند ، یا با داشتن کمتر قادر به سرمایه گذاری در روابط عاشقانه خود یا با بدبین تر ، بی تاب و تحریک پذیر ،”.
با گذشت زمان ، این در روابط نشان می دهد:
- بیشتر بحث و گفتگو ، بدون درک کامل چرا
- عقب نشینی ذهنی (شما از نظر جسمی حضور دارید ، اما از نظر عاطفی بررسی می شود)
- تجربه ناامیدی و تحریک پذیری بیشتر ، همدلی کمتر و کمتر از لحظه های شادی مشترک
- انرژی کمتری برای صمیمیت (نه فقط جسمی ، بلکه نزدیک بودن عاطفی)
- کاهش صبر و خوش بینی ، که برای پیمایش فراز و نشیب های روزمره هر زوج بسیار مهم است
چگونه “بار نامرئی” نقش تار را تشدید می کند
“بار نامرئی” لیست کارهای ذهنی است که هرگز خاموش نمی شود. این استرس پیش بینی شده برای به یاد آوردن قرار ملاقات دندانپزشک کودک شما و اطمینان از بررسی اینکه آیا شیر در یخچال وجود دارد یا خیر. این همه برنامه ریزی ، پیش بینی و سازماندهی در پشت صحنه است که زندگی را در حال حرکت نگه می دارد-و انجام این کار به تنهایی خسته کننده است.
و ، در حالی که هر دو شریک در ازدواج های مدرن ممکن است با هدف به اشتراک گذاشتن مسئولیت ها ، تحقیقات و تجربه زندگی به طور یکسان به ما بگویند که زنان همچنان به سهم شیر از کار روحی و عاطفی زندگی خانوادگی ادامه می دهند.
این کار ذهنی ، که غالباً ناشناخته و ناگفته می رود ، نوعی وظیفه شناختی چند وظیفه ای است که توجه و رفاه فرد را به سمت فرد سوق می دهد. و هنگامی که یک زن در حالی که همزمان برنامه ریزی ، سازماندهی و مدیریت تدارکات زندگی خانگی را انجام می دهد ، در حال حرکت به کار خود است ، او نه تنها بیش از حد مورد استفاده قرار می گیرد – او اغلب از نظر عاطفی پشتیبانی نمی شود.
نویسندگان مطالعه 2024 می نویسند: “از آنجا که تار شدن نقش زندگی در خارج از خانه خانواده اتفاق می افتد ، ممکن است که تظاهرات آن توسط شریک زندگی که از نظر جسمی در محل کار حضور ندارند درک شود.”
زنان غالباً کسانی هستند که در مورد آنچه باید انجام شود ، چگونه می توان کارها را به راحتی ادامه داد ، و چگونه می توان ارتباط عاطفی با شریک زندگی خود را پرورش داد ، مانند برنامه ریزی شب های تاریخ ، شروع مکالمات عمیق ، به یاد آوردن سالگردهای مهم و اطمینان از اینکه همه افراد در خانه از نظر عاطفی حمایت می کنند.
محققان می نویسند: “آنها ممکن است نقش مهمی در سازماندهی لحظات با کیفیت برای احساس نزدیک به شریک زندگی خود داشته باشند.” “این امکان وجود دارد که وقتی یک زن اضطراب ، افسرده یا تحریک پذیر باشد ، ممکن است کمتر صبور باشد و انرژی کمتری برای پرورش رابطه یا مراقبت از شریک زندگی خود داشته باشد ، که ممکن است به عنوان عدم علاقه یا عشق از طرف شریک زندگی خود تجربه شود.”
این امر حاکی از اهمیت شریک زندگی کمتر سنگین است که چنین کار عاطفی را تصدیق می کند و به طور فعال قدم می گذارد ، نه فقط با ارائه کمک در هنگام درخواست ، بلکه با ابتکار عمل و به اشتراک گذاری بار ذهنی.
هنگامی که همسرانشان مشارکت نمی کنند ، زنان می توانند فرسودگی ، تحریک پذیری و نارضایتی عمیق و ساکت را تجربه کنند – نه فقط به خواسته های کار و خانواده ، بلکه به سمت خود رابطه.
و این فقط روی زوجین با کودکان تأثیر نمی گذارد. حتی زنان بدون کودک غالباً خود را در تلاشند تا شغلی ، اهداف شخصی ، دوستی ، سرگرمی و مراقبت از خود را متعادل کنند-همه در حالی که کار عاطفی را در کنار هم انجام می دهند. استرس ممکن است متفاوت به نظر برسد ، اما به همان اندازه واقعی است.
همچنین شایان ذکر است که زنان به مراتب بیشتر از مردان برای شروع طلاق هستند و به طور قابل توجهی کمتر ازدواج می کنند. این یک تصادف نیست. هنگامی که زنان مجرد هستند ، آنها اغلب آزادی بیشتری را تجربه می کنند ، زمان بیشتری برای خود و بارهای مراقبت کمتری دارند. در مقابل ، زنان متاهل تمایل دارند سطح شادی پایین تری نسبت به همتایان مرد خود گزارش دهند ، عمدتاً به این دلیل که آنها بار سنگین عاطفی و لجستیکی را تحمل می کنند.
در حالی که تار شدن نقش و بار نامرئی ممکن است به اندازه مبارزات مالی یا درگیری های عمده قابل مشاهده نباشد ، اما می توانند به همان اندازه آسیب برساند. بدون فشار ، آنها استرس و قطع ارتباط مزمن ایجاد می کنند. اما حتی کوچکترین تغییرات در نحوه برقراری ارتباط و تقسیم مسئولیت ها می تواند فشار را کاهش داده و احساس مشارکت را دوباره زنده کند.
زیرا در پایان روز ، یک ازدواج سالم نباید مانند شغل دوم باشد. این باید مانند یک زندگی مشترک احساس شود – جایی که هر دو شریک ظاهر می شوند ، مشارکت می کنند و فضایی را برای شکوفایی یکدیگر ایجاد می کنند.
نسخه ای از این پست نیز در Forbes.com ظاهر می شود.