نگاهی به سریال «ناریا»؛ مشت محکمی بر دهان یاوه گویانِ خود تحقیر
"ناریا"در زبان کردی به معنای «قاصدک» است؛ نمادی لطیف و در عین حال پرمعنا که با مفاهیم حرکت، پیامآوری و روشنی درآمیخته است.
"ناریا"در زبان کردی به معنای «قاصدک» است؛ نمادی لطیف و در عین حال پرمعنا که با مفاهیم حرکت، پیامآوری و روشنی درآمیخته است.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن، نفیسه ترابنده– این روزها که از یکسو سریالهای شبکه نمایش خانگی در ناکجاآبادِ ابتذال و نزول ارزشهای اخلاقی و عرفی سیر میکنند و از سوی دیگر بازار سیاه وطن فروشی برای گدایی جوایز جشنوارههای سیاسی خارجی داغ است ؛ سریال ” ناریا” بی تردید مشت محکمی بر دهان یاوه گویانِ خود تحقیری است که ذلیلانه میکوشند تا تصویری سیاه و تلخ هم از کل کشور ایران و هم از مردمان آن بویژه زنان به جهان مخابره کنند.” ناریا” با تکیه بر ژانر پلیسی-امنیتی و با درونمایه سیاسی، با محوریت قرار دادن یک بانوی نخبه ایرانی بر موضوع اختراعات دانشمندان ایرانی و مقابله آنها با تهدیدهای خارجی توانسته داستان جذاب و چندلایه را روایت کند. انتخاب هوشمندانه خرده داستانهای هیجانانگیز و ریتم مناسب داستان با سکانداری فیلمساز ماهر و باتجربه جواد افشار سبب شده تا مخاطب این شبها پای شبکه یک سیما بنشیند و درمیان آه و نالههای دروغین و پوشالی قشر روشنفکرنما و غرب زده، تصویری شفاف و غرور انگیز از همت و پشتکار جوانان ایرانی را ببیند، جوانانی چون هوژان و آرش که در بحبوحه تحریمهای ناجوانمردانه تمام زندگی خود را وقف ساختن ايرانی آباد و سرافزار کردهاند.حضور یک دختر دانشمند در مرکز داستان آن هم از اقلیم کردستان تصویری تازه از زنان موفق و تاثیرگذار ارائه میدهد که با تکیه بر هوش و تلاش خود پابه عرصه نبرد جنگ نرم گذاشتهاند.
بی تردید نمایش دستاوردهای علمی دانشمندان ایرانی در قالب سریال میتواند به تقویت حس هویت ملی و غرور ایرانی در میان جوانان کمک کند و ” ناریا” بخوبی از عهده این رسالت خطیر برآمده است.تا قبل از ساخت مجموعه «گاندو» جواد افشاربه عنوان کارگردانی در عرصه ملودرامها و سریالهای اجتماعی شناخته میشد. سریالهایی مثل «پول کثیف»، «روز رفتن»، «روزهای زیبا»،«مادرانه»، «برادر» و «آنام» که در همه آنها پرداخت قصهای ملودرام فضای غالب کار را به خود اختصاص داده است. سریال ۱۰۰ قسمتی «کیمیا» که در فضای انقلاب و دفاع مقدس ساخته شد توانست افشار را در ردیف کارگردانان دفاع مقدسی قرار دهد، سریالی دشوار و عظیم که بخوبی توانست هم فضای قبل از اتقلاب و هم فضای بعد از انقلاب و دوران جنگ تحمیلی و هم فضای حال را به تصویر بکشد و حالا این فیلمساز کهنه کار که تبحر خاصی در ساخت سریالهای پرمخاطب تلویزیونی دارد، با کوله باری از تجارب ارزشمند در حالیکه فیلم موفق و ارزشمند “صیاد” را روی اکران دارد، به سراغ ساخت سریال پبچیده “ناریا” آمده است.
“ناریا”در زبان کردی به معنای «قاصدک» است؛ نمادی لطیف و در عین حال پرمعنا که با مفاهیم حرکت، پیامآوری و روشنی درآمیخته است. نکته جالبتر آنکه اگر این واژه را وارونه بخوانیم، به «ایران» میرسیم؛ و همین بازی ظریف زبانی، خود بار معنایی عمیقی به نام سریال میبخشد. فیلمساز با ظرافت نشان میدهد که تمامی معاندان جمهوری اسلامی از منافقین گرفته تا دموکراتهای تجزیه طلب برای تخریب کشور براحتی با رژیم منحوس اسرائیل و صهیونیستهای آدم کش همدست میشوند و جای پای صهیونیستها در تمام خرابکاری هایی که در کشور رخ میدهد، وجود دارد.
جدای از تیتراژ سریال که با فضاسازی از تصاویر مختلف، مخاطب را برای تماشای قصهای غیرمعمولی آماده میکند، قصه سریال هم ویژگی خاصی دارد. «ناریا» با سه قصه برای مخاطب شروع میشود و مخاطب را با ضرباهنگ تندتری فراتر از سریالهای تلویزیونی با قصه اصلی و قصههای فرعی تر داستان و حتی شخصیتها آشنا میکند. داستان خلافکارانی چون سامان و شوری و هانا و کتاب عتیقه و قاچاق الماس از یکسو و تلاشهای پلیس امنیت ایران به رهبری سرگرد رضوانی از سوی دیگر در کنار داستان اختراع دکتر هوژان ستوده و تلاشهای گروههای مختلف برای نفوذ در کارخانه ناریا و در آخر گریزی به قدرتهای ماورائی و جن و شیاطین در داستان میا و پدرش شومان( محمدرضا شریفی نیا).
” ناریا” که بیشتر فضای گانگستری جنایی دارد،بخوبی توانسته مخاطب را نسبت به اهمیت استقلال علمی و تهدیدهای پیشروی نخبگان آگاه سازد.مهمترین نقطه قوت فیلم این است که شخصیتهای داستان اعم از سیاه و سفید برای مخاطب قابل درک میباشند. مثلا فیلمساز با روایت داستان زندگی خانوادگی سامان بعنوان بدمن فیلم سعی کرده تا پیشینه ای قابل قبول از شکل گیری شخصیت او از کودکی تا تبدیل شدن به هیولای فعلی ارائه دهد. از آنطرف هوژان بعنوان یک دختر ایرانی هم جنبه عواطف و احساساتش نمایش داده میشود و هم استقلال و مقاومت او در عرصه فعالیتهای اجتماعی و علمی.
شیوه تصویربرداری پرنوسان و قاب بندیهایی متناسب با فضای معماگونه داستان و همچنین تدوین چند لایه و پویای اثر است که التهاب درونی حاکم بر ماجراها و رمز و راز میان کاراکترها را با نرمی به بیننده منتقل میکند؛ شگردی که در جریان برقراری ارتباط بیننده با سریال و آدمهایش از تکنیکهای مدرن کمک میگیرد. در واقع در ” ناریا” دو کفه فرم و محتوا در این اثر به میزان مساوی مورد توجه قرار گرفتهاند.
در پایان باید گفت مخاطب امروز، مخاطبی آگاه، نکتهسنج و جستوجوگر است. او با آثار مطرح جهانی آشنایی دارد و از تلویزیون و سینمای ایران نیز انتظار دارد تا از حیث کیفی، در تراز بالایی ظاهر شوند.تلویزیون طی این سالها سریالهای زیادی ساخته است که هدف اولیه آنها سرگرمی مخاطب بوده. در کنار آن سراغ آثاری رفته که علاوه بر برخورداری از عنصر سرگرمی، «حرفهای متفاوت» دارند. این کاری است که همه کشورها انجام میدهند و در قالب سریالهای سرگرمکننده، چشم مخاطب را به واقعیتها و مسائل کلان مملکتشان باز میکنند. آنها به خوبی از تأثیر آثار نمایشی آگاهاند و میدانند فیلم و سریال اثرات چند برابری نسبت به برنامهها در اقناع مخاطب دارند. فیلم و سریال ناخودآگاه مخاطب را نشانه میگیرد و آرامآرام او را به فکر وا میدارد.«ناریا» تلفیق خوبی از محتواهای استراتژیک و الزامات درام است که با وجود برخی ضعفها از جمله ابهاماتی که درباره برخی شخصیتها از جمله آذر و حشمت وجود دارد و یا آرایش غلیظ بازیگران زن که اصلا در شأن یک سریال رسانه ملی نیست، سریالی موفق و اثرگذار میباشد. فیلمساز توانسته گرههای داستانی را یک به یک با دقت و حوصله برای مخاطب باز کند و در این مسیر، تعلیقهای پیدرپی، تنوع شخصیتها و تداخل چند حوزه موضوعی در دل روایت، به شکلی در همتنیده و ساختاریافته شکل گرفته است که سبب میشود مخاطب هرشب مشتاقانه منتظر تماشای قسمت بعدی آن باشد.
*نفیسه ترابنده- کارشناش ارشد ادبیات و فعال فرهنگی
پایان/*
.