13:54 - 2025/05/10

چگونه می توانیم به بازماندگان از بلایای طبیعی و انسان کمک کنیم؟

[ad_1] در اینجا در شهر پذیرفته شده من در ونکوور ، مردم هنوز از قتل اخیر 11 نفر توسط مردی که عمداً SUV خود را به یک جشنواره شلوغ خیابان فیلیپینی سوار کرده است ، در حال بازگشت هستند. در میان قربانیان یک دختر 5 ساله و هر دو والدینش بودند. چن...

چگونه می توانیم به بازماندگان از بلایای طبیعی و انسان کمک کنیم؟

[ad_1]

در اینجا در شهر پذیرفته شده من در ونکوور ، مردم هنوز از قتل اخیر 11 نفر توسط مردی که عمداً SUV خود را به یک جشنواره شلوغ خیابان فیلیپینی سوار کرده است ، در حال بازگشت هستند. در میان قربانیان یک دختر 5 ساله و هر دو والدینش بودند. چندین نفر دیگر با جراحات جدی در بیمارستان بستری هستند.

در پی هر نوع فاجعه ، چه طبیعی (به عنوان مثال ، زمین لرزه ها ، سونامی ها) یا انسان ساخته شده (به عنوان مثال ، حملات اتومبیل ، تیراندازی در مدرسه) ، ممکن است زندگی بازماندگان عمیقاً تغییر یابد. عزیزان ممکن است فوت کرده باشند و خانه ها ممکن است از بین بروند. صدمات جسمی ممکن است شدید باشد و منجر به ناتوانی دائمی شود. و تأثیر روانی می تواند شدید و ماندگار باشد.

با این حال ، به عنوان یک قاعده کلی ، ما بسیار انعطاف پذیر تر از آنچه معمولاً تصور می شود ، و بیشتر افراد با گذشت زمان و در دسترس بودن حمایت های اجتماعی کافی ، ظرفیت غافلگیرکننده ای برای بهبود و بهبودی دارند.

در این پست ، من به طور خلاصه آنچه را که می دانیم در مورد تأثیر بلایای طبیعی ، چه طبیعی و چه انسان ساخته شده ، خلاصه می کنم. سپس من در مورد آنچه می توانیم برای حمایت از بهزیستی اجتماعی و روانی از بازماندگان از هر دو نوع رویداد انجام دهیم ، بحث می کنم. فقط برای روشن شدن: در این پست ، من در مورد بلایای حاد یا کوتاه مدت صحبت می کنم ، رویدادهایی که در مدت زمان بسیار کوتاهی شروع و پایان می یابد. در مناطق جنگی و شهرک های پناهندگان ، تنظیماتی که من در آن کار خود را انجام داده ام ، بلایای ممکن است مداوم باشد و تهدیدی به مراتب بیشتر برای سلامت روان و بهزیستی روانی اجتماعی باشد.

چگونه افراد تحت تأثیر فاجعه قرار می گیرند؟

هیچ پاسخ ساده ای برای این سؤال وجود ندارد ، زیرا عوامل زیادی بر نحوه تأثیر افراد تأثیر می گذارد. با این حال ، برخی از الگوهای ثابت وجود دارد:

1. مردم تمایل دارند که به شدت تحت تأثیر ظلم های انسان قرار بگیرند تا بلایای طبیعی. بشر می فهمند که بلایای طبیعی رخ می دهد.

در مقابل ، بلایای انسان به هیچ وجه “طبیعی” نیست. آنها نتیجه کسی است که عمداً باعث مرگ و ویرانی گسترده شده است. این یک عنصر اضافی به تجربه بازماندگان می افزاید: یک حس تغییر یافته از جهان به عنوان یک مکان عادلانه یا امن و رویارویی با تاریک ترین جنبه های انسانها – ظرفیت ایجاد آسیب های ناخواسته و عمدی به افراد دیگر.

2. کسانی که بیشترین خطر آسیب روانی را دارند ، کسانی هستند که مستقیماً تحت تأثیر قرار می گیرند. این شامل افرادی است که صدمات جسمی را تجربه کرده اند ، به ویژه اگر این امر منجر به ناتوانی مداوم شود ، و افرادی که اعضای خانواده ، خانه های خود و یا معیشت آنها را از دست داده اند. شاهدان همچنین ممکن است به شدت تحت تأثیر قرار بگیرند ، به خصوص اگر شاهد جراحات وحشتناک و مرگ باشند. 25 تا 30 درصد از بازماندگان تحت تأثیر مستقیم ممکن است PTSD ماندگار یا مزمن ایجاد کنند.

با این حال ، هرچه افراد دورتر از این فاجعه خارج شوند ، احتمال اینکه از نظر روانی به هر روشی ماندگار تحت تأثیر قرار بگیرند ، کمتر است. شاهد یک فاجعه در اخبار تلویزیون یا در رسانه های اجتماعی ممکن است ناراحت کننده باشد ، اما بعید است که باعث ایجاد آسیب های ماندگار شود. علیرغم نگرانی های هشدار دهنده رسانه ها در مورد تروما گسترده فراتر از حلقه فوری جوامع آسیب دیده ، به نظر می رسد این غیر معمول است.

3. در نتیجه فوری هرگونه فاجعه ، علائم پریشانی روانی واکنشهای طبیعی و متداول است ، نه علائم هرگونه اختلال. این بدان معنا نیست که شخصی PTSD یا هر اختلال روانپزشکی دیگری را ایجاد می کند. برای اکثریت مردم ، علائم تروما ، اضطراب یا افسردگی طی چند هفته کاهش می یابد ، به شرط اینکه آنها از خانواده و دوستان و جوامعی که متعلق به آنها هستند حمایت کنند (به عنوان مثال ، جوامع مذهبی ، مدارس ، سازمان های محله).

کمتر از یک سوم از بازماندگان احتمالاً علائم ماندگار اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) ، افسردگی یا اضطراب ایجاد می کنند. همانطور که قبلاً اشاره شد ، آنهایی که بیشترین خطر ابتلا به پریشانی مداوم را دارند ، کسانی هستند که مستقیماً در معرض دید قرار می گیرند و زندگی آنها مستقیماً تحت تأثیر قرار می گیرد. علاوه بر این ، افراد مبتلا به مشکلات روانی از قبل موجود ممکن است در معرض خطر ابتلا به آسیب دیدگی در اثر فاجعه قرار بگیرند.

4. یک اشتباه رایج این است که فرض کنیم که ماندگاری روانشناختی در درجه اول نتیجه خود فاجعه است. در حقیقت ، پریشانی مداوم نیز ناشی از همه تغییرات و چالش های ناشی از فاجعه است.

در پی هرگونه فاجعه ، مردم باید از دست دادن عزیزان ، با معلولیت جسمی ، با از دست دادن خانه ها و معیشت خود ، با سختی های اقتصادی و با تجربه آواره اگر نتوانند به خانه های خود بازگردند ، کنار بیایند. این عوامل استرس زا در حال انجام ، به طرز قدرتمندی در پریشانی که در بین بازماندگان فاجعه می بینیم نقش دارند. این امر بر اهمیت حیاتی ارائه پشتیبانی مادی و اجتماعی برای بازماندگان فاجعه تأکید می کند ، نه فقط در موارد اولیه این رویداد ، بلکه به روش های مداوم تا زمانی که آنها با زندگی پس از فاجعه خود تنظیم نشده باشند.

چه کاری می توانیم برای کمک به بازماندگان فاجعه در بهبود و بازسازی زندگی آنها انجام دهیم؟

فهمیدن چگونگی مفید بودن به معنای درک نیازهای انواع مختلف بازماندگان فاجعه در نقاط مختلف در زمان است.

1. در نتیجه فوری یک فاجعه ، اولویت باید در حال ایجاد مجدد ایمنی جسمی ، اتصال مجدد اعضای خانواده جدا شده از این رویداد ، ارائه اطلاعات در مورد کمک به محل کمک (به عنوان مثال ، کمک پزشکی ، پشتیبانی از مسکن ، کمک های حقوقی) و بسیج شبکه های پشتیبانی اجتماعی – خانواده ، دوستان ، رهبران جامعه ، سازمان های خدمات اجتماعی باشد. این زمان برای ارائه خدمات حرفه ای بهداشت روان نیست ، بلکه برای بسیج و تقویت شبکه های پشتیبانی اجتماعی طبیعی استبشر

یک رویکرد متداول که در این مرحله مورد استفاده قرار می گیرد ، کمکهای اولیه روانشناختی نامیده می شود ، که مستلزم تمام فعالیتهایی است که من فقط به آنها اشاره کردم ، به همراه آموزش افراد برای گوش دادن به افراد ، در حالی که هرگز آنها را تحت فشار قرار نمی دهد تا در مورد تجربه خود از فاجعه ای که تازه زنده مانده اند صحبت کنند. این است نه فرصتی برای چیزی به نام دفع استرس حادثه بحرانی ، یا CISD ، مداخله ای که در ابتدا برای مداخلات خط اول (پلیس ، کادر پزشکی فوریت های پزشکی ، آتش نشانان) ایجاد شده است که زمانی بسیار محبوب بود اما از آن زمان نشان داده شده است که به جای تسهیل بهبود روانشناختی پیچیده است.

این مرحله اول جایی است که سازمان های جامعه و آیین های مذهبی می توانند نقش مهمی در کمک به بازماندگان در ایجاد ضررهای خود داشته باشند و اندوه کنند. شناخت عمومی حمایتی از ضررهایی که مردم تجربه کرده اند می تواند از نظر روانشناختی مفید باشد ، همانطور که می تواند تعهد عمومی برای اطمینان از امنیت افراد در پی فاجعه باشد.

2 بعد از چند هفته ، بیشتر افراد شروع به بهبودی می کنند و به تدریج به سطح عملکرد قبل از فاجعه خود باز می گردند. با این حال ، اقلیت قابل توجهی از افراد همچنان علائم PTSD ، افسردگی و/یا اضطراب را تجربه می کنند. در اینجا ، مداخلات روانی اجتماعی مبتنی بر جامعه مانند برنامه مهارت های بازیابی روانشناختی (SPR) می تواند بسیار مفید باشد. SPR ، که به افراد کمک می کند تا انواع مهارت های مقابله پس از فاجعه را توسعه دهند ، می توانند توسط اعضای آموزش دیده جامعه و در تنظیمات جامعه که فاقد ننگ بالقوه کلینیک های بهداشت روان هستند ، اجرا شود.

درمان رفتاری شناختی با محوریت تروما (TF-CBT) نیز ممکن است در این مرحله مفید باشد ، اگرچه بحث در مورد اینکه آیا در این مرحله دوم بهتر است یا پس از گذشت زمان اضافی ، بحث و گفتگو وجود دارد و برخی از افراد همچنان علائم PTSD یا سایر اختلالات را تجربه می کنند. سایر منابع غیرحرفه ای ، مانند یوگا ، کلاس های ذهن آگاهی و ورزش بدنی ، ممکن است به افراد کمک کند تا وضعیت عاطفی خود را دوباره تنظیم کنند و آرامش بیشتری پیدا کنند.

3 بعد از یک یا دو ماه ، افرادی که هنوز با پریشانی شدید دست و پنجه نرم می کنند ممکن است از حمایت حرفه ای سلامت روان بهره مند شوند. چندین روش درمانی پشتیبانی شده از نظر تجربی وجود دارد که می تواند به افراد بر غلبه بر آسیب های مربوط به فاجعه ، افسردگی و اضطراب کمک کند. بزرگترین موانع احتمالاً ننگ اجتماعی است که به دنبال روان درمانی و عدم وجود خدمات بهداشت روان از نظر فرهنگی در جوامع تحت تأثیر فاجعه یا نزدیک است.

دولت های محلی می توانند خدمات دسترسی و کلینیک های تلفن همراه را تأمین کنند ، از این طریق دسترسی متخصصان بهداشت روان را گسترش می دهند و متخصصان حرفه ای را به مناطقی که بیشترین نیاز را دارند ، آموزش داده اند. و ایجاد هرگونه پشتیبانی از سلامت روان در درک کاملی از اعتقادات محلی مربوط به رنج و بازیابی می تواند میزان استفاده و سودمند خدمات را افزایش دهد.

4. فعالیت می تواند یک پادزهر قدرتمند برای احساس ناتوانی باشد که فاجعه می تواند ایجاد کند. به عنوان مثال ، بازماندگان از تیراندازی های مختلف مدرسه ، مانند تیراندازی در مدرسه Parkland ، به طرفداران بسیار مشهود در قانون کنترل اسلحه تبدیل شده اند. بازماندگان از بلایای زیست محیطی مانند فاجعه کانال عشق ، به حمایت از حفاظت های بیشتر محیط زیست و دستیابی به جبران خسارت از شرکت هایی که آگاهی از آلودگی آب و زمین محلی آنها باعث بیماری گسترده و مرگ شده است ، رفته اند.

برای یافتن یک درمانگر در نزدیکی خود ، بازدید کنید در روانشناسی امروز فهرست درمانی.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان