شیفتگی انسان با محرک ها عمیقاً در زیست شناسی ما ریشه دارد. این که آیا این وزوز پر انرژی کافئین است ، تمرکز تیز شده توسط داروهای تجویز شده مانند متیل فنیدات یا آمفتامین ها ، یا عجله طبیعی آدرنالین در زمان خطر ، محرک ها به عملکردهای اصلی مغز ما می روند که به ما کمک می کنند تا زنده بمانند (Volkow ، Wang ، Fowler و Telang ، و Telang ، 2009). با این حال ، در حالی که این مواد می توانند مزایای کوتاه مدت قدرتمندی را ارائه دهند ، استفاده گسترده آنها ، به ویژه در درمان سلامت روان ، به یک رویکرد متفکرانه و محتاط نیاز دارد.
میل تکاملی برای محرک ها
انرژی ، هوشیاری و تصمیم گیری سریع برای بقا در طول تکامل انسان بسیار مهم بود. کسانی که می توانند به سرعت در مواجهه با خطر بسیج شوند و برای محافظت از یک اردوگاه یا پیگیری طعمه بیشتر از خواب بیدار بمانند ، شانس بهتری برای عبور از ژن های خود داشتند. مغز برای پاداش و اولویت بندی حالات افزایش هوشیاری و تمرکز ، که اغلب توسط انتقال دهنده های عصبی مانند دوپامین و نوراپی نفرین واسطه می شوند ، تکامل یافته است. این مواد شیمیایی پاداش ، انگیزه و آمادگی عمل را نشان می دهد (Nieoullon ، 2002).
محرک ها به طور مصنوعی این سیستم ها را تقویت می کنند. آنها فعالیت دوپامین و نوراپی نفرین را در مغز افزایش می دهند و از افزایش طبیعی که در لحظه های بحرانی زندگی یا مرگ رخ می دهد ، تقلید می کنند. این پیشرفت احساس لذت بخش ، تیزتر کردن توجه ، انرژی و خلق و خوی دارد – مغز ما به طور تکاملی به جایزه می رسد.
بر خلاف داروهایی که برای اصلاح “کمبود” یا عدم تعادل (مانند داروهای ضد افسردگی که سطح سروتونین پایین را بالا می برند) طراحی شده اند ، محرک ها عملکردهایی را که قبلاً در همه وجود دارند تقویت می کنند. آنها ناهنجاری را “عادی” نمی کنند. آنها آنچه را که وجود دارد ، افزایش می دهند و به سیستم های مغزی در دسترس جهانی که باعث عمل و توجه می شوند ، می شوند. به همین دلیل است که همه افراد بعد از استفاده از محرک ، بدون توجه به اینکه معیارهای تشخیصی را برای یک اختلال رعایت کنند یا نه ، احساس تمرکز تر ، پرانرژی تر و انگیزه بیشتری می کنند.
چگونه محرک ها با سایر داروهای سلامت روان متفاوت هستند
بیشتر داروهای روانپزشکی با هدف اصلاح یا جبران عدم تعادل خاص انجام می شود. به عنوان مثال ، داروهای ضد افسردگی با افزایش انتقال سروتونین و نوراپی نفرین به دنبال افزایش خلق و خوی کم هستند. داروهای ضد روانپزشکی برای کاهش فعالیت بیش از حد دوپامین همراه با توهم و توهم کار می کنند. داروهای ضد اضطراب اغلب انتقال دهنده های عصبی آرامش بخش مانند GABA را برای کند کردن مدارهای نگرانی بیش از حد فعال می کنند (استال ، 2013).
با این حال ، محرک ها آنقدر “صحیح” نیستند که آنها “شارژ” می کنند. آنها یک پیشرفت گسترده و غیر خاص از انرژی ذهنی ، کنترل تکانه و انگیزه را فراهم می کنند. آنها باعث می شوند فرآیندهای مغز حداقل در کوتاه مدت سریعتر و مؤثرتر اجرا شود. در حالی که برای افرادی که دارای اختلال کمبود توجه/بیش فعالی (ADHD) هستند ، این پیشرفت آنها را به یک پایه عصبی نزدیک می کند ، برای افراد بدون ADHD ، همان اثر محرک می تواند عملکرد را فراتر از سطح طبیعی قرار دهد-از این رو استفاده گسترده و غیر نمایشی در بین دانشجویان ، متخصصان و حتی پرسنل نظامی است.
این تمایز بسیار مهم است: محرک ها تقویت عملکرد را فراهم می کنند ، نه لزوماً درمانی. آنها ابزارها را تیز می کنند. آنها اساساً ماهیت مجموعه ابزار را تغییر نمی دهند. در موارد اختلال عملکرد واقعی (مانند ADHD) ، این تیز کننده مزایای تغییر دهنده زندگی را به همراه دارد. برای کسانی که در حال حاضر در یک محدوده عادی کار می کنند ، می تواند یک میانبر وسوسه انگیز ایجاد کند که خطرات ذاتی را به همراه دارد.
چرا احتیاط ضروری است
اگرچه محرک ها می توانند به شدت مفید باشند ، اما با خطراتی روبرو می شوند که نمی توان از آن غافل شد. اول ، از آنجا که محرک ها بر روی سیستم های پاداش و انگیزه عمل می کنند ، پتانسیل قابل توجهی برای وابستگی روانی دارند. مغز به سرعت می آموزد که این مواد شیمیایی باعث می شود زندگی بهتر ، واضح تر و قابل کنترل تر باشد. با گذشت زمان ، مغز ممکن است کمتر قادر به ایجاد تمرکز و انرژی بدون آنها باشد (Wilens & Spencer ، 2010).
دوم ، استفاده مزمن می تواند سیستم های بیولوژیکی را فراتر از حد تکاملی خود قرار دهد. مغز ما برای افزایش دوره ای دوپامین و نوراپی نفرین طراحی شده است ، نه برای تحریک مداوم. استفاده بیش از حد می تواند سیستم های پاداش طبیعی را تنظیم کند ، منجر به تحمل شود (جایی که برای دستیابی به همان اثرات به دوزهای بالاتر نیاز است) و در برخی موارد ، در صورت وجود محرک ، الگوهای فرسودگی ، اضطراب یا حتی افسردگی را ایجاد می کند.
nootropics ضروری می خواند
سوم ، استفاده از محرک می تواند به جای حل آنها ، مسائل اساسی را نقاب کند. کودکی که به دلیل اضطراب ، تروما یا تناسب آموزشی ضعیف با توجه به توجه می پردازد ، ممکن است به طور موقت بهتر بر روی یک محرک عمل کند ، اما مسائل واقعی همچنان تحت فشار قرار نمی گیرد. به همین ترتیب ، یک فرد بالغ که تحت تأثیر تعادل کار و یا چالش های عاطفی تحت درمان قرار نمی گیرد ، ممکن است محرک ها را در روز قابل کنترل کند-در هزینه تأخیر در تغییر زندگی لازم.
چرا کمبود محرک وجود دارد؟
در سالهای اخیر ، ایالات متحده و سایر کشورها با کمبود متناوب داروهای محرک مانند اددرال و ریتالین روبرو شده اند. این کمبودها ناشی از تقاطع پیچیده مسائل مربوط به نظارتی ، تولید و تقاضا است (شاو ، 2023).
یکی از دلایل اصلی شکنندگی زنجیره تأمین است. محرک ها به عنوان مواد کنترل شده برنامه II طبقه بندی می شوند ، به این معنی که آنها سهمیه تولیدی دقیق دارند که توسط سازمان های دولتی برای محدود کردن سوء استفاده احتمالی اعمال می شود. این سهمیه ها سالانه تنظیم می شوند و به راحتی با افزایش ناگهانی تقاضا تنظیم نمی شوند. اگر تعداد بیشتری از بیماران مبتلا به ADHD تشخیص داده شوند یا بیشتر بزرگسالان به دنبال دارو باشند ، همانطور که پس از بردار اتفاق افتاده است ، تولید کنندگان نمی توانند به سرعت تولید را افزایش دهند.
علاوه بر این ، تقاضا به میزان قابل توجهی افزایش یافته است. افزایش آگاهی از ADHD در بزرگسالان ، پذیرش بیشتر درمان سلامت روان و افزایش همه گیر در تجویز از راه دور ، به افزایش قابل توجه در نسخه های محرک کمک کرده است. در حالی که خدمات Telehealth دسترسی را گسترش داده اند ، گاهی اوقات منجر به شیوه های تشخیصی و تجویز دقیق کمتری شده اند که از ظرفیت مدلهای عرضه سنتی فراتر رفته است.
سرانجام ، تنگناهای تولیدی نقش داشته اند. شرکت های داروسازی با کمبود نیروی کار ، کمبود مواد اولیه و مشکلات کنترل کیفیت روبرو شده اند که باعث ایجاد اختلال در تولید می شود. حتی یک خط تولید متوقف شده برای یک تامین کننده اصلی می تواند موج هایی را در سراسر سیستم مراقبت های بهداشتی ایجاد کند و در نتیجه کمبود ماهها ایجاد شود.
با هم ، این عوامل نشان می دهد که ، اگرچه محرک ها برای بسیاری از افراد از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند ، اما دسترسی مداوم به آنها به طور مداوم دشوارتر شده است. این غیرقابل پیش بینی بیشتر بر لزوم تجویز متفکرانه و دقیق تأکید می کند – محرک های دارای محرک برای مواردی که واقعاً مورد نیاز هستند ، نه به عنوان یک رفع سریع یا تقویت کننده جهانی.
افکار نهایی
سیم کشی تکاملی مغز توضیح می دهد که چرا محرک ها احساس می کنند که تقریباً برای همه “کار می کنند”. آنها سیستمهایی را که اجداد ما برای بقا به آنها اعتماد داشتند ، فعال می کنند. در تنظیمات بالینی ، به ویژه برای ADHD ، آنها می توانند زندگی را با این امکان که افراد بتوانند در سطحی که قبلاً دست نیافتنی بودند ، کار کنند ، زندگی را تغییر دهند. با این حال ، قدرت محرک ها دو لبه است. آنها یک درمان نیستند. آنها تقویت می شوند. آنها اساساً بهبود نمی یابند. اعتماد بیش از حد یا استفاده گاه به گاه می تواند ما را به سمت مشکلات عمیق تر سوق دهد. این ممکن است به سیستمهایی که به طور موقت تقویت می کنند ، آسیب طولانی مدت ایجاد کند.
علاوه بر این ، کمبودهای اخیر دلیل دیگری برای احتیاط را برجسته می کند: محرک ها یک منبع محدود و کاملاً کنترل شده هستند. با افزایش تقاضا ، تجویز مسئول ، آموزش بیمار و آگاهی عمومی گسترده تر برای اطمینان از این ابزارهای قدرتمند برای کسانی که واقعاً به آنها احتیاج دارند ، در دسترس است.
هدیه محرک ها باید با خرد همراه باشد تا از آنها با اندیشه ، کم و زیاد و در چارچوبی استفاده کند که اولویت بندی پرداختن به کل شخص را در اولویت قرار دهد – فقط باعث تقویت عملکرد نیست.