11:35 - 2025/04/27

چرا درونگراها اینقدر غالباً و ناعادلانه هستند

[ad_1] وقتی به افرادی فکر می کنید که بیشتر از همه به عنوان شایسته توجه شما متمایز هستند ، بعید است که یک درونگرا برای اولین کسی باشد که به ذهنش خطور می کند. درعوض ، برونگراهای پر سر و صدا ، که به راحتی با هر کسی و همه درگیر می شوند ، احتم...

چرا درونگراها اینقدر غالباً و ناعادلانه هستند

[ad_1]

وقتی به افرادی فکر می کنید که بیشتر از همه به عنوان شایسته توجه شما متمایز هستند ، بعید است که یک درونگرا برای اولین کسی باشد که به ذهنش خطور می کند. درعوض ، برونگراهای پر سر و صدا ، که به راحتی با هر کسی و همه درگیر می شوند ، احتمالاً شما را به سمت آنها سوق می دهند. مانند یک پروانه به شعله ، مردم به راحتی مورد توجه انواع و اقسام و سرگرم کننده ها ، سرگرم کننده ها و صحبت های خود قرار می گیرند. حتی اگر دقیقاً این توصیف را متناسب نکنید ، یا شاید به خصوص اگر این کار را نکنید ، ساده تر بودن در اطراف کسی که چرخ های تعامل اجتماعی را صاف می کند ، ساده تر است.

اسطوره های زیادی در مورد درونگراها وجود دارد که در درجه اول روی عدم علاقه به افراد دیگر تمرکز می کند. ترجیح آرام و تنهایی به اشتباه به عنوان سردی درک می شود. هرچه دردناک باشد این می تواند برای شخصی که از این نوع تعصب رنج می برد ، می تواند عواقبی نیز داشته باشد که فراتر از احساسات صدمه دیده باشد. تحقیقات جدید نشان می دهد که درونگرایی در محیط کار می تواند عواقب مالی قابل توجهی داشته باشد.

ضرر درونگرایی در کار

با معرفی این مشکل در مطالعه جدید خود ، Mallory McCord (2025) دانشگاه Old Dominion (2025) خاطرنشان می کند که اگرچه “پاسخ های منفی به درونگرایی در محیط کار در مطبوعات مردمی مورد بحث قرار گرفته است … امتحانات علمی این موضوع اخیراً آغاز شده است.” دو فرآیند ممکن وجود دارد ، او ادامه می دهد ، که می تواند این امر را به خود اختصاص دهد. “فرآیند هدف محور” نشان می دهد که درونگراها رتبه های پایین خود را ایجاد می کنند زیرا درونگرایی آنها در عملکرد شغلی آنها تداخل دارد. با استناد به مثال یک معلم ، این بخشی از توضیحات شغلی است که شما با دانش آموزان خود درگیر می شوید و اگر این کار را نکنید ، رتبه های شما مهم نیست که چقدر در مورد موضوعی که تدریس می کنید بدانید. فرایند متضاد “کلیشه محور” است که در آن هیچ مشکلی با عملکرد درونگرا وجود ندارد. مشکل این است که افراد دیگر به این کلیشه اعتقاد دارند که درونگراها سرد و غیر دوستانه هستند. این تعصب ارزیابی های آنها را رنگ می کند و آنها را از قادر به قضاوت های عینی باز می دارد.

مک کورد اظهار داشت که این دومین فرایندی است که در پشت مشکلات درونگراها می تواند در محل کار باشد. او معتقد است که با ردیابی تاریخ کلیشه ها در مورد درونگراها در محل کار به انقلاب صنعتی ، هنگامی که شغل مردم از مزارع به مراکز شهری منتقل می شود ، نیاز به ایجاد “خودآموز و مستقل” بوجود آمد. این اولویت تا به امروز ادامه دارد ، به ویژه در مشاغل که تقاضای زیادی برای تعامل بین فردی دارند. هدف از مطالعه وی شناسایی کلیشه های درونگرا-اکسترانویی و نشان دادن نحوه بازی آنها در محیط کار بود.

کلیشه های درونگرایی چگونه به نظر می رسند

کار محقق قدیمی دانشگاه Dominion مبتنی بر آنچه “مدل محتوای کلیشه” (SCM) نامیده می شود ، براساس آن مردم در طول ابعاد گرما و صلاحیت مورد قضاوت قرار می گیرند (یا اشتباه می شوند). آنچه برای درونگراها اتفاق می افتد این است که کمبود گرمای آنها با کمبود صلاحیت در هم می پیوندد و بنابراین عملکرد آنها صرفاً بر اساس جهت گیری متمرکز درون آنها رتبه بندی می شود.

در یک مطالعه اولیه و کیفی بزرگسالان (متوسط ​​23 سال) که در دانشگاه قدیمی Dominion شرکت می کنند ، مک کورد از شرکت کنندگان خواسته است تا به سؤالات باز توصیف کنند که توصیف یک درونگرا و یک برونگراست. در بررسی کلیشه هایی که از این پاسخ ها پدیدار می شوند ، نویسنده مشاغلی را که نیاز به تعامل اجتماعی از کسانی که انجام نمی دهند ، جدا کرد. به طور کلی ، همکاران درونگرا به عنوان صلاحیت کمتری نسبت به افراد برونگرا توصیف می شدند ، اما فقط برای شغل هایی که دارای خواسته های اجتماعی بالایی هستند. با این وجود ، کلیشه ها به راحتی در پاسخ های مکتوب افراد به سریع تشخیص داده شد.

McCord با حرکت به آزمایشات کمی از SCM در مورد درونگراها ، نمونه های آنلاین را استخدام کرد که گرما و صلاحیت درونگراها را نشان می دادند و نه بر خصوصیات واقعی خود ، بلکه در مورد چگونگی مشاهده “اکثر آمریکایی ها” آنها را در محل کار. الزامات اجتماعی شغل خود شرکت کننده نیز به نتایج رسیدگی شد و در مطالعه سوم و نهایی ، مک کورد تأثیر شخصیت خود شرکت کننده را آزمایش کرد (درونگرا ، برونگرا یا Ambivert – Ie). او با تعجب گفت که ممکن است درونگراها نسبت به سایر افراد درونگرا مغرضانه باشند.

شما می توانید با رتبه بندی این موارد در مقیاس “نه به هیچ وجه” ، تمرین رتبه بندی کلیشه را برای خودتان امتحان کنید:

صلاحیت: صالح ، اعتماد به نفس ، مستقل ، رقابتی و باهوش.

گرما: تحمل ، گرم ، خوش اخلاق و صادقانه.

نتایج مطالعه سوم پشتیبانی بیشتری از SCM ارائه داد ، اما برخلاف پیش بینی ها ، نه الزامات شغلی و نه رتبه بندی شخصیت خود شرکت کنندگان تفاوت ایجاد نکرد. در سراسر هیئت مدیره ، درونگراها رتبه های کمتری از گرما و صلاحیت دریافت کردند. بنابراین به نظر می رسد که کلیشه ها در مورد شخصیت های افراد و توانایی های آنها بسیار عمیق است و بر این که آیا یک کار نیاز به خصوصیات خاصی دارد یا حتی اینکه کسی با شخصیت شخصی شما مطابقت داشته باشد ، غلبه می کند.

این برای سرنوشت درونگرا چه معنی دارد؟

این یافته ها می تواند پیامدهای ناخوشایندی برای افراد پرخطر داشته باشد. اگر کلیشه های مربوط به توانایی های آنها زنده و خوب باشد ، به نظر می رسد که آنها به زندگی یا اینکه جعلی بودن یک برونگرا یا برای فرصت های کمتری برای پیشرفت است ، به زندگی خود تبدیل شده اند.

درونگرایی ضروری است

نویسنده قدیمی دانشگاه Dominion نشان می دهد که جعلی جواب نمی دهد. در عوض ، “سازمانها برای کاهش تأثیر منفی احتمالی این کلیشه ها بر سلامت و رفاه کارمندان قبل از وقوع ، باید تلاش کنند.” این یافته ها همچنین بدان معنی است که کارفرمایانی که از اقداماتی مانند شاخص نوع مایرز-بریگز استفاده می کنند ، گمراه شده اند زیرا زمینه کار را در نظر نمی گیرند.

این چشم انداز نیاز به جعل نمای بیرونی خارج از کشور ممکن است به خوبی با افراد پرخاشگری که می ترسند بر اساس شخصیت خود نادیده گرفته شوند یا از آنها تبعیض قائل شوند ، خوب نباشد. این تقاضای شغلی اضافه شده به عنوان “کار عاطفی” شناخته می شود ، می تواند نتیجه ناگوار ایجاد استرس داخلی داشته باشد. مک کورد به تحقیقات قبلی اشاره می کند که نشان می دهد برای موفقیت در یک “پناهگاه برونگرا” ، درونگراها بار ناعادلانه ای برای نیاز به قرار دادن آن جبهه کاذب دارند.

اگر شخصی باشید که به عنوان درونگرا شناخته می شود ، ممکن است به نظر برسد که هیچ راهی برای این معضل وجود ندارد. شما می توانید به دنبال شغلی باشید که نیازی به تعهد زیادی ندارد ، اما در بعضی از مواقع ، این یافته ها نشان می دهد که حتی در بهترین شرایط نیز دشوار خواهد بود که نور خود را بر توانایی های خود بدرخشید.

درعوض ، دانستن در مورد ماهیت جذاب کلیشه های درونگرایی ، یافته ها حاکی از آن است که شما با آنها روبرو هستید. با توجه به اینكه این یافته است كه خود درونگراها کلیشه هایی در مورد درونگراها دارند ، شروع می كنند. از نظریه تهدید کلیشه به اندازه کافی شناخته شده است که وقتی اعتقاد دارید ویژگی های گروهی را دارید که با کلیشه های منفی روبرو هستند ، شما به روش های سازگار با آن کلیشه عمل می کنید. فقط آگاهی از تعصب خود در برابر خود ممکن است الهام بخش مورد نیاز برای اثبات دیگران را به شما بدهد ، اگر نه خودتان ، این کلیشه گمراه شده است.

خلاصه کردن، ممکن است هرگز اینگونه نباشد که جامعه شروع به حرکت به سمت یک مزیت درونگرایی کند. به عنوان یک درونگرا ، یا کسی که به یک درونگرا اهمیت می دهد ، اجازه نمی دهد که این کلیشه ها توانایی های شخص را تعریف کنند می تواند به هموار کردن مسیر تحقق کمک کند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان