صنعت سرگرمی مدتهاست که زمینه ای برای پویایی قدرت کنترل نشده ، دستکاری روانشناختی و رفتاری است که احتمالاً باعث مداخله فوری در هر شرایط حرفه ای دیگری می شود. موارد مشهور اخیر که شامل چهره های تأثیرگذار مانند هاروی وینشتاین ، آر. کلی و شان “دیدی” نیست ، نه تنها آسیب شناسی فردی بلکه یک عدم موفقیت سیستمیک در اولویت بندی آگاهی از سلامت روان و ایمنی روانی در صنعت را نشان می دهد.
مشکل قدرت
ساختار منحصر به فرد سرگرمی باعث ایجاد طوفان های کامل روانی می شود. قدرت متمرکز در دست تعدادی از مدیران ، تولید کنندگان و ستارگان محیط هایی را ایجاد می کند که سوءاستفاده می تواند شکوفا شود – یا بدتر از آن ، به طور ضمنی پذیرفته شود. سقوط هاروی وینشتاین نه تنها رفتار غارتگر یک انسان بلکه یک اکوسیستم کامل از توانمندی که روانشناسان به عنوان خیانت نهادی می شناسند ، در معرض دید قرار داد.
هنگامی که قدرت بدون ساختار پاسخگویی عمل می کند ، محیط های روانی ایجاد می کند که افراد با قدرت کمتری آسیب پذیر می شوند. ماهیت سلسله مراتبی صنعت و تأکید بر روابط برای پیشرفت شغلی شرایط مناسبی برای سوءاستفاده ایجاد می کند.
زیرساخت های بهداشت روان از دست رفته
بر خلاف شرکت های آمریکایی ، جایی که ادارات منابع انسانی و برنامه های کمک به کارمندان حداقل یک پشتیبانی از سلامت روان را ارائه می دهند ، هالیوود از لحاظ تاریخی بدون این نگهبانان فعالیت کرده است. شرکت های تولیدی به سرعت شکل می گیرند و حل می شوند و کارگران از پروژه به پروژه دیگر حرکت می کنند. این ماهیت گذرا به این معنی است که پروتکل های ایمنی روانی که ممکن است الگوهای رفتاری مشکل ساز را شناسایی کنند ، وجود ندارند.
پرونده های علیه R. Kelly ، که سوءاستفاده از دهه ها قبل از پاسخگویی به آن انجام شده است ، نشان می دهد که چگونه عدم وجود زیرساخت های بهداشت روان اجازه می دهد تا الگوهای مضر برای ادامه کنترل ادامه یابد. علائم هشدار دهنده که باعث مداخله در محیط های تنظیم شده تر می شود ، به عنوان “خارج از مرکز هنری” توضیح داده شده یا کاملاً نادیده گرفته می شوند.
تروما به عنوان مدل کسب و کار
شاید نگران کننده ترین گرایش صنعت سرگرمی برای بازپرداخت تروما باشد. رفتار ادعایی شان کامبس ، همانطور که در دادخواستهای اخیر به تفصیل ارائه شده است ، به الگوهای نگران کننده ای اشاره می کند که در آن دستکاری روانی و سوء استفاده ادعایی همزمان با روابط حرفه ای بود. این ترکیب سمی از مرزهای شخصی و حرفه ای باعث سردرگمی روانشناختی می شود که کارشناسان آن را به ویژه آسیب رسان می دانند.
وقتی شخصی هم بهزیستی روانی شما را کنترل می کند و هم آینده حرفه ای شما را کنترل می کند ، این یک پیوند تروما ایجاد می کند که شکستن آن بسیار دشوار است. صنعت سرگرمی باید تصدیق کند که چگونه ساختار آن می تواند این دلبستگی های ناسالم را تسهیل کند.
جاده به جلو
اجرای حفاظت های روانشناختی در هالیوود نیاز به مداخله چند سطحی دارد:
سیستم های گزارش دهی مستقل در سطح صنعت که نگرانی در مورد سوء استفاده از روانی و آزار و اذیت با خیال راحت مستند است. سازمان های محرمانه درمانی ، مانند صندوق جامعه سرگرمی (که قبلاً صندوق بازیگران بود) ، یک شروع را نشان می دهد ، اما منابع جامع تری لازم است.
تولیدات باید متخصصان سلامت روان را در مجموعه ، به ویژه برای پروژه هایی که شامل محتوای حساس یا مجریان جوان هستند ، داشته باشند. حضور هماهنگ کننده صمیمیت HBO برای محتوای جنسی نشان می دهد که چگونه راهنمایی روانشناختی حرفه ای می تواند یک بار روشهای مشکل ساز تغییر کند.
ابتکارات آموزشی متخصصان صنعت برای شناخت دستکاری ، اجبار و پویایی قدرت ناسالم باعث ایجاد نیروی کار با سواد روانشناختی تر می شوند. هنگامی که برایان وارنر (مریلین مانسون) با اتهامات سوء استفاده روانی از زنان متعدد روبرو شد ، به نظر می رسید صنعت سرگرمی برای پردازش این ادعاها از طریق هر چیزی جز یک لنز قانونی ، مجهز است و فرصتی برای مداخله روانشناختی را از دست نمی دهد.
فراتر از شرورهای فردی
در حالی که تمرکز روی موارد بدنام آسان است ، روانشناسی به ما می آموزد که فراتر از “بازیگران بد” فردی به سیستم هایی که آنها را فعال می کند نگاه کنیم. استثنائی هالیوود – اعتقاد به حمایت از محل کار استاندارد در محیط های خلاقانه – نقاط کور روانی ایجاد کرده است که به افراد آسیب پذیر آسیب می رساند.
راه حل فقط از بین بردن افراد مشکل ساز بلکه ایجاد آگاهی روانی در DNA صنعت نیست. حرکات اخیر مانند Time's Up و #MeToo باعث ایجاد حرکت شده است ، اما تغییر ماندگار نیاز به ادغام تخصص سلامت روان در هر سطح از تولید سرگرمی دارد.
یک حساب روانی
از آنجا که صنعت سرگرمی با حساب روانشناختی خود روبرو است ، مسیر پیش رو باید شامل منابع بهداشت روان اختصاصی ، آموزش رهبری آگاهانه تروما و تشخیص اینکه ایمنی روانشناختی اختیاری نیست-این زیرساخت های اساسی است.
سؤال این نیست که آیا هالیوود به روانشناسی احتیاج دارد ، اما چقدر سریع صنعت می تواند تخصص سلامت روان را در آغوش بگیرد تا فرهنگی را که در آن افراد زیادی در سکوت متحمل شده اند ، تغییر دهد. برای صنعتی که روایت های فرهنگی ما را شکل می دهد ، گرفتن خانه روانشناختی خود به ترتیب فقط تجارت خوبی نیست – این یک ضرورت اخلاقی است.