به نظر می رسد تنهایی و ترس از شکست امروزه در بزرگسالان جوان شایع است و یک نظرسنجی گزارش داد که تنها یک سوم از بزرگسالان جوان احساس می کنند از دیگران مراقبت می کنند. این یک عوارض است. این احساسات زندگی را پیچیده می کند و می تواند به بهزیستی روانی آسیب برساند. آنها حتی ممکن است خطر ابتلا به خود را افزایش دهند. درک این موضوع که چگونه این مسائل به هم وصل می شوند مهم است. این دانش به ما کمک می کند تا از بزرگسالان جوان که با این چالش ها روبرو هستند حمایت کنیم.
ظهور تنهایی در بزرگسالان جوان
احساس تنهایی اکنون به طور کلی شایع تر است ، اما به ویژه در بین بزرگسالان جوان. یک بررسی 2020 توسط CIGNA نشان داد که 79 درصد از بزرگسالان ژنرال Z (در سنین 18-22 سال) احساس تنهایی کردند. این نرخ بسیار بالاتر از نسل های قبلی است.
اکنون رسانه های اجتماعی زندگی روزمره ما را حاکم می کنند. بسیاری از بزرگسالان جوان حتی در حالی که آنلاین هستند احساس تنهایی می کنند. این به دلیل تغییر هنجارهای اجتماعی و اثرات COVID-19 است. رسانه های اجتماعی نقش پیچیده ای در تنهایی دارند.
رسانه های اجتماعی می توانند به افراد در ارتباط بمانند ، اما همچنین می تواند یک احساس کاذب ایجاد کند. بزرگسالان جوان غالباً زندگی خود را با لحظات کاملی که در اینستاگرام ، تیکتوک و اسنپ چت مشاهده می کنند ، مقایسه می کنند. این منجر به احساس ناکافی و قطع ارتباط می شود. مطالعات نشان می دهد که رسانه های اجتماعی بیش از حد می توانند تنهایی و افسردگی را افزایش دهند (Twenge و همکاران ، 2021).
تنهایی فقط مربوط به تنها بودن نیست. این در مورد احساس قطع ارتباط است. بسیاری از بزرگسالان جوان تعجب می کنند ، “چرا به نظر می رسد همه افراد دیگر در حالی که احساس گم شدن می کنم ، کنار هم قرار می گیرند؟” این احساس بودن در خارج از خانه ، دستیابی به کمک را سخت تر می کند.
تحقیقات نشان می دهد که تنهایی نه تنها از نظر عاطفی دردناک بلکه از نظر جسمی مضر است. یک مطالعه در * چشم انداز در مورد علوم روانشناختی * (هولت-لونستاد و همکاران ، 2015) نشان داد که تنهایی مزمن به اندازه سیگار کشیدن روزانه 15 سیگار برای سلامتی مضر است. همچنین با افسردگی و افکار خودکشی ارتباط نزدیکی دارد و این مسئله به یک مسئله جدی تبدیل می شود.
ترس خردکننده از شکست
بزرگسالان جوان امروز تحت فشار شدید برای موفقیت در مدرسه ، روابط و مشاغل آنها قرار دارند. ترس از شکست می تواند بسیار زیاد باشد. این باعث می شود بسیاری احساس کنند که قبل از شروع حتی در حال عقب نشینی هستند. یک مطالعه در مرزهای روانشناسی توسط ساگار و استوبر (2009) نشان داد که کمال گرایی و ترس از شکست می تواند باعث اضطراب ، افسردگی و پریشانی شود. بخش اعظم این ترس ناشی از انتظارات غیرواقعی است. جامعه ، خانواده و حتی بزرگسالان جوان این استانداردها را تعیین می کنند. بسیاری از آنها هنگام تلاش برای ساختن آینده خود احساس گم شدن می کنند. آنها نگران شغل پایدار ، حرکت به بیرون یا حفظ روابط هستند. افکار آنها می تواند احساس غرق شدن کند: اگر الان آن را درست نکنم ، هرگز نخواهم کرد. هر کس دیگری از من جلوتر است – چه مشکلی با من دارد؟ رسانه های اجتماعی اغلب موفقیت های دیگران را نشان می دهند و باعث می شوند شکست غیرقابل قبول باشد. تماشای تأثیرگذار یا دوستان در زندگی کامل می تواند باعث شود هرگونه شکست احساس ویرانگر شود. این طرز فکر می تواند منجر به اجتناب ، سندرم ایمپستر و فرسودگی شغلی شود. با گذشت زمان ، به عزت نفس آسیب می رساند. بزرگسالان جوان ممکن است نسبت به آینده خود احساس ناامیدی کنند.
چگونه این مسائل به خطر خودکشی متصل می شوند
هنگامی که تنهایی و ترس از شکست با هم جمع می شوند ، اثرات می تواند خطرناک باشد.
CDC گزارش می دهد که میزان خودکشی برای افراد 15 تا 24 ساله در دهه گذشته نزدیک به 60 درصد افزایش یافته است.
یک مطالعه در شبکه جاما باز (Twenge و همکاران ، 2021) نشان داد که بزرگسالان تنها تنها در مورد خودکشی فکر می کنند. تحقیقات در طب روانی (O'Connor and Kirtley ، 2018) دریافتند که احساس عدم موفقیت می تواند منجر به بی ارزش شود. این احساس یک عامل اصلی خطر برای خودکشی است.
بسیاری از بزرگسالان در حال تلاش فکر می کنند: اگر نتوانم انتظارات را برآورده کنم ، نکته چیست؟ یا من به جایی تعلق ندارم ، و هیچ کس حتی اگر من از بین رفته ام متوجه نمی شوم. این افکار دردناک غالباً مورد توجه دوستان و خانواده قرار می گیرد. تشخیص علائم هشدار دهنده و ارائه پشتیبانی قبل از وقوع بحران بسیار مهم است.
با توجه به اینکه رسانه های اجتماعی به طور مداوم دستاوردهای دیگران را برجسته می کنند ، احساس می شود که شکست گزینه ای نیست. دیدن تأثیرگذار یا همسالان به ظاهر زندگی کامل می تواند باعث شود هرگونه شکست مانند پایان جهان احساس کند. این طرز فکر منجر به اجتناب ، سندرم imposter و فرسودگی شغلی می شود. با گذشت زمان ، این عزت نفس را از بین می برد و می تواند بزرگسالان جوان را نسبت به آینده خود احساس ناامیدی کند.
راه های کمک
1. ایجاد ارتباطات اجتماعی قوی تر
- اولویت بندی تعامل در زندگی واقعی و پیوستن به جوامع حمایتی می تواند به سهولت تنهایی کمک کند.
- مدارس ، محل کار و سازمان ها می توانند برنامه های مربیگری و پشتیبانی همسالان را ایجاد کنند.
- شبکه های درمانی و شبکه های پشتیبانی مکان های امن برای به اشتراک گذاشتن مبارزات را فراهم می کنند. آنها به بزرگسالان جوان کمک می کنند تا احساس درک کنند.
- استراحت از رسانه های اجتماعی کمک می کند. همچنین به شما امکان می دهد روی محتوای مثبت تمرکز کنید. این می تواند احساس انزوا را کاهش دهد.
- شناسایی و یافتن منابع برای کسانی که با برقراری ارتباط تلاش می کنند. رفتار درمانی دیالکتیکی کاملاً باز بر ارتباط با دیگران متمرکز است.
2. تغییر نحوه موفقیت و شکست را تغییر می دهد
- مدارس و محل کار باید ذهنیت رشد را تشویق کنند. آنها باید نشان دهند که شکست بخشی طبیعی از یادگیری است.
- والدین ، مربیان و مربیان می توانند به بزرگسالان جوان کمک کنند که موفقیت را به عنوان یک سفر ببینند ، نه یک لحظه.
- تمرین خود دلسوزی می تواند به مقابله با کمال گرایی و ترس از شکست کمک کند.
- سواد رسانه های اجتماعی به بزرگسالان جوان کمک می کند تا تفاوت بین زندگی واقعی و محتوای آنلاین را نشان دهند.
- برای کمال گرایان و کسانی که دارای وسوسه های کنترل شده بیش از حد هستند ، به دنبال درمان باشید. آنها غالباً با ترس از شکست می جنگند.
3. گسترش پشتیبانی از سلامت روان
- دسترسی به منابع مشاوره و بحران در دسترس تر می تواند جان را نجات دهد.
- مدارس و محل های کار باید به طور فعال آموزش و غربالگری بهداشت روان را ارائه دهند.
- انجام درمان و مراقبت از سلامت روان طبیعی می تواند به بزرگسالان جوان کمک کند تا قبل از وقوع بحران ، از آنها حمایت کنند. برای خلق و خوی بزرگسالان یک مسابقه پیدا کنید.
- شرکت های فناوری باید الگوریتم های رسانه های اجتماعی را بهبود بخشند. این می تواند به ارتقاء بهزیستی ذهنی کمک کند. دور شدن از یک فرهنگ مقایسه مضر مهم است.
افکار نهایی
تنهایی ، ترس از شکست و خودکشی در بزرگسالان جوان مشکلات جدی است. ما نمی توانیم آنها را نادیده بگیریم. رسانه های اجتماعی می توانند کمک کنند بلکه آسیب می رسانند. این می تواند ما را به هم متصل کند ، اما همچنین می تواند احساس انزوا و ناکافی را افزایش دهد. همه ما در ایجاد اتصالات قوی تر نقش داریم. ما باید نحوه مشاهده موفقیت را تغییر دهیم و اطمینان حاصل کنیم که منابع سلامت روان برای افراد نیازمند در دسترس است. با هم ، ما می توانیم دنیایی بسازیم که بزرگسالان جوان نسبت به آینده خود احساس ارزش ، حمایت و امیدوار کنند.