06:54 - 2025/03/16

چرا تعقیب تسلط می تواند شما را عقب نگه دارد

[ad_1] در کتاب او محرک، دانیل پینک سه عنصر اصلی را که به ما انگیزه می دهد ، بیان می کند: استقلال ، تسلط و هدف. استقلال توانایی تصمیم گیری های خودمان است ، تسلط پیگیری پیشرفت مداوم است و هدف این است که تلاش برای کمک به چیزی بزرگتر از خودما...

چرا تعقیب تسلط می تواند شما را عقب نگه دارد

[ad_1]

در کتاب او محرک، دانیل پینک سه عنصر اصلی را که به ما انگیزه می دهد ، بیان می کند: استقلال ، تسلط و هدف. استقلال توانایی تصمیم گیری های خودمان است ، تسلط پیگیری پیشرفت مداوم است و هدف این است که تلاش برای کمک به چیزی بزرگتر از خودمان باشد. این سه عنصر اغلب به عنوان طرح انگیزه و تحقق پایدار جشن گرفته می شوند.

با این حال ، من می خواهم بخشی از چارچوب پینک را به چالش بکشم: مفهوم تسلط. در حالی که تسلط می تواند یک انگیزه قدرتمند باشد ، من معتقدم که تا حدودی فراتر رفته است. از تجربه شخصی من ، فهمیدم که تسلط-حداقل به معنای سنتی-شاید کلید شادی یا انگیزه طولانی مدت نباشد. در واقع ، من فکر می کنم که اغلب از آنچه که به ما اعتقاد داشته ایم ، اهمیت کمتری دارند.

سفر من از پزشکی به نوشتن و پادکست

بگذارید داستان شخصی خود را به اشتراک بگذارم تا این موضوع را نشان دهم. سالهاست که من به شدت انگیزه داشتم که پزشک شوم. پدر من ، خود پزشک ، هنگام جوانی درگذشت و من مصمم شدم که در پله های او دنبال کنم. تبدیل شدن به یک پزشک مانند یک تماس ، و برای بیشتر حرفه ای من ، من رونق گرفتم. من احساس صالح ، توانا و رانده شده از تمایل به کمک به دیگران احساس کردم.

اما با گذشت زمان ، چیزهایی که زمانی اشتیاق من – خودآموزی ، تسلط و هدف را به وجود می آورد ، برای از بین بردن فرسایش. من از دست دادن استقلال در تمرین خود شروع کردم زیرا توسط سیستم های پزشکی ، سیاست ها و قوانین نهادی محدودتر شدم. کار ، گرچه هنوز معنی دار بود ، دیگر در روشی که یک بار انجام می داد ، هدفمند نبود. من به مردم کمک می کردم ، اما من به روشی که قبلاً انجام می دادم روشن نمی شدم.

و بعد ، تسلط وجود داشت.

من به عنوان یک پزشک ، من در کاری که انجام دادم عالی بودم. در حقیقت ، پزشک بودن احتمالاً بزرگترین دستاورد من بود. من برای توسعه مهارت های خود بسیار سخت کار کرده بودم و با گذشت سالها ، به جایی رسیدم که احساس می کردم در حوزه خود به سطح تسلط رسیده ام. من می دانستم که چه کاری انجام می دهم ، و این کار را به خوبی انجام دادم. اما بسیار صالح بودن کافی نبود. تلاش برای بهبود ، بهتر شدن ، خودم را به جلو سوق می دهد. تلاش مداوم برای تعالی دیگر احساس تحقق نمی کند.

سرانجام ، من سوزانده ام.

تغییر: از پزشکی به نوشتن و پادکست

ترک دارو آسان نبود ، اما مشخص شد که برای بهزیستی من ضروری است. من کار پزشکی خود را پشت سر گذاشتم و به نوشتن ، پادکست و صحبت کردن رفتم. این یک تغییر عظیم بود ، و با این حال ، با نگاهی به عقب ، می بینم که مسیر جدید من چقدر بیشتر انجام شده است.

در اینجا جالب است: حتی اگر در این حرفه جدید تحقق بیشتری پیدا کرده ام ، اما در کاری که اکنون انجام می دهم از یک استاد دور هستم. من به عنوان یک نویسنده و پادکست ، من هنوز در مرحله یادگیری بسیار زیاد هستم. من در هر دو بهترین نیستم و حتی ممکن است هرگز پیشرفت کنم. اگر بخواهم رشد خود را به عنوان یک پادکستر و نویسنده با رشد خود به عنوان پزشک مقایسه کنم ، تفاوت آن قابل توجه است. و با این حال ، من نسبت به همیشه انگیزه بیشتری دارم.

تفاوت کلیدی؟ تسلط به همان اندازه که فکر می کردم مهم نیست.

قدرت استقلال و هدف

هنگامی که من از پزشکی به حرفه جدید خود سوئیچ کردم ، فهمیدم که استقلال و هدف از انگیزه بسیار قدرتمندتر از تسلط هستند. استقلال آزادی انتخاب آنچه می خواهید روی آن کار کنید و چگونه می خواهید کار کنید. این احساس کنترل ، مسئولیت تصمیمات خودم ، برای من تغییر دهنده بازی بوده است. من می توانم در مورد موضوعاتی بنویسم که مرا هیجان زده می کند ، پادکست هایی را بر روی مضامین مورد نظر خود ضبط می کنم و روی پروژه هایی کار می کنم که واقعاً از آن لذت می برم – بدون محدودیت هایی که در حرفه پزشکی خود با آنها روبرو شدم.

اما هدف به همان اندازه مهم است. در کار جدیدم ، احساس هدف را احساس می کنم که در پزشکی تجربه نکردم. حتی اگر مخاطبان من ممکن است کوچک باشند ، می دانم که کارهایی که انجام می دهم برای من و دیگران معنی دارد. من فقط به خاطر محتوا مطالب را ارائه نمی دهم. من کارهایی را انجام می دهم که با ارزشهایم هماهنگ باشد و مرا هیجان زده کند ، و این همان چیزی است که واقعاً انگیزه من را سوخت می کند.

انگیزه ضروری می خواند

چرا تسلط پایان همه نیست

حقیقت این است که ، تسلط می تواند یک انگیزه قدرتمند باشد ، اما اغلب به عنوان مقدس مقدس موفقیت رفتار می شود. ما تمایل داریم که اعتقاد داشته باشیم که هرچه ماهر تر می شویم ، موفق تر خواهیم شد و احساس می کنیم نیز برآورده می شویم. اما همیشه اینگونه نیست.

در تجربه من ، نیاز به تسلط گاهی اوقات می تواند در راه رضایت واقعی باشد. این می تواند به کمال گرایی ، ناامیدی و فرسودگی منجر شود. فشار مداوم برای بهتر شدن ، می تواند باعث شود که چرا در وهله اول چیزی را شروع کردیم.

رها کردن تسلط: راهی برای تحقق

اگر در حرفه ای گیر کرده اید یا در جایی که احساس می کنید دیگر در حال رشد نیستید ، به یاد داشته باشید که اشکالی ندارد که نیاز به تسلط را رها کنید. لازم نیست در هر کاری که می کنید بهترین باشید. لازم نیست به کمال برسید. درعوض ، روی استقلال متمرکز شوید – آنچه شما را هیجان زده می کند ، آنچه را که شما کنترل دارید و هدف خود را کنترل می کنید ، چیزهایی که شما را روشن می کند.

اشکالی ندارد که از آنچه که دیگر تحقق نمی یابد و فرصت های جدید را کشف کنید ، حتی اگر منجر به تسلط نشوند ، دور شوید. پیگیری پیشرفت قدرتمند است ، اما همه چیز نیست. بعضی اوقات ، این آزادی است که کاری را که دوست داریم و در کار خود پیدا می کنیم که بیشترین انگیزه و خوشبختی را ایجاد می کند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان