در اینجا یک معمای وجود دارد:
من در تاریکی آمده ام ، اما ذهن را با نور پر می کنم. من می توانم به همان اندازه ترس و لذت را به همراه داشته باشم. من چی هستم؟
هری A. تامپسون ، روزنامه نگار ، در فرهنگ لغت بدبی خود نوشت: “نگرانی مانند پرداخت بهره به بدهی است که مدیون آن نیستید.” احساس می کند سوار چرخ همستر در حالی که ذهن ترسناک خسته شده است ، سوار چرخ همستر می شود. با این حال ، اگر سرنگونی اهداف ، خواسته ها و انگیزه های شخص دیگر در ازای آن باعث شود که ما را به دنیای ذهنی خود بیشتر کند؟ از این گذشته ، همسترهایی که روزانه سوار چرخ ها می شدند نشان داده شده برای افزایش بهزیستی و رفتارهای کلیشه ای یا فرار کمتر در مقایسه با کسانی که چنین فرصتی ندارند. این قابل قبول است که شایع شدن در مورد آنچه دیگران فکر می کنند یا احساس می کنند ممکن است در نهایت پرداخت کنند ، منجر به تقویت ارتباط اجتماعی می شود.
توانایی درک ذهن های دیگر ، همچنین به عنوان تئوری ذهن (TOM) یا ذهنی شناخته می شود ، یک ماده اساسی برای پیمایش در محیط های اجتماعی و رمزگشایی زندگی ذهنی افراد اطراف ما بر اساس نشانه های غالباً مبهم که آنها ارائه می دهند ، نشان می دهد.
با تعریف ، اضطراب یک احساس آینده گرا است که با ارزش منفی ، برانگیختگی زیاد و یک تجربه (بدتر) از عدم اطمینان پیشرفته مشخص می شود. “Awakens ناشناخته در ما یک وحشت خزندگان که با همان خشونت در مقیاس های شخصی ، اجتماعی و تمدن بازی می کند ، چه ناشی از یک فصل زندگی جدید یا یک رژیم سیاسی جدید یا یک نظم جهانی جدید است.، “ماریا پوپووا را در او توضیح داد تشخیص
اضطراب اجتماعی بالا می تواند یک “تام بیش فعالی” ، یک نشانگر بیش از حد ایجاد کند ، و یک ویژگی را به احساسات شدیدتر و معنای بیشتر برای آنچه که به عنوان مثال شخصیت های یک فیلم در حال فکر کردن ، احساس و قصد هستند ، ایجاد می کند. بیماران مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی در برخی مطالعه نشان داد که چه چیزی به نظر می رسد یک همدلی شناختی پیشرفته است ، اما در کارهای TOM دقت کمتری داشت و از آنها خواسته بود تا احساسات را از فیلم ها یا در آن استنباط کنند خواندن ذهن در آزمون چشمبشر
نویسندگان پیشنهاد می کنند که به نظر می رسد افراد مضطرب اجتماعی در جهت مخالف افراد با شرایط طیف اوتیسم کار می کنند که استنتاج در مورد حالات روانی افراد دیگر وجود ندارد یا بسیار محدود است – با این حال ، آنها لزوماً در خواندن ذهن های دیگر موفق تر نیستند. چگونه می توان این پارادوکس ظاهری را توضیح داد؟
جالب اینجاست که حتی در یک زمینه غیر اجتماعی ، در حالی که اضطراب یک تهدید بیرونی خیالی را ایجاد می کند ، یک پیشرفته ایجاد می کند خودمختاری ، تمایل مغرضانه به اولویت بندی دیدگاه خود شخص در استنباط افکار ، احساسات و ترجیحات دیگریبشر این اثر در مختلف مشهود بود مطالعه خلاصه شده توسط اندرو تاد و همکاران ، نشان می دهد که القاء اضطراب حالت بالاتر (در مقایسه با حالت خنثی یا عصبانی) باعث شده افراد با استفاده از دیدگاه مکانی خود ، یک شیء را توصیف کنند و برای تکیه بیشتر به دانش که فقط آنها در استنباط دیدگاه های دیگران در اختیار داشتندبشر مهمتر از همه ، آنها دریافتند که این تجربه آنها از عدم اطمینان افزایش یافته است ، و نه برانگیختگی بیشتر که این گرایش محور را توضیح می داد.
یک خط جالب از مطالعات (هرچند کاملاً نیست مکرر) نشان داد كه تهدیدهای وجودی مانند یادآوری مرگ و میر خود شخص (در مقابل خانه تشییع جنازه مورد سؤال قرار می گیرد) باعث شد كه آمریکایی هایی كه معتقد بودند ارزش های مسیحی را در مدارس آموزش داده می شود و آلمانی ها كه معتقد بودند قانون اساسی باید مهاجرت بیگانگان را محدود كند. از هموطنانشان چنین دیدگاههای اقلیت را به اشتراک می گذارند ، بنابراین دوباره با دیدگاه اضطراب خود اجماع بیشتری را نشان می دهند. در نظریه مدیریت ترور پیشنهاد می کند که جهان بینی های فرهنگی ما با آسیب پذیری های درک شده ما شکل گرفته و با توهمات اعتبار اجماع ما بافر می شوند. ترجمه به واقعیت اجتماعی و تکرار آهنگ تقلید توسط اندرو پرنده ، “آنچه که نزدیک بودن به اشتباه است ، فقط یک مورد میتوز است” ، این ضرب و پیش بینی دیدگاههای جهان خود بر جهان باعث می شود که آن را مانند مکانی امن تر و قابل درک تر احساس کند.
https://www.youtube.com/watch؟v=hnxczfnkxty
استدلال به شیوه ای خودمختار در مورد دنیای اجتماعی ، ویژگی اصلی هنجاری است کودکی، بنابراین یک سؤال طبیعی پیش می آید که آیا کودکان مضطرب در توانایی خواندن ذهن خود کسری حتی قوی تری نشان می دهند. مطالعه ما مورد آزمایش تام سازنده، یعنی توانایی درک این که دانش می تواند در افراد با تجربیات مختلف زندگی یا اطلاعات مختلف در دسترس باشد ، متفاوت باشد.
کودکان با علائم اضطراب بالاتر و با تمایل بیشتر به ایجاد تفسیرهای اضطراب که توسط والدینشان به عنوان داشتن TOM پایین تر ارزیابی شده اند. این کار با عملکرد پایین تر آنها در کار سازنده تام تأیید شد که در آن مجبور بودند چندین تفسیر را به همان وضعیت مبهم ارائه دهند.
به طور خلاصه ، در طول طول عمر ، به نظر می رسد اضطراب اجتماعی باعث ایجاد احساس ذهنی غیر دقیق از افزایش شباهت با ذهن های دیگر می شود ، که در واقع باعث می شود که بررسی بیشتر و بررسی اینکه آیا چنین فرضیه هایی معتبر هستند-به ویژه با ترس و وحشت. احتمال دیگر این است که در مواجهه با ابهام ، ذهن مضطرب فقط خرد می شود و تصمیم می گیرد که درک کامل ذهن های دیگر غیرممکن است ، بنابراین تلاش برای اتصال از همان ابتدا نبرد از دست رفته است. مجدداً این مغالطه تفکر می تواند تعصبات محرک را ارتقا بخشد و احساس عدم اطمینان را بیشتر کند.
چگونه می توانیم این تفکر مغرضانه مغرضانه را کاهش دهیم که به نظر می رسد به طور طبیعی از اضطراب ناشی می شود و بیشتر آن را تقویت می کند؟ آموزش تام ما با پرسیدن سؤالات بیشتر ، بررسی تفسیرهای ما با دیگران و درک اینكه شیوه دیدن جهان می تواند اساساً با ما متفاوت باشد ، به باز کردن رمزگذار ذهن داخلی متكی است. به این ترتیب ، ما می توانیم آنچه را که کالین مک لود و تیمش در دانشگاه استرالیا غربی تحقیق می کنند ، توسعه دهیم نگرانی های تولیدیبا که باعث افزایش دخالت در برخورد با تهدیدهای قابل کنترل تر می شود و می تواند بیشتر منجر شود تحمل عدم اطمینانبشر
“بگذارید همه چیز برای شما اتفاق بیفتد / زیبایی و ترور / فقط ادامه دهید / بدون احساس نهایی است“یک نقطه شروع خوب خواهد بود (شبیه به باز بودن به سمت تجربه ای که در خواب داریم ، حتی وقتی آنها ترس یا لذت را به وجود می آورند ، همانطور که معمای ما نشان می دهد) ، اگرچه این ممکن است از ذهن ترسناک اجتماعی بخواهد” به محدوده شما بروید اشتیاق “(راینر ماریا ریلکه).
پاسخ به معما: یک رویا.