در آگوست 1991، جان فامچون، قهرمان سابق پر وزن جهان، مصدوم شد که منجر به مصدومیت اکتسابی ناتوان شد. در 18 دسامبر 1993، جان یک درمان چند حرکتی پیچیده جدید و بدیع را آغاز کرد. در عرض 10 تا 12 هفته، جان به طور مستقل راه می رفت. او همچنین روان و با صدای معمولی صحبت می کرد. علاوه بر این، جان توانست بر روی یک مینی ترامپولین بپرد و بپرد و در عرض 16 هفته پس از شروع برنامه توانبخشی جدید و جدید خود، جان توانست 10 متر بدود. این کار تا جایی پیش رفت که جان میتوانست دوچرخههای ورزشی ثابت را سوار کند و همزمان، در حین رکاب زدن، به صورت هفتگی «دوچرخهسواری و بوکس» میکرد. مهارتهای بوکس جان چنان بود (هم از نظر حرفه بوکس و هم کاری که اکنون در برنامه توانبخشیاش انجام میداد) که اغلب از او به عنوان «شعر در حرکت» یاد میشد.
استفاده از این درمان جدید و بدیع در دسامبر 1993 در نهایت منجر به ملاقات جان فامچون، قهرمان سابق سنگین وزن جهان، محمد علی شد.
سپس، در 10 آگوست 2012، تالار مشاهیر ملی بوکس استرالیا جان را به مقام اسطوره بوکس ارتقا داد. سخنرانی القای افسانه توسط استن آلوز، فوتبالیست و مربی برجسته سابق AFL (لیگ فوتبال استرالیا) ارائه شد.
سخنرانی القایی، اثر استن آلوز، ارتقاء جان فامچون به وضعیت افسانه
«جانی فامچون، بوکسور، مبارز، قهرمان پر وزن جهان. اما برای بسیاری از ما او یک هنرمند بود و حلقه بوم نقاشی او بود. (جان به نظم و فداکاری معروف بود.) این رشته فقط به رینگ محدود نمی شد. قهرمانان می دانند که چیزهای مورد نیاز فقط گاهی اوقات چیزهایی نیستند، بلکه چیزهایی همیشگی هستند.
جانی فامچون یک بوکسور واقعاً بزرگ بود که مهارتهای خود را به کمال رساند، اما آن را بر اساس ویژگیهای شگفتانگیز شجاعت، انضباط، اراده بود. وقتی با بزرگترین نبرد خود روبرو شد، باید همه اینها را فراخواند. نبرد برای زندگی خود در خارج از رینگ. تصادف رانندگی که کارشناسان پزشکی اعلام کردند او هرگز زنده نخواهد ماند.
او با استفاده از تمام ویژگیهایی که او را به اوج رسانده بود در رینگ، و با حمایت دوستان نزدیک، و گلنیهای زیبایش در کنارش، از شانسها سرپیچی کرد و با ارادهی باورنکردنی (ش) برای پیروزی، شروع به کار کرد ( برای بهبودی).
“یک بار دیگر، همه چیز او را قهرمان کرد، لگد زد، و یک شخص خاص به نام راگنار پورجه وارد زندگی او شد و امید را به او داد. این یک طرح رادیکال بر اساس مطالعات گوجو کاراته بود. سختگیرانه، شدید و سختگیرانه خواهد بود. برای کسب عنوان قهرمانی جهان، همه کار سخت و بیشتر می طلبید. راگنار آمبروز پالمر جدید او خواهد بود. و دوباره به کوهنوردی پرداختند.
سه ماه از برنامه گذشت و جان اولین قدم هایش را برداشت. اگر این کافی نبود، او قدرت هدف گذاری را می دانست و بنابراین هدف دیگری را تعیین کرد. او به گلنیس قول داد که با او ازدواج کند، اما تنها زمانی که بتواند بدون کمک در راهرو به سوی او راه برود.
«تاریخ به ما خواهد گفت که او واقعاً راهرو را طی کرد و با گلنیس ازدواج کرد. جانی فامچون، که با هنرنمایی خود در رینگ الهام بخش استرالیایی ها بود، اکنون شجاعت و اراده خود را از آن به ما الهام می دهد. و به همه ما نشان دهید که جانی فامچون واقعاً یک افسانه است.
فرضیه
از ابتدای استفاده از این برنامه درمانی پیچیده چندحرکتی جدید و بدیع، من این فرضیه را مطرح کردم که حرکت (مخصوصاً حرکات پیچیده خود آغاز شده) مغز جان را تغییر خواهد داد. نمیدانستم این اتفاق میافتد یا خیر. با این حال، از نظر حرکت پیچیده، آنچه جان به دست آورده بود و به آن ادامه داد، نشان دهنده درستی فرضیه من بود.
در تلاش برای درک آنچه منجر به بهبودی جان شد، نیاز به بازگشایی دقیق متون در مورد مکانیسمهای عصبی ذاتی و تأثیرات خارجی اعمال شده وجود دارد.
هدف از ارائه این اطلاعات رویه عصبی، ارائه بینش و همچنین به دست آوردن درک عمیق تر از فرآیندهای آبشاری عصبی و سلولی است که در مغز در سلول ها و بین سلول ها در سطح مولکولی انجام می شود.
این شامل بررسی عملکرد آسیب دیده مغز، جوانه زدن جانبی، مسکن پیچیده و عملکرد ورزشی غنی شده، آسیب مغزی اکتسابی، فرآیندهای بازیابی عصبی، تأثیرات مداخلات پزشکی خارجی، مداخلات توانبخشی خارجی، و تأثیر این چندگانه پیچیده مغزی جدید و جدید است. -حرکت درمانی و تمرینات بدنی تقویت کننده بر عملکرد عصبی یک مغز آسیب دیده.
اطلاعات به دست آمده از این بررسی از ادبیات و تحقیقات مرتبط ممکن است به پیشرفت بیشتر دانش در مورد تغییرات ساختاری عصبی و عصبی عضلانی در مغز کمک کند، که همچنین شامل فرآیندهای آبشاری خارج سلولی و درون سلولی یکپارچه و پیچیده است.
به عنوان بخشی از این بررسی، طیف گسترده ای از فرآیندهای داخلی و رویدادهای آبشاری، مانند فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز (BDNF)، فعال کننده پلاسمینوژن نوع بافتی (tPA)، آدنوزین مونوفسفات حلقوی (cAMP)، آدنوزین تری فسفات (ATP) مورد بررسی قرار خواهد گرفت. نوروتروفین ها، برهمکنش های فاکتور رشد عصبی، گلوتامات و دخالت آن در اگزوسیتوز و اندوسیتوز، همجوشی غشاء، آزادسازی انتقال دهنده های عصبی و عمل پروتئین های SNARE.
علاوه بر این، بررسی اثرات آبشاری ایجاد شده توسط آستروسیت ها، که به عنوان مثال، ظرفیت اتصال و احاطه کردن “رگ های خونی خوب” را دارند (بارس، 2008)، و جایی که این عمل برای کمک به تولید آبشار می شود، وجود خواهد داشت. پتانسیل شناختی و رفتاری بیشتر (Araque, Parpura, Sanzgiri, & Haydon, 1999؛ Bushong, Martone, Jones & Ellisman, 2002؛ ونتورا و هریس، 1999)، به ویژه در رابطه با آنچه که با درمان چند حرکتی مبتنی بر مغز، توانبخشی و بهبودی جان فامچون اتفاق افتاد.
آنچه در ادامه می آید نشان می دهد که بی شماری از واکنش های زنجیره ای آبشاری وجود دارد که به طور مداوم در مغز و بدن در حال وقوع است. اصطلاحات بیولوژیکی ارائه شده در این تحقیق ظاهر شد، به ویژه در مورد آسیب مغزی اکتسابی و تلاش مداوم مغز و بدن در تلاش دائمی خود برای دستیابی و همیشه در حالت هموستاز قرار گرفتن.
هموستاز
این به ویژه به تغییرات مغز و بدن مشاهده شده و تغییرات رفتاری که با جان رخ داده است مربوط می شود. برای هدف این نوشتار، سه وضعیت هموستاز شناسایی شد. اولین مورد، شرایط فوری قبل از تصادف بود. دومین مورد، وضعیت ناتوانی ناشی از آسیب مغزی اکتسابی پس از تصادف بود که بین آگوست 1991 و دسامبر 1993 تحمل شد. سومین شرایط زمانی است که این درمان پیچیده جدید و جدید مبتنی بر مغز چند حرکتی در 18 دسامبر 1993 آغاز شد. پروفسور کن پورنل بهویژه علاقهمند به کشف اینکه چگونه هر یک از توصیفگرهای بیولوژیکی و عصبی بر انتقال جان از ناتوان به در حال بهبودی