[ad_1]

به عنوان انسان، ما به طور طبیعی تمایل داریم که الگوها را بشناسیم، و اغلب آنها را با معنی آغشته می کنیم – پدیده ای روانی که به نام پاریدولیا شناخته می شود. این می تواند به صورت دیدن چهره یک پیرمرد در گره های درخت یا شکل حیوانی در ابرها ظاهر شود. برگرفته از کلمات یونانی پاراگراف (“کنار”) و ایدولون (“تصویر” یا “فرم”)، پاریدولیا به طور معمول شامل شناسایی ویژگی های انسان مانند در طبیعت است، اما همچنین شامل درک اشکال یا فرم های قابل تشخیص در اشیا می شود. پاریدولیا شنوایی، که در آن صداهای متمایزی مانند صداها یا موسیقی به نظر می رسد از نویز محیط بیرون می آیند، مثال دیگری است.
روانشناسان تکاملی پیشنهاد میکنند که پاریدولیا احتمالاً با قادر ساختن انسانهای اولیه به شناسایی سریع چهرهها، شکارچیان یا دیگر الگوهای مهم در محیط خود، نقش مهمی در بقا داشته است. پاریدولیا که زمانی منحصراً به عنوان علامت روان پریشی در نظر گرفته می شد، اکنون به عنوان بخشی از تجربه طبیعی انسان شناخته می شود. به ویژه، مغز ما برای تشخیص سریع چهرهها تکامل یافته است، که تمایل انسان به دیدن چهرهها در همه جا، از جمله هنگام مشاهده اشیاء بیجان مانند پریزهای برق یا تکههای نان تست را توضیح میدهد. اما پاریدولیا میتواند ترفندهای دیداری یا شنیداری دیگری را در ذهن ایجاد کند – باعث میشود ما حیوانات، الگوها یا اشیاء را در مکانهای غیرمنتظره ببینیم یا حتی موسیقی یا صداهایی را در جایی که وجود ندارد بشنویم.
Pareidolia می تواند به عنوان پنجره ای به چشم ذهن استفاده شود و سرنخ هایی در مورد اینکه مغز چگونه آنچه را که ما در جهان حس می کنیم از طریق بینایی و شنوایی خود درک می کند ارائه می دهد. محققان در حال بررسی نقشی هستند که تفاوت های فردی در شخصیت، خلاقیت و خلق و خوی ممکن است در تجربیات ما از پاریدولیا ایفا کند.
تحقیقات قبلی قبلاً از تصاویر القاء کننده پاریدولیا برای بررسی اساس عصبی توهمات استفاده کرده است، و ممکن است در نحوه پاسخ بیماران مبتلا به اختلالات عصبی مانند زوال عقل یا اسکیزوفرنی به تست های پاریدولیا تفاوت هایی وجود داشته باشد.
دانشمندان علوم اعصاب مدتهاست که پاریدولیا را به عنوان یک پدیده جذاب و در عین حال ناشناخته تشخیص داده اند. مطالعات نشان می دهد که افرادی که مستعد توهم هستند تمایل دارند الگوها را بیشتر ببینند و ممکن است انتظار پیدا کردن آنها را داشته باشند – سرنخی که می تواند مقیاسی از حساسیت پاریدولیک وجود داشته باشد.
تحقیقات مدرن در حال بررسی پیامدهای گسترده تر پاریدولیا، به ویژه کاربردهای بالقوه آن در زمینه هایی مانند توانبخشی، بهزیستی ذهنی، افزایش خلاقیت، و تشخیص بیماری های عصبی است. به عنوان مثال، توهمات بصری – نشانه ای از شرایط خاص مانند زوال عقل با بدن لوی – ممکن است با استفاده از تست های پاریدولیا برای کمک به تشخیص زودهنگام ارزیابی شوند.
تحقیقات عصببیولوژیکی در حال انجام به دنبال کشف مکانیسمهای مغزی پشت این ادراکات است. دانشمندان در حال بررسی این هستند که چگونه فعالیت عصبی در لحظات شناسایی پاریدولی تغییر می کند – آن لحظات “آها” که یک محرک مبهم به طور ناگهانی شکل واضحی به خود می گیرد. این یافتهها همچنین ممکن است چگونگی تأثیر چنین ادراکاتی بر حافظه بصری را روشن کند، زیرا هنگامی که یک الگو دیده میشود، اغلب «دیدن» غیرممکن میشود.
با تشویق افراد به «دیدن به روشهای جدید»، این توانایی میتواند خلاقیت و انعطافپذیری شناختی را تقویت کند و به افراد کمک کند تا با چالشها با دیدگاههای تازه سازگار شوند. پاریدولیا همچنین در محیطهای توانبخشی، جایی که ممکن است از بهبودی پس از آسیب یا بیماری پشتیبانی کند، نویدبخش است، زیرا تفکر خارج از چارچوب و سازگاری با موقعیتهای جدید میتواند در تنظیمات توانبخشی زمانی که نیاز به تنظیم فعالیتهای روزانه جدید است، بسیار مهم باشد.
همانطور که دانشمندان مزایای بالقوه بیشتری را از استفاده از پاریدولیا به عنوان یک ابزار کشف می کنند، افراد ممکن است راه های جدیدی از تفکر، زندگی و ارتباط با دنیای خود را باز کنند و در نهایت رفاه خود را افزایش دهند و رشد شخصی را تقویت کنند.
کارن الکساندر، MPA، در آزمایشگاه بین المللی هنر + ذهن در دانشگاه جان هاپکینز کار می کند
[ad_2]