19:26 - 2024/11/25

درس هایی از کوچینگ: چگونه مکالمات بهتری داشته باشیم

[ad_1] «یک کلمه مرده استوقتی گفته می شود،برخی می گویند.فقط میگمشروع به زندگی می کندآن روز.» -امیلی دیکنسون منبع: Amore Seymour / Pixabay برای قدردانی از وزنی که حتی کوچکترین کلمات می توانند بر دوش خود حمل کنند، نیازی نیست به سراغ شاعران ب...

درس هایی از کوچینگ: چگونه مکالمات بهتری داشته باشیم

[ad_1]

«یک کلمه مرده است
وقتی گفته می شود،
برخی می گویند.
فقط میگم
شروع به زندگی می کند
آن روز.»

-امیلی دیکنسون

منبع: Amore Seymour / Pixabay

منبع: Amore Seymour / Pixabay

برای قدردانی از وزنی که حتی کوچکترین کلمات می توانند بر دوش خود حمل کنند، نیازی نیست به سراغ شاعران برویم. آنها هر روز به تنهایی قدرت خود را به ما نشان می دهند. هجا پس از هجا، کلمات بسیار بیشتر از کمک به ما در برقراری ارتباط اطلاعات انجام می دهند: از اختلال در تنظیم سیستم عصبی تا ایجاد احساس دوست داشتن در ما.

دکتر هاسون مون با کلمات کار می کند. با تکیه بر سالها تجربه و تحقیق در زمینه مربیگری و علوم ارتباطات، مون به مطالعه نحوه کار مکالمات می پردازد – برخی بهتر از دیگران. از جمله مکاشفه‌های او تأثیر فوق‌العاده کلمات معمولی، همراه با سه بینش کلیدی در مورد انسان‌هایی است که از آنها استفاده می‌کنند: (1) ما چیزی می‌خواهیم. (2) ما باید دلایل خوبی برای خواستن آن داشته باشیم. (3) ما در حال حاضر در آن جهت حرکت می کنیم، حتی اگر به صورت نامحسوس.

در اینجا چند ایده از ماه در مورد همزیستی قابل توجه کلمات و ارتباطات ما وجود دارد.

آنچه مهم است به شما-نه موضوع چیست با شما

مون به‌عنوان کسی که در رشته زبان‌شناسی اجتماعی مطالعه می‌کند، ارتباط را از دریچه زبان می‌بیند – به‌ویژه نحوه تعامل ما با کلماتی که استفاده می‌کنیم:

بسیاری از دنیای ما در انتخاب کلمات ما گنجانده شده است. برای من، ارتباط زمانی اتفاق می‌افتد که کسی چیزی در مورد چیزی که به آن اهمیت می‌دهد بگوید، و من حرف‌های او را نگه دارم. کلمات منعکس کننده منطق مردم هستند (آرم ها یونانی به معنای کلمه است) یا اینکه آنها چگونه دنیای خود را معنا می کنند. همانطور که در این نشسته ایم دیالوگ فضا، من با آنها ارتباط برقرار نمی‌کنم، نه با دخالت دادن منطقم، بلکه با حفظ منطق آنها در مورد نحوه زندگی‌شان. این مستلزم گوش دادن واقعی به چیزهایی است که برای فرد مهم است، که با تشخیص مشکلات او متفاوت است.»

ماه افرادی را مثال می‌زند که زیاد «شکایت» می‌کنند. به جای ناامید شدن و برچسب زدن به آنها به عنوان شاکی، شکایات آنها را به عنوان ارزش های نقض شده آنها در نظر بگیرید که آرزوی بازیابی آنها را دارند.

مون می گوید: «مردم تا زمانی که احساس کنند شنیده می شوند، حرف خود را تکرار می کنند.

توصیه او: با دقت گوش کنید و نگرانی های آنها را در آنچه برای آنها مهم است، دوباره تنظیم کنید. ممکن است تعجب کنید که وقتی مردم احساس می کنند واقعاً درک شده اند، “شکایت ها” چقدر سریع حل می شوند!

ایجاد معنی مشترک در مکالمات

معنا به تنهایی وجود ندارد، بلکه از طریق گفتگو ایجاد می شود. به گفته مون، این به چند طریق اتفاق می افتد:

  1. پرسیدن سوالات همانطور که فرضیات را در خود جای داده اند
  2. تدوین پاسخ ها بر اساس آنچه گفته شد
  3. استفاده از نشانه های گوش دادن عمدی (قابل شنیدن و قابل مشاهده)، مانند عروض، حرکات، و تکان دادن سر
  4. کالیبره کردن درک با بررسی و تنظیم

معنای مشترک، روایت‌هایی را که مردم درباره جهان دارند شکل می‌دهد و در طول زمان انباشته می‌شوند تا عادت‌های جمعی یا ما را شکل دهند. فرهنگ.

وقتی مردم از من می خواهند که با سازمانشان کار کنم زیرا به تغییر فرهنگ نیاز دارند، به آنها می گویم: من فرهنگ ها را تغییر نمی دهم. من مکالمات را تغییر می دهم مون توضیح می دهد که تغییر فرهنگ محصول جانبی تغییر مکالمات است.

گوش دادن به عنوان Curating

به گفته مون، عمل گوش دادن، یک کنش سرپرستی است که ریشه لاتین دارد کورا، به معنای “مراقبت” یا “درمان” است.

او می‌گوید: «گوش دادن، در هسته‌اش، مراقبت است – به شرکای مکالمه‌مان کمک می‌کند تا داستان‌های مورد علاقه‌شان را بیشتر کنند و رشد دهند.

یکی از بزرگ‌ترین شوک‌های فرهنگی برای مون هنگامی که در نوجوانی از کره به کانادا نقل مکان کرد، این بود که چگونه همه او را تشویق می‌کردند که صحبت کند.

او می‌گوید: «در غرب، تأکید زیادی بر توانایی صحبت کردن وجود دارد. “حتی دوره های رهبری به رهبران می آموزد که چگونه از صدای خود برای فرمان دادن به حضور استفاده کنند – همه اینها در خدمت این است که دیگران به آنها گوش دهند.”

مون که بزرگ شد و سکوت را به عنوان یک فضیلت ارزش قائل شد، رویکرد متفاوتی را پیشنهاد می‌کند: «چرا به رهبران یاد نمی‌دهیم به گونه‌ای گوش دهند که دیگران را تشویق به صحبت کردن کند؟»

شرایط ما هر چه که باشد، گوش دادن اغلب در معناسازی نقش بسزایی دارد. گوش دادن خوب مستلزم انتخاب های آگاهانه و آگاهانه است. یک نکته از تمرین مربیگری مون: «هنگام گوش دادن، از خود بپرسید، من تازه شنیدم که می گویند می خواهند یا به آن اهمیت می دهند? آن را با استفاده از کلمات دقیق آنها به آنها منعکس کنید. سپس مکث کنید و بگذارید ادامه دهند.”

این تکنیک ساده نه تنها درک را گسترش می دهد، بلکه ارتباط را عمیق تر می کند. شما حتی می توانید آن را برای خودتان اعمال کنید. هنگامی که ذهن شما غرق شد، مکث کنید و در نظر بگیرید که این افکار در مورد ارزش های شما به شما چه می گویند.

با سوالات بیش از حد بار نکنید

ارزش پرسیدن سوالات درستی که در آن زمان برای مشتری کار می کند را نمی توان اغراق کرد. با این حال، این بدان معنا نیست که بیشتر بهتر است. تحقیقات مون نشان می‌دهد که با کسب مهارت مربیان، کمتر به سؤالات و بیشتر به فرمول‌ها متکی هستند. در برخی موارد، افراد مبتدی در بیش از 70 درصد مواقع سؤال می‌پرسیدند، در حالی که تمرین‌کنندگان باتجربه‌تر در کمتر از 20 درصد از ارتباطات خود از سؤالات استفاده می‌کردند. به گفته مون، این تغییر، درک بهتر و کالیبراسیون را در طول تعاملات تضمین می کند.

آثار فوق العاده کلمات معمولی

بر اساس ساعت‌های بی‌شماری گوش دادن به دیالوگ‌ها، مون چندین کلمه رایج را شناسایی کرده است که می‌توانند تاثیر قابل‌توجهی داشته باشند:

  • در عوض: این کلمه تمرکز را از چیزی که نمی‌خواهم (“من این را نمی‌خواهم”) به آنچه ترجیح داده می‌شود (“من این را می‌خواهم، در عوض” تغییر می‌دهد. این تغییر ظریف و در عین حال قدرتمند دیدگاه جدیدی را تشویق می‌کند و می‌تواند در هدایت مجدد مکالمات به سمت نتایج مثبت بسیار مفید باشد.
  • با این حال: وقتی مشتریان مون به دلیل ناامیدی از احساس گیر افتادن یا نداشتن پاسخ به سؤالاتش می گویند: «نمی دانم»، او پاسخ می دهد: «تو نمی دانی هنوز زیرا احتمالاً اولین بار است که این سؤال را می شنوید. راحت باش.” با وجود اینکه یک کلمه کوچک و سه حرفی است، هنوز قدرتمند است زیرا حاکی از پیشرفت است.
  • در حال حاضر: مردم اغلب از عباراتی مانند “تو تقریباً آماده ای!” برای تشویق دیگران اما این می تواند بیشتر از اینکه انگیزه دهد، خسته کننده باشد. درعوض، تصدیق اینکه کسی در حال حاضر کجاست، به آنها کمک می کند پیشرفت فعلی خود را ببینند. گفتن به مشتری که در مقیاس 10 امتیازی به خود 7 امتیاز داده است “شما تقریباً در 10 هستید” بر شکاف کسری بین 7 تا 10 تمرکز می کند. گفتن “شما هستید” در حال حاضر در 7. چه چیزی شما را به این عدد رساند؟ نقاط قوت، منابع و پیشرفت موجود آنها را برجسته می کند.

این سه کلمه –در عوض، هنوز، و در حال حاضر– همچنین می تواند در گفتگوهایی که با خودمان داریم موثر باشد (در عوض از تعقیب تایید دیگران، تصمیم می‌گیرم بهتر از خودم مراقبت کنم. من در بهترین حالتم نیستم، هنوز. من هستم در حال حاضر لذت بردن از ثواب طبیعت گردی روزانه ام.) حداقل آنها مهربانی و شفقت را دعوت می کنند. این شاهکار کوچکی نیست، چه ما به دنبال تقویت روابط خود با دیگران باشیم یا با خود.

با تشکر فراوان از هاسون مون برای زمان و بینش او مون یک دانشمند ارتباطات، مربی و نویسنده این کتاب است مربیگری A تا Z: استفاده فوق العاده از کلمات معمولی (2022).

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان