20:30 - 2024/11/13

جدایی با کودکان بزرگسال

[ad_1] در سال 1935، جانورشناس کنراد لورنز مشاهده کرد که جوجه اردک ها و جوجه غازها معتقدند اولین شیئی که دیدند یا شنیدند والدین آنهاست. وقتی جوجه اردک‌هایی که تازه از تخم در آمده بودند در معرض صدای لورنز قرار گرفتند، فکر کردند: “ماما...

جدایی با کودکان بزرگسال

[ad_1]

در سال 1935، جانورشناس کنراد لورنز مشاهده کرد که جوجه اردک ها و جوجه غازها معتقدند اولین شیئی که دیدند یا شنیدند والدین آنهاست. وقتی جوجه اردک‌هایی که تازه از تخم در آمده بودند در معرض صدای لورنز قرار گرفتند، فکر کردند: “مامان!” این نقش فرزندی در پرندگان غیراختصاصی بود: حتی یک توپ قرمز جهنده می‌توانست به پدر و مادر جوجه اردک تبدیل شود.

ممکن است یک “نقاط” معکوس کودک بر روی والدین دلیلی باشد که والدین با وجود یک رابطه سمی در جدایی از یک کودک بزرگسال با مشکل مواجه می شوند. برای اکثریت قاطع، لنزی که توسط آن والدین به کودک بالغ می‌نگرند، با تمایلات ذاتی برای مراقبت از موجودی آسیب‌پذیر که کاملاً به مراقب خود وابسته است، شکل می‌گیرد و تقویت می‌شود. این نقش به قدری قوی است که می تواند منجر به نادیده گرفتن عیوب و عیوب آشکار کودک بزرگسال شود. این می تواند قطع کردن یک کودک بالغ را تقریباً غیرممکن کند.

علاوه بر این، این دشواری این است که قطع رابطه یک کودک بالغ بر خلاف انتظارات اجتماعی از والدین بودن به عنوان پایدار است: یک رابطه همیشگی. دوری خانواده دردناک است. قطع رابطه با یک کودک بالغ به معنای اعتراف به شکست به عنوان والدین است. در مجموع، دلایل زیادی برای اجتناب از قطع رابطه یک کودک بالغ وجود دارد. با این حال، ممکن است مواقعی پیش بیاید که جدایی از یک کودک یا کودکان بزرگسال، انتخاب دشوار اما درستی باشد.

علل بیگانگی بین والدین و کودکان بزرگسال متفاوت است

کار و همکارانش یک تجزیه و تحلیل کیفی از بیگانگی والد-کودک بالغ را از طریق پاسخ‌های والدین و کودکانی که از وب‌سایت‌هایی که پشتیبانی می‌کنند نمونه‌برداری کردند، انجام دادند. والدین اکثراً زن (93 درصد) بودند، به طور متوسط ​​56 سال سن داشتند و حدود پنج سال از فرزند یا فرزندان خود بیگانه بودند. کودکان بالغ نیز عمدتاً زن (82 درصد)، به طور متوسط ​​40 سال سن داشتند و حدود 9 سال از والدین یا والدینشان بیگانه بودند. هر دو گروه عمدتاً قفقازی بودند و در ایالات متحده زندگی می کردند، اگرچه از 11 کشور دیگر نیز پاسخ هایی دریافت شد.

مسلماً، با توجه به توزیع جنسیتی نمونه مورد مطالعه و اینکه از افرادی که برای حمایت به وب‌سایت‌ها دسترسی داشتند، نمونه‌گیری شد، ممکن است بیشتر به بیگانگی مادر و دختر اشاره کند، جایی که بریدگی همچنان ناراحت‌کننده بود. با این وجود، مضامینی که پدیدار شدند، دریچه ای به آنچه باعث بیگانگی والدین-کودک می شود ارائه می دهد: درون خانوادگی (رفتار منفی بین اعضای جدا شده)، بین خانوادگی (مربوط به موقعیت های خارج از خانواده)، و بین فردی (ویژگی های شخصیتی یکی از اعضای خانواده).

والدین تمایل داشتند که بیگانگی را به عوامل بیرونی (روابط قابل اعتراض) نسبت دهند، نه سبک های شخصیتی یا رفتارشان. دلیل اصلی والدین برای قطع رابطه با فرزندان بزرگسال خود، عوامل استرس زا موقعیتی یا خانوادگی بود (به عنوان مثال، رابطه ناپسند کودک بزرگسال به عنوان باعث ایجاد رفتار حق طلبانه یا مضر کودک بالغ). از سوی دیگر، کودکان بزرگسال، بیگانگی را به رفتار والدین خود نسبت می‌دهند، مانند احساس عدم حمایت یا عدم پذیرش از سوی آنها و عدم تمایل آنها به پذیرش انتخاب‌های رابطه.

انتخاب سخت اما درست

تعداد کمی از والدین در کار و همکاران. مطالعه نقش آنها را در خود محوری کودکان بزرگسالشان تشخیص داد. نویسندگان فرض کردند که این ممکن است به دلیل حمایت بیش از حد یا سازگاری بیش از حد باشد. یک نتیجه گیری جالب توسط والدین و کودکان بزرگسال در Carr و همکاران. مطالعه این بود که حتی والدین خود را عامل بیگانگی می‌دانستند – اینکه این والدین بودند که مسئول حفظ رابطه والد-فرزند بودند و نه فرزند بزرگسال. کودکان بزرگسال منابع بیگانگی را به ویژگی های شخصی والدین خود (سمیت) مرتبط می دانند. با توجه به این دیدگاه، اغلب این کودک بزرگسال است که دکمه خروج را روی والد فشار می دهد، نه برعکس.

روانشناس جاشوا کولمن پیشنهاد کرد که ممکن است هویت کودک آسیب دیده یا رنج دیده به واسطه محدودیتی که جامعه برای معنی تروما تعیین می کند، تقویت شود، مانند شکست والدین در حفظ ازدواج، داشتن خانواده دوم، یا داشتن والدین هلیکوپتری، استقلال را خفه کرد این ممکن است منجر به این شود که کودکان بزرگسال به والدین خود برچسب‌های خودشیفته یا سمی بزنند، به ویژه زمانی که والدین بزرگسال محدودیت‌هایی را تعیین می‌کنند یا بند مالی را قطع می‌کنند. مطالعه موج سنی/مریل لینچ نسبت به همین نکته است: این نظرسنجی در سال 2018 از والدین نشان داد که 79 درصد از والدین به فرزندان اولیه خود (شامل مسکن، اتومبیل و تعطیلات) حمایت مالی می‌کنند که دوبرابر چیزی است که آنها بودند. کمک به حساب های بازنشستگی

راه های آشتی

ممکن است مسیرهایی برای آشتی وجود داشته باشد. بیگانگی نباید دائمی باشد. محققان پیشنهاد می‌کنند که اعتراف به شکست‌ها و پذیرفتن مسئولیت اشتباهات ممکن است مسیری را برای ارتباط بین والدین و کودک یا فرزندان بزرگسال باز کند. این امر مستلزم آن است که والدین انتظارات سفت و سخت، غیرمنصفانه یا غیرواقع بینانه ای از موفقیت شغلی، مالی یا رابطه ای فرزند بالغ دارند که به نقض رابطه کمک کرده است یا خیر.

خواندن ضروری Family Dynamics

در هر شرایطی مواجه شدن با کاستی‌ها دشوار است، به‌ویژه زمانی که والدین باور ندارند که رفتارشان آنقدر فاحش بوده که باعث ایجاد بیگانگی شود. در چنین شرایطی، اگر آشتی برای والدین سالم باشد، در آن صورت فرو بردن وسوسه اصلاح، شفاف سازی و توجیه رفتار خود ممکن است بهایی باشد.

مسیر آشتی ممکن است با موانعی روبه‌رو شود اگر کودک بزرگسال رنجش (خشم) نامتناسب با آنچه اتفاق افتاده است (مثلاً عدم حضور در چند رویداد بعد از مدرسه) و یادآوری او تحریف شود (مثلاً اینکه والدینش هرگز در هیچ رویدادی شرکت نکرده‌اند) ممکن است با موانعی روبرو شود. و به شیوه ای توهین آمیز (مثلاً فحش دادن، فریاد زدن و غیره) با والدین ارتباط برقرار می کند. در چنین شرایطی ممکن است راه های آشتی امکان پذیر نباشد. هنگامی که رفتار نامنظم کودک بزرگسال ناشی از مشکلات سوء مصرف مواد مخدر یا الکل باشد، از بیماری روانی شدید رنج می برد و تحت درمان قرار نمی گیرد، یا درگیر رفتار مجرمانه است، آنها واقع بینانه یا سالم نیستند. در چنین شرایطی، والدین ممکن است مجبور شوند آنچه را که برای کودک بزرگسال مفید است (مثلاً تعیین حد و مرز) از آنچه که رفتار بد آنها را ممکن می کند (مثلاً تسلیم شدن در برابر خواسته های مالی) متمایز کند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان