آیا تا به حال قبل از یک سخنرانی بزرگ، پروانه ها را در شکم خود احساس کرده اید؟ یا موجی از آرامش بعد از یک نفس عمیق؟ اینها نمونههایی از نشانههای درونی هستند – سیگنالهای فیزیکی از داخل بدن شما که بر احساس شما تأثیر میگذارند و همچنین ممکن است بر انتخابهای شما تأثیر بگذارند.
اما وقتی با یک تصمیم دشوار مواجه میشویم، آیا باید به غرایز درونی خود اعتماد کنیم یا مواقعی وجود دارد که کنار گذاشتن این سیگنالها عاقلانهتر است؟ پاسخ دقیق است و ممکن است بستگی به این دارد که از چه کسی بپرسید و چه احساسی دارید، و همچنین به توانایی شما برای درک دقیق سیگنالهای بدنتان بستگی دارد.
رهگیری چیست؟
اغلب حس “پنهان” نامیده می شود، رهگیری به پردازش سیگنال هایی اشاره دارد که از داخل بدن شما می آیند – برای مثال، احساس تپش قلب، نفس کشیدن یا دانستن اینکه چه زمانی گرسنه یا تشنه هستید. جای تعجب نیست که این سیگنالها سرنخهای مهمی برای حفظ تعادل در بدن شما ارائه میدهند – برای مثال، وقتی احساس تشنگی میکنید، شما را به خوردن نوشیدنی ترغیب میکنند – با این حال، آنها همچنین اساس تجربه عاطفی را تشکیل میدهند. در واقع، تقریباً همه نظریههای احساسات نشان میدهند که ادراک سیگنالهای بدنی نقشی در تجربه عاطفی بازی میکند، اگرچه نحوه تفسیر این سیگنالها با توجه به زمینه مهم است: پروانههایی که در شکم خود احساس میکنید میتوانند به عنوان عصبی بودن تعبیر شوند. اگر قرار است برای اولین قرار ملاقات داشته باشید، در حال سخنرانی یا هیجان هستید.
یک لحظه چشمان خود را ببندید و بی حرکت بنشینید. آیا می توانید ضربان قلب خود را احساس کنید؟
ممکن است اصلاً چیزی احساس نکنید، یا شاید ضربان قلب خود را خیلی واضح حس کنید. گاهی اوقات، ممکن است فکر کنید آن را زمانی احساس میکنید که ندارید یا نمیتوانید آگاهانه آن را درک کنید، در حالی که واقعاً میتوانید. در آزمایشهای آزمایشگاهی، افراد در میزان دقت آنها میتوانند احساسات بدنی خود را درک کنند و میزان آگاهی آنها از حساسیت خود بسیار متفاوت است. این تفاوتهای فردی در توانایی شنود ممکن است بر نحوه پردازش احساسات و تصمیمگیری تأثیر بگذارد.
آیا شنود می تواند بر تصمیم گیری تأثیر بگذارد؟
احتمالاً عبارت «به دل خود اعتماد کنید» را شنیدهاید و تحقیقات نشان میدهد که ممکن است حقیقتی در آن وجود داشته باشد. شواهد نشان میدهد که سیگنالهای بدن – بهویژه سیگنالهای ضربان قلب ما – ممکن است بر تصمیمگیریهای ما تأثیر بگذارد، بهویژه زمانی که خطر در میان باشد. در اوایل دهه 1990، آنتونیو داماسیو و همکارانش “فرضیه نشانگر سوماتیک” را معرفی کردند. این ایده پیشنهاد می کند که سیگنال های فیزیولوژیکی یا “نشانگرهای جسمی” ممکن است تصمیمات ما را در موقعیت های نامشخص هدایت کنند (داماسیو و همکاران، 1991).
داماسیو و همکارانش برای آزمایش این فرضیه از تکلیف قمار آیووا استفاده کردند (بچارا و همکاران، 1997). در این کار، شرکتکنندگان کارتی را از چهار عرشه انتخاب کردند: عرشههای A و B پاداشهای بالاتری ارائه میکنند اما خطرات بیشتری را به همراه دارند، در حالی که عرشههای C و D پاداشهای کوچکتری با ریسکهای کمتر ارائه میکنند. آنها دریافتند که شرکت کنندگان در مواجهه با تصمیمات پرخطری که ظاهراً آنها را از انتخاب های ضعیف دور می کند، حتی قبل از اینکه بتوانند به طور شفاهی دلیل آن را توضیح دهند، پاسخ های پوستی پیش بینی کننده ای را نشان می دهند – تغییراتی در نشانگرهای فیزیولوژیکی مانند پاسخ عرق.
مطالعات بعدی نشان داد که تفاوت های فردی در برانگیختگی فیزیولوژیکی، مانند افزایش ضربان قلب، با سطوح بیزاری از دست دادن مرتبط است (سوکول-هسنر و همکاران، 2009). این نشان میدهد افرادی که هنگام مواجهه با ضررهای احتمالی واکنشهای فیزیکی قویتری را تجربه میکنند، تمایل بیشتری به ضرر دارند، به این معنی که احتمال دارد از انتخابهای پرخطری که میتواند منجر به نتایج منفی شود، اجتناب کنند. همان تیم تحقیقاتی بعداً مشاهده کردند که افرادی که بهتر میتوانستند صداهای ارائه شده را تشخیص دهند، زمانی که بیشتر مردم صداها را همزمان با ضربان قلب خود تشخیص میدهند، به جای تأخیر، بیشتر از خود بیزاری از دست دادن نشان میدهند. این نشان میدهد که توانایی ما برای درک نشانههای بدنی ممکن است تأثیر برانگیختگی فیزیولوژیکی را بر تمایل ما برای اجتناب از ضرر افزایش دهد (سوکول-هسنر و همکاران، 2014).
کار اخیر بیشتر نشان می دهد که ارتباط بین شنود و تصمیم گیری در دنیای واقعی و موقعیت های پرمخاطره وجود دارد. معاملهگران مالی که بهتر میتوانستند ضربان قلب خود را بشمارند (بدون احساس نبضشان)، تصمیمات سودآورتری اتخاذ میکردند، با عملکرد شمارش ضربان قلبشان که پیشبینی میکرد چه مدت در بازارهای مالی دوام میآورند (کانداسامی و همکاران، 2016).
این نتایج با هم نقش بالقوه ای را برای شنود در تصمیم گیری نشان می دهد.
آیا همیشه بهتر است از قلب خود پیروی کنیم؟
اگرچه ایده “پیروی از قلب خود” جذاب به نظر می رسد، اما ممکن است به همه در تصمیم گیری کمک نکند – به خصوص کسانی که تمایل دارند به سیگنال های بدن بیش از حد واکنش نشان دهند. تحقیقات نشان می دهد که در افراد مبتلا به اختلال هراس، توانایی شمارش ضربان قلب به آن مربوط می شود فقیرتر عملکرد در وظایف قمار آیووا، الگوی مخالف با آنچه در کنترل ها و معامله گران مالی دیده می شود همانطور که در بالا مورد بحث قرار گرفت (Wölk et al., 2014). اختلال هراس اغلب شامل تعبیر نادرست احساسات طبیعی بدن، مانند کمی افزایش ضربان قلب، به عنوان چیزی است که باید نگران آن باشد. این می تواند منجر به اجتناب از فعالیت هایی شود که ممکن است ضربان قلب را افزایش دهند، مانند ورزش یا کافئین. در مجموع، این نتایج نشان میدهد که برای برخی از افراد – به عنوان مثال، مبتلایان به اختلال هراس – توانایی بهتر درک احساسات بدنی مانند ضربان قلب ممکن است واقعاً تصمیمگیری پرخطر را مختل کند.
علاوه بر تفاوتهای بین افراد، سیگنالهای داخلی بدن ممکن است تنها بر انواع خاصی از تصمیمها تأثیر بگذارد، بهویژه آنهایی که ریسک بالایی دارند. در واقع، تحقیقات نشان میدهد که افرادی که گزارش میدهند با سیگنالهای بینابینی هماهنگتر هستند، هنگام مواجهه با انتخابهای پرمخاطره، ریسکگریزی بیشتری دارند، اما این تفاوتهای بینابینی به تصمیمهای کم خطر مرتبط نیستند (سالواتو و همکاران، 2019). این نشان می دهد که در حالی که تفاوت های بینابینی ممکن است به تصمیمات مخاطره آمیز مربوط شود، ممکن است برای انتخاب های روزمره بیشتر به تفکر منطقی تکیه کنیم.
خواندن های ضروری تصمیم گیری
بنابراین، آیا باید از قلب خود پیروی کنید؟
در حالی که “اعتماد به روده خود” ممکن است جذاب به نظر برسد، عوامل بسیاری فراتر از نشانه های بدنی یا “نشانگرهای جسمی” تصمیمات ما را شکل می دهند. همه پاسخ های فیزیولوژیکی به طور قابل اعتمادی ما را راهنمایی نمی کنند، و گاهی اوقات، سیگنال های بدنی ما حتی ممکن است قضاوت ما را گمراه کنند، به ویژه اگر ما مستعد تجزیه و تحلیل بیش از حد سیگنال های بدن باشیم یا واکنش های احساسی شدید به نشانه های بینابینی را تجربه کنیم. اگرچه تحقیقات نشان میدهد که شنود ممکن است در تصمیمگیری مخاطرهآمیز نقشی داشته باشد، اندازهگیری این تفاوتهای فردی چالش برانگیز است و هنوز بحث در مورد اینکه این اقدامات واقعاً چه چیزی را نشان میدهند وجود دارد.
در حالی که هیئت منصفه هنوز بیرون است، دفعه بعد که با یک تصمیم بزرگ روبرو شدید، به صدای قلب خود گوش دهید – اما اگر دلیل شما را به جای دیگری هدایت کرد، در مخالفت با روحیه خود تردید نکنید.
جنیفر مورفی یک مدرس ارشد در دانشکده روانشناسی در دانشگاه ساری است. رن پالمر دکتری است. دانشجوی دانشکده روانشناسی در دانشگاه ساری در حال بررسی شنود، تحت نظارت دکتر مورفی.