شیخ حسین انصاریان | بیوگرافی شیخ حسین انصاریان/ به احترام ۸۰ سالگی شیخ حسین انصاریان
حسین انصاری عموی مرحوم علی انصاریان میباشد.
حسین انصاری عموی مرحوم علی انصاریان میباشد.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن، حسین انصاریان یکی از روحانیون شیعه ایرانی میباشد. وی عموی فوتبالیست ایرانی نیز بوده است. حسین انصاریان متولد خوانسار میباشد. وی متولد سال 1323 میباشد. پدرش محمدباقر از خاندان انصاریان و مادرش از سادات مصطفوی آن شهر بود. زندگینامه حسین انصاریان برای خیلی از افراد سوال شده است. برای با خبر شدن از جزئیات بیشتر و کسب اطلاعات بیشتر اندیشه قرن را تا انتها دنبال کنید و نظرات خود را با ما در میان بگذارید.
قرنهاست كه شهرستان خوانسار چهره هاى بزرگ علمى و ادبى و هنرى و چهره هايى بس ماندگار را به جامعه بشرى تحويل داده است .
چهره هاى عالم و ملكوتى مانند مرحوم آیت الله العظمى آقا حسين خوانسارى (رحمه الله) ، مرحوم آیت الله العظمى آقا جمال خوانسارى (رحمه الله) ، مرحوم آیت الله العظمى سيد محمد تقى خوانسارى (رحمه الله) ، مرحوم آیت الله العظمى سيد احمد خوانسارى (رحمه الله) و هزاران عالم ديگر همگى برخاسته از اين قطعه ايران اسلامى مى باشند .
دانشمند معظم ، استاد حسين انصاريان در18 آبان ماه سال 1323 در اين شهر عالم پرور متولد شد .
پدر او از خاندان حاج شيخ مى باشد . اين خاندان از خانواده هاى شناخته شده و خدمتگذار به دين بوده اند و عالمان باعظمتى در اين خاندان بزرگ به چشم مى خورد . مرحوم آیت الله العظمى شيخ موسى انصاريان ( خوانسارى ) (رحمه الله) كه شخصيت علمى و دينى او بر اهل فن پوشيده نيست نيز از همين خانواده بود .
مرحوم امام خمينى رضوان الله تعالى عليه مى فرمودند : بهترين كتاب صلاه در فقه شيعه ، كتاب مرحوم آیت الله انصاريان مى باشد .
او دهها اثر علمى از خود بجا گذاشت كه منيه الطالب كه تقريرات درس مرحوم نائينى است از آثار علمى آن بزرگوار مى باشد .
در شهر نجف قاطبه علما به مرجعيت آن مرحوم – بعد از آیت الله العظمى اصفهانى – اعتقاد داشتند ، اما عمر او كفاف نداد و قبل از مرحوم سيد از دار دنيا رفت .
خانواده مادرى استاد ، از سادات مصطفوى آن شهر مى باشند كه جد مادرى استاد از چهره هاى شناخته شده و امين آن شهر بوده و بارها اتفاق مى افتاد كه علماى زيادى كه از نجف و قم به خوانسار مىآمدند به منزل او وارد مى شدند .
استاد در سن 3 سالگى خاطره اى در اين مورد بيان مى كنند : « روزى آیت الله العظمى محمد تقى خوانسارى (رحمه الله) به منزل جد ما آمده بود . من در سنين كودكى در اتاق را باز كردم و مستقيم به طرف آیت الله خوانسارى رفتم و در آغوش او نشستم . پدربزرگم جلو آمد كه من را به اندرون ببرد . آیت الله خوانسارى جلوى او را گرفت و مرا نوازش كرد و از من پرسيد : مى خواهى در آينده چكاره شوى؟ جواب دادم : مى خواهم مثل شما بشوم . ايشان در حق من دعا كرد .
هر گاه شبح آن خاطره از ذهنم مى گذرد ، و ياد آن چهره ملكوتى و دعاى آن بزرگوار كه مى افتم ، يكى از شيرين ترين خاطرات عمرم در ذهنم تداعى مى شود » .
استاد انصاريان در سومين بهار زندگى بود كه دست تقدير ، خانواده او را منتقل به تهران كرد ، و در يكى از محله هاى مذهبى آن شهر – خيابان خراسان – سكونت گزيدند .

حسین انصاریان
محور علمى آن منطقه در آن زمان مرحوم آیت الله حاج شيخ على اكبر برهان (رحمه الله) بود . استاد در همان اوان كودكى از محضر پرفيض آن استاد الهى بهرمند شد . معظم له بارها به اين نكته اذعان مىكند كه : « تاكنون مانند و همتاى او را در ميان چهره هاى روحانى نديدهام » .
آیت الله برهان كه عالمى تحصيل كرده و مجتهدى وارسته بود ، در آن روزها امامت جماعت مسجد لُر زاده را عهده دار بود . آن عالم آگاه مسجد را به نحوى اداره مى كرد كه خردسال و جوان و پير مجذوب آن كانون الهى بودند . همچنين آن مرحوم مدرسه اى را در آن منطقه بنا گذاشت كه شاگردان از كلاس اول تحت تربيت مستقيم آن مرحوم قرار گرفته بودند .
استاد انصاريان يكى از خاطرات خود را در مورد مرحوم برهان چنين بيان مى كند : « بارها از آن مرحوم در منبر و كلاس شنيده بودم كه علاقه اى نداشت در تهران بميرد و در تهران دفن شود ، و اين مسأله به عنوان دعايى در آمده بود كه آن مرحوم با اشك چشم در ليالى احيا به محضر پروردگار عرضه مى كرد . عاقبت آن بزرگوار در سال 1338 زمانى كه من 14 سال بيشتر نداشتم در سفر حج در حريم امن پروردگار از دنيا رفت و پيكر پاك او در شهر جده نزديك به مدفن حضرت حوا دفن گرديد » .
ديدن چهره ملكوتى آن استاد اخلاق ، و منش و روش زندگانى او در استاد اثر عميق بخشيد ، به نحوى كه استاد جاى خالى آن معلم الهى را تا هم اكنون نيز در وجود خود حس مى كند .
استاد انصاريان از كودكى با چهره هاى الهى مأنوس بود . چهره هايى مانند مرحوم آیت الله سيد محمد تقى غضنفرى (رحمه الله) امام جماعت مسجد دوراه خوانسار – محله پدرى استاد در شهر خوانسار – كه باز هم خاطره اى از آن مرحوم از زبان استاد بيانگر اين انس و الفت روحانى و معنوى معظم له با بزرگان و فرزانگان است : « سال اولى كه به سلك محصلان دينيّه در آمده بودم ، و خبر آن به مرحوم غضنفرى رسيد ، در منزل خود به مناسبت طلبگى من مهمانى خاطره انگيزى را ترتيب داد و در آن مهمانى از بستگان پدرى و عده اى از اهالى محل را دعوت نمود .
اين مهمانى از آن عالم وارسته آن هم به مناسبت اينكه من قدم در وادى علم گذاشته بودم آن هم در سنين جوانى ، اثر تشويقى بسزايى در من داشت . مرحوم غضنفرى عالمى وارسته و ساده زيست بود و سالها در شهر خوانسار در زمان طاغوت نماز جمعه را اقامه مى نمود » .
يكى ديگر از آن چهره هاى ملكوتى ، مرحوم آیت الله سيد حسين علوى خوانسارى (رحمه الله)بود . مرحوم علوى از مجتهدان سرشناس خوانسارى بود و درمحله بالاى خوانسار – محله مادرى استاد – اقامه جماعت و تدريس داشته و صدها محصل علوم دينى از محضر او استفاده ها بردند . ايشان در حالى از نجف اشرف به خوانسار آمده بودند كه استادان آن بزرگوار اجتهاد او را مكتوباً تصريح نموده بودند .
باز هم پاى صحبت استاد مى نشينيم و خاطره اى از آن مرحوم مىشنويم : « سال اولى بود كه ملبس به لباس روحانيت شده بودم و براى ديدن جد مادرى مرحوم سيد محمد باقر مصطفوى (رحمه الله) و جده ام و اقوام به خوانسار رفته بودم . يكى از آشنايان مرا در خيابان ديد و گفت : حاضرى ده شب در مسجد آقا اسد الله منبر بروى ؟ گفتم : حاضرم . روز اولى كه به مسجد رفتم ديدم آن عالم بزرگوار – مرحوم آیت الله علوى – در جمع مستمعان نشسته است . تعجب كردم كه آن عالم و مجتهد بزرگوار به چه مناسبت پاى منبر جوان نوپايى چون من آمده بود ، پيش خود گفتم : شايد با بانى مجلس رابطه اى دارد ، اما با كمال تعجب ديدم تمام اين ده روز در مجلس شركت كرد و شركت او هم بخاطر تشويق من بوده است » .
يكى ديگر از آن چهره ها آیت الله حاج سيد محمد على ابن الرضا خوانسارى دامت بركاته است كه استاد از كودكى به مناسبت نسبت فاميلى كه به ايشان داشتند ، با ايشان حشر و نشر داشته اند . استاد در خصوص ارتباط با اين عالم متخلق چنين مى فرمايد : « از همان ايام كودكى يك نكته اساسى و زيبا از حضرت آقاى ابن الرضا دامت بركاته – كه داراى موقعيت علمى و شخصيت اجتماعى ممتاز و صفاى باطن هستند – در ذهنم نقش بسته بود كه : در هر شب جمعه بعد از نماز عشاء ، زيارت حضرت اباعبدالله الحسين (عليه السلام) ( وارث ) را ايستاده و با شور و حال براى عموم مردم قرائت مىكردند كه ارتباط اين عالم بزرگوار به اين كيفيت با حضرت سيدالشهداء (عليه السلام) اثرات مثبتى در روحيه من داشت » .
از جمله افرادى كه استاد با آن چهره ها ارتباط داشته اند مى توان از مرحوم الهى قمشه اى (رحمه الله) نام برد كه استاد در جلسه اخلاق آن مرحوم استفاده ها برده است .
مجموعه اين عوامل – عامل خانواده و مربّى اخلاق – باعث شد كه استاد پس از تكميل دروس دبيرستانى ، راه طلبگى را در پيش بگيرد و پس از مشورت با مرحوم الهى قمشه اى (رحمه الله) دروس طلبگى را آغاز كند .
تحصيلات استاد در دو حوزه علمى تهران و قم بوده است . در تهران ادبيات را آغاز مى كند و پس از اتمام ادبيات به محضر عالم ربانى حضرت آیت الله ميرزا على فلسفى دامت بركاته – كه آن روزگار بعد از مرحوم برهان در مسجد لُر زاده اقامه جماعت داشته اند – مىرسد و از ايشان تقاضا مى كند كتاب معالم الاصول را به صورت خصوصى براى ايشان تدريس فرمايد . آن عالم كم نظير – كه جزء معدود كسانى هستند كه مرحوم آیت الله العظمى خوئى (رحمه الله) كتباً به اجتهاد او تصريح داشته – تقاضاى استاد را مى پذيرد و پس از اتمام لمعتين و معالم از محضر آیت الله فلسفى كسب اجازه مى نمايد تا به حوزه علميه قم مهاجرت نمايد . آیت الله فلسفى استاد را تشويق نموده و ايشان را با مهربانى در آغوش مى گيرد و زمانى كه استاد تقاضاى نصيحتى مى كند كه ره توشه راه او باشد ، آیت الله فلسفى حديثى را از پيامبر بعنوان هديه و زاد به او مى فرمايد كه : « مَن كَانَ لِلَّهِ كانَ اللّهُ لَه » . استاد انصاريان مى فرمايد : « از آن روز تا به امروز سعى كردم با خدا باشم و ديدم خدا هم در همه مراحل زندگى با من بود . آرى ، هركس كه با او باشد خدا نيز با او خواهد بود » .
استاد در حوزه علميه قم نيز مانند تهران سعى مى نمايد با چهره هاى الهى مأنوس باشد . لذا به محضر مرحوم آیت الله حاج شيخ عباس طهرانى (رحمه الله) مى رسد و از محضر پربركت او بهره ها مى برد . همچنين در جلسات اخلاقى مرحوم حاج آقا حسين فاطمى (رحمه الله) شركت مى نمايد و در اين زمينه مى فرمايد : « غالب سخنرانى هاى اخلاقى آیت الله فاطمى همراه با اشك چشم و شور و حال از جانب خود آن مرحوم و شاگردان بود » .
سرانجام بدست مبارك مرحوم آیت الله حاج شيخ عباس طهرانى (رحمهالله) ملبس به لباس روحانيت مى گردد و تحصيلات خود را اينگونه ادامه مى دهد : رسائل و مكاسب و كفايه را نزد علماى گرانقدرى مانند آیت الله اعتمادى ، آیت الله العظمى فاضل لنكرانى ، آیت الله صالحى نجف آبادى و آیت الله صانعى فرا مى گيرد .
پس از اتمام سطوح عاليه وارد مرحله استنباطى فقه و اصول – درس خارج – مى گردد . در اين قسمت هم از محضر فقهاى عظام : مرحوم آیت الله سيد محمد محقق داماد (رحمه الله) ، آیت الله منتظرى ، مرحوم آیت الله حاج شيخ ابوالفضل نجفى خوانسارى (رحمه الله) و بالاخص ساليانى از محضر مرحوم آیت الله العظمى حاج ميرزا هاشم آملى (رحمه الله) استفاده ها مى نمايد ، كه حاصل اين برهه از ايام تحصيلى استاد ، تقريرات گرانمايه فقه و اصول درس مرحوم آیت الله حاج ميرزا هاشم آملى (رحمه الله) است كه ايشان به رشته تحرير در آورده اند ، و مباحث حكمت را از حضور آیت الله گيلانى معانى و بيان و بديع را از محضر حجه الاسلام و المسلمين جوادى در تهران استفاده نمودند .
لازم بذكر است كه در پس اين تلاش چشم گير ، معظم له از بزرگان آيات و مراجع تقليد مانند : مرحوم آیت الله العظمى ميلانى (رحمه الله) و مرحوم آیت الله العظمى آخوند همدانى (رحمه الله)و مرحوم آیت الله كمره اى (رحمه الله) و مرحوم آیت الله العظمى گلپايگانى (رحمه الله) و مرحوم آیت الله العظمى حاج سيد احمد خوانسارى (رحمه الله) و مرحوم آیت الله العظمى مرعشى نجفى (رحمه الله) و مرحوم آیت الله العظمى امام خمينى (رحمه الله) صاحب اجازات علميه و روائيّه مى باشند .
استاد بعد از تحصيل علوم دينى و اتمام مدارج عاليه حوزوى و استفاده از محضر بزرگان و اساتيد حوزه علميه براى رسيدن به هدف اصلى خود – كه مهمترين مسئله براى يك محصل علوم دينى محسوب مىشود – كه همان تحقيق و تأليف و تبليغ علوم اسلامى مى باشد ، به سختى از حوزه علميه قم به تهران مراجعت مى نمايد و تاكنون بيش از سى سال است كه مشغول خدمت در وظائف الهى مى باشند .
چهار هزار نوار سخنرانى بى تكرار و بيش از چهل عنوان كتاب – حدود هشتاد جلد – از محصولات اقامت اجبارى معظم له در تهران مى باشد ./ابرنور
اندیشه قرن
پایان/*
اندیشه قرن را در ایتا، روبیکا، پیام رسان بله و تلگرام دنبال کنید.