منبع: Victor Moussa/Adobe Stock
چه با خوردن یک نان شیرینی خشخاش با لوکس، یک ساق بره آبپز غزه، یک کوفته، دوسا، برگر یا ساندویچ تن ماهی، من همیشه سعی می کنم دیپلماسی معده را تمرین کنم، به یاد داشته باشم که همه موجودات زنده به غذا، رزق و روزی و پرورش نیاز دارند. به عنوان انسان، همه ما به “4 A'های عشق” – پذیرش، محبت، قدردانی و توجه – و همچنین “PPUGS” – حضور، صبر، درک، راهنمایی، ایمنی و حمایت نیاز داریم. ما به عنوان آمریکاییها به یک دولت، جوامع و نهادهایی مانند یک دموکراسی فعال که توسط انتخابات آزاد و منصفانه تغذیه میشود، نیاز داریم تا از رفاه ما حمایت کند.
من مفتخرم که به اندازه کافی از این موارد ضروری لذت بردم تا بتوانم از آنها برای دیگران حمایت کنم. من همچنین عمیقاً آگاه هستم که آنها برای همه ما به دلیل درگیری ها در خاورمیانه و جاهای دیگر و سیاست های حزبی اینجا در ایالات متحده تهدید می شوند.
جامعه برای حمایت از نیازهای اساسی کل جمعیت خود به تمایل، اراده و اختیار خود وابسته است و این از بسیاری جهات نبردی دشوار بوده است. آمریکا یک سوگیری سطحی نسبت به فردگرایی و در نتیجه این فرض نادرست دارد که افراد کاملاً می توانند برای خود فراهم کنند. این امر این واقعیت را نادیده می گیرد که همه ما به نحوی به دیگران وابسته هستیم، و به قوانین، حمایت های نهادی، و کار و حسن نیت افراد بی شماری وابسته هستیم که داربستی نامرئی را تشکیل می دهند که به ما آزادی می دهد، اما مسئولیت ما را نیز می طلبد.
این قسمت آخر قرص سختی برای بعضی ها به نظر می رسد. خود اندیشی، پاسخگویی، عذرخواهی و ترمیم شاید برای یک نفس فردی سختترین و برای نهادها و گروهها سختتر باشد.
با تأمل در خود، متوجه می شویم که چقدر به یکدیگر متصل هستیم. ارتباط ما هشداری برای ترس یا مراقبت است. به دلیل سوگیری نسبت به فردگرایی (واقعاً جناح گرایی)، از نظر فرهنگی، درک تأثیر خود بر یکدیگر و تأثیر محیط اجتماعی بر چشم انداز فردی و گروهی مان دشوارتر است. همانطور که در پست قبلی برای روانشناسی امروز، “جامعه امتیاز را حفظ می کند” ناراحتی های فردی، خانوادگی، فرهنگی و خرد و شفقت جمعی ما.
سلامت و رفاه روانی من به طرق بیشماری به سلامت روان و رفاه دیگران بستگی دارد، و وقتی رفاه دیگران در معرض تهدید قرار میگیرد، میدانم که رفاه جامعه آمریکا و جهان در معرض تهدید است. همانطور که رئیس سلث، که با نام سیاتل نیز شناخته می شود، گفت: «بشر تار و پود زندگی را نبافته است. ما فقط یک رشته در درون آن هستیم. هر کاری که با وب می کنیم با خودمان انجام می دهیم. همه چیز به هم گره خورده است. همه چیز به هم متصل است.» من می توانم استدلال کنم که سخنان رئیس سلث به همان اندازه بخشی از آگاهی بنیانگذار ملت است که آبراهام لینکلن یا قانون اساسی.
رای دادن یکی از مسیرهای اصلی برای ثبت ارتباط ما با دیگران، در نارضایتی ها، اهداف عمل گرایانه و چشم انداز آینده ای بهتر است.
رای گیری به عنوان یک عامل اجتماعی تعیین کننده سلامت و سلامت روان
رای گیری توسط انجمن پزشکی آمریکا و سایر سازمان های پزشکی به عنوان عامل اجتماعی تعیین کننده سلامت نامگذاری شده است. در مقاله ای که در خدمات روانپزشکی، روانپزشکان گرازیان و همکاران استدلال می کنند که رای دادن نیز یک عامل اجتماعی تعیین کننده سلامت روان است. آنها می نویسند:
شواهد طولی اخیر نشان می دهد که مشارکت مدنی، از جمله رای دادن، داوطلب شدن، و فعالیت اجتماعی، با کاهش علائم افسردگی و رفتارهای پرخطر مرتبط با سلامتی مرتبط است. داده های گروه تمرکز نشان می دهد که مشارکت سیاسی یک عنصر مهم در بهبود روانپزشکی است. جوامع قوی مدنی نرخ خودکشی کمتری دارند، که نشان میدهد مشارکت مدنی ممکن است در برابر محرکهای ساختاری خطر خودکشی محافظت کند. نتایج انتخابات بر دسترسی به مسکن، مراقبت های بهداشتی، حمل و نقل، ایمنی محله و سایر منابع عمومی تأثیر می گذارد. عدم دسترسی به این عوامل اجتماعی تعیین کننده سلامت با پیامدهای بد سلامت روان همراه است. مشارکت مدنی، از جمله رای دادن، پیامدهایی برای سیاستهایی دارد که به این عوامل و سایر عوامل تعیینکننده اجتماعی سلامت میپردازند. این شواهد در حال ظهور، اگرچه محدود است، اما به یک رابطه مهم بین مشارکت مدنی و بهبود سلامت روان اشاره میکند، و نشان میدهد که رای دادن به عنوان شکلی از مشارکت مدنی یک عامل اجتماعی تعیینکننده سلامت روان است.
رای دادن و مشارکت مدنی حس عاملیت را فعال می کند و می تواند به ایجاد حس تعلق بیشتر کمک کند. علاوه بر این، وقتی رای میدهیم، تصمیم میگیریم که چگونه با اهداف و مشکلات خود در سطوح شخصی، اجتماعی و ملی ارتباط برقرار کنیم. ما می توانیم به ظرفیت کمتر یا بیشتر برای مقابله با اختلافات و نارضایتی ها رأی بدهیم.
رای گیری و کاهش تعصب ناخودآگاه و جمعی
گوردون آلپورت روانشناس در فرضیه ارتباط بین گروهی تأثیرگذار خود پیشنهاد کرد که چهار شرط برای کاهش و حذف تعصب و تعصب نژادی و قومی لازم است: موقعیت برابر، اهداف مشترک، همکاری و حمایت نهادی.
به عبارت دیگر، همکاری برابر در جهت اهداف مشترک، با حمایت نهادی، میتواند راه درازی را برای از بین بردن نفرت و حتی تعصبات ناخودآگاه بیشتر انجام دهد.
امسال، ما میتوانیم به آسیبرسانی یا کمک به افراد مشابه یا متفاوت از ما، بهویژه گروههای آسیبپذیر، مانند مهاجران، فقرا، BIPOC، زنان، جمعیت LGBTQ+، معلولان، و هر کسی که از نظر جسمی، روحی یا روانی رنج میبرد، رأی بدهیم. چالش های سلامت رابطه ای
من به عنوان یک روانپزشک و یک آمریکایی امیدوارم که ما با روحیه ترس، کینه یا سرزنش، به ویژه این گروه ها، یا افرادی که از نظر اقتصادی یا فرهنگی احساس محرومیت کرده اند، رای ندهیم، بلکه با روحیه آشتی، رأی بدهیم. رشد، و درک مشترک که همه ما در این با هم هستیم.
اما جمعیتهای آسیبپذیر، آگاهانه یا ناآگاهانه، از شیوهای که آمریکا تاکنون عمل کرده است، تحت تأثیر قرار گرفتهاند. در حرکات قلم موی پهن، ثروتمندان ثروتمندتر شده اند در حالی که فقیرها بیشتر عقب مانده اند. شکاف رو به رشدی از نظر اقتصادی و فرهنگی بین تحصیلکردگان دانشگاهی و کسانی که تحصیل نکرده اند وجود دارد. بین دارندگان و نداشته ها تعصب وجود دارد و در نتیجه سطوح قابل توجهی از رنجش، ترس، بیگانگی، بیهودگی و ناامیدی وجود دارد. افراد کم درآمد و متوسط از همه قومیت ها برای مسکن، مراقبت های بهداشتی، آموزش و بازآموزی، مراقبت از کودکان و حتی موارد اولیه مانند غذا، هوای پاک و آب مبارزه می کنند. همه اینها بر سلامت روان و رفاه اجتماعی تأثیر می گذارد.
اگر ما به مشارکت و تلاش های اندیشمندانه برای اصلاح این عدم تعادل ها رای دهیم، به سمت تعلق عمیق تر پیشرفت خواهیم کرد.
اخیر اقیانوس اطلس مقاله اشاره میکند که هدف اصلی هر دو حزب، جلب رأیدهندگان کمتعداد یا «کم تمایل» به پای صندوقهای رای است. این امر هم مستلزم رای موافق و هم رای مخالف است. همه ما باید سرمایه گذاری مثبت کافی در اهداف نامزد خود داشته باشیم و آرزوی قابل توجهی برای دیدن شکست نامزد دیگر داشته باشیم. علاوه بر این، ما باید احساس کنیم که سیستم ما و حتی کسانی را که دیدگاههای متفاوتی دارند، در نظر میگیرد.
من بیش از همه نگران این هستم که ترس های کاذب و پارانویا در مورد مهاجران برای ایجاد انگیزه در برخی رای دهندگان ایالتی مورد استفاده قرار گیرد. مهاجرت یک بحث سیاسی اساسی است که با ادعاهای بیگانه هراسانه و نژادپرستانه خنثی می شود و ما را از مسائل واقعی منحرف می کند. به معنای واقعی کلمه.
آیا این درست نیست که بهترین برنامه بهداشت روان یک وعده غذایی و سقفی بالای سر است؟ در آغوش گرفتن و مقداری عشق، ممکن است شروع به احساس شادی و حتی شادی کنیم.
من فکر می کنم اگر به اصول رای دهیم، نه به خاطر ترس های خود یا علیه یکدیگر، پس از انتخابات در موقعیت امن تری خواهیم بود. همیشه کارهای بیشتری برای انجام دادن وجود دارد، اما باید از جایی که هستیم شروع کنیم. ما باید با این واقعیت روبرو شویم که در این کشور پیچیده و متنوع همسایه هستیم.
به قول یکی از با ارزش ترین پسران پنسیلوانیا، فرد راجرز: “تو همسایه من نمی شوی؟”
© 2024 Ravi Chandra، MD، DFAPA